شهریور ۱۴۰۴، خبرگزاری حوزه در یادداشتی فاصله سینما با مفهوم انتظار را روی میز گذاشت. در آن گزارش به نقل از اهالی فرهنگ آمده بود: چهلوچند سال از انقلاب گذشته، اما آثاری که امام مهدی (عج) را محور اصلی خود قرار داده باشند، حتی پنج فیلم هم نمیشود.
این ارزیابی، یک نکته را روشن میکند: موضوع مهدویت در سینمای ایران، با وجود جایگاه اعتقادی و فرهنگی گستردهاش، هنوز به یک جریان اصلی تبدیل نشده است. اما این تصویر کامل نیست. در همین سالها، تلاشهایی شکل گرفته که مسیرهای متفاوتی را آزمودهاند.
انیمیشن: جلوتر از بقیه
یکی از این تلاشها در حوزه انیمیشن رخ داده است. انیمیشن «شاهزاده روم» در سال ۱۳۹۳ با محوریت نرجس خاتون، مادر امام مهدی(عج)، ساخته شد. این اثر برخلاف انتظارها در بسیاری از شهرها با استقبال خانوادهها روبهرو شد و توانست تصویری از یک زن مقدس را بدون ورود مستقیم به شخصیت امام ارائه کند.
سال ۱۴۰۴ نیز انیمیشن «فرمانروای آب» به کارگردانی مجید اسماعیلی در مشهد به نمایش عمومی درآمد. اسماعیلی گفته است ایده ساخت این فیلم پس از تخریب حرم سامرا در سال ۱۳۸۵ شکل گرفته و هسته اصلی آن نور امام مهدی و خاموش کردن آتش ظلم است. این اثر نیز مسیر غیرمستقیم را انتخاب کرده است.
در سینمای داستانی: نگاه از زاویه انتظار
در سینمای داستانی، ابراهیم حاتمیکیا، وقتی از او پرسیدند چرا درباره امام مهدی(عج) فیلم نمیسازد، پاسخ داد: ساختهام. همان بوی پیراهن یوسف. از نگاه حاتمیکیا، آن فیلم درباره اسارت و انتظار، فهم او از مفهوم انتظار بوده است.
این نگاه، در آثاری مانند زندانیها ساخته مسعود دهنمکی هم دیده میشود. آن فیلم با محوریت مفهوم انتظار موعود ساخته شد و از زاویهای متفاوت به این موضوع پرداخت.
در گفتوگوهای عمومی درباره این موضوع، سه لایه از ملاحظات دیده میشود
چارچوب فقهی. بر اساس مرور دانشنامه فقه معاصر، بسیاری از فقها نمایش چهره امام یا پیامبر را فی نفسه «حرام» نمیدانند. اختلاف بر پیامدهاست: اگر بازنمایی به وهن، تحریف یا تمسخر منجر شود، ممنوع است در غیر اینصورت مانعی ندارد. پاسخ آیتالله مکارم شیرازی به یک پرسش مشخص، نمونهای عملی در این بحث است. از ایشان پرسیدند: آیا میتوان صحنهای ساخت که امام مهدی(عج) در مسجد جمکران راه میرود، فقط پایین زانو نشان داده شود؟ پاسخ این بود: اگر احترام حفظ شود و بیننده گمان نکند که واقعاً خود امام را دیده، مانعی ندارد.
نتیجه گیری:
آنچه سینمای ایران در مواجهه با مهدویت نشان میدهد، یک مسیر در حال شکلگیری است. فقه، مسیر را باز گذاشته اما شرط گذاشته. الهیات پرسش بنیادینتری مطرح کرده. و در میان این دو، مسیرهای ممکن را جستهاند. انیمیشن جلوتر رفته، به این دلیل که غیرواقعگرایی ذاتی این رسانه، نگرانیهای ناشی از واقعگرایی سینما را طبیعیتر حل میکند. در سینمای لایو-اکشن، مسیر روایت غیرمستقیم و نگاه از زاویه انتظار گزینههایی است که برخی آن را آزمودهاند. این وضعیت، یک خلأ صرف نیست. یک فضای در حال شکلگیری است. سینمای ایران در حال پیدا کردن زبان خود برای روایت این موضوع است. زبان، آنقدر که به نظر میرسد، دور نیست.

















































