به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، مسجدالاقصی و قدس جایگاهی ویژه در تاریخ اسلام دارند. قرآن کریم از مسجدالاقصی در ماجرای اسراء یاد کرده و آن را سرزمینی مبارک معرفی میکند. همین جایگاه معنوی سبب شده است که مسئله قدس، برای مسلمانان صرفاً یک مسئله سیاسی یا جغرافیایی نباشد. در دوران معاصر نیز قدس به نمادی از مسئله فلسطین و مطالبه حقوق مردم این سرزمین تبدیل شده است. بنابراین، دفاع از قدس در گفتمان اسلامی میتواند در چارچوب دفاع از کرامت انسانی، عدالت و حقوق ملتها فهمیده شود.
۱. قدس؛ نماد مسئله عدالت
در فرهنگ مهدویت، انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) انتظار یک تحول محدود به یک سرزمین یا قوم نیست. آرمان مهدوی، جهانی است و با برقراری عدالت در گستره بشریت پیوند دارد. از این منظر، جامعه منتظر نمیتواند نسبت به ظلم بیتفاوت باشد. انتظار، انسان را به عدالتخواهی، خودسازی، مسئولیت اجتماعی و دفاع اخلاقی از مظلومان دعوت میکند.
اینجاست که قدس میتواند برای انسان منتظر معنایی فراتر از یک جغرافیا پیدا کند: نمادی از حساسیت نسبت به ظلم و بیتفاوت نبودن در برابر رنج انسانها. اگر ظهور را افق عدالت جهانی بدانیم، دفاع از عدالت در زمان حاضر نیز بخشی از مسئولیت اخلاقی انسان منتظر است. اگر ظهور با کرامت انسان همراه است، جامعه منتظر نیز باید کرامت انسان را پاس بدارد و اگر حکومت مهدوی پایان سلطه ظلم است، انسان منتظر نیز نباید ظلم را امری طبیعی و تغییرناپذیر تصور کند.
۲. پیوندی در سطح آرمان، نه در سطح زمان
پیوند قدس و ظهور را نباید اینگونه فهمید که هر تحول سیاسی در فلسطین الزاماً نشانه نزدیک شدن ظهور است. چنین تطبیقهایی نیازمند دلیل معتبر دینی است و نمیتوان بر اساس تحولات روز، زمان یا نزدیکی ظهور را تعیین کرد. پیوند حقیقی، پیوند ارزشهاست. اگر ظهور را افق عدالت جهانی بدانیم، دفاع از عدالت در زمان حاضر نیز بخشی از مسئولیت اخلاقی انسان منتظر است.
نکته مهم این است که نمیتوان با قطعیت گفت چه رویداد سیاسی خاصی دقیقاً پیش از ظهور رخ خواهد داد یا چه زمانی شرایط ظهور فراهم میشود. وظیفه انسان، شناخت مسئولیت امروز است، نه ادعای دانستن اسرار فردا. در باور شیعه، زمان ظهور در اختیار علم الهی است و تطبیق شتابزده حوادث سیاسی بر نشانههای ظهور میتواند موجب انحراف و برداشتهای نادرست شود.
۳. قدس و وحدت امت اسلامی
قدس همچنین میتواند یکی از محورهای همگرایی جهان اسلام باشد. مسلمانان با وجود تفاوتهای مذهبی، قومی و سیاسی، میتوانند بر سر اصولی مانند عدالت، حمایت انسانی از مردم مظلوم و مخالفت با اشغال و تجاوز به حقوق ملتها همکاری کنند. وحدت اسلامی به معنای حذف تفاوتها نیست؛ بلکه یعنی اختلافات، مانع همکاری در مسائل مشترک نشوند.
این مسئله اهمیت ویژهای دارد، زیرا یکی از چالشهای جهان اسلام، پراکندگی ظرفیتهای انسانی و علمی آن است. آرمان قدس میتواند در سطحی اخلاقی و انسانی، زمینهای برای گفتوگو و همکاری بیشتر میان مسلمانان فراهم کند و آنها را از پراکندگی به همبستگی نزدیکتر سازد.
۴. مقاومت؛ از اخلاق تا عمل
در ادبیات مقاومت، قدس به نماد ایستادگی در برابر اشغال و سلطه تبدیل شده است. اما مقاومت مطلوب، باید با اخلاق و رعایت کرامت انسان همراه باشد. دفاع از حقوق مردم فلسطین و مخالفت با اشغال، نباید به نفرتپراکنی علیه ملتها یا آسیب رساندن به غیرنظامیان تبدیل شود.
فرهنگ مهدوی نیز نمیتواند بر بیارزش دانستن جان انسانها بنا شود؛ زیرا آرمان نهایی آن، عدالت برای بشریت است. از این منظر، مقاومت فرهنگی، رسانهای، علمی و سیاسی نیز اهمیت دارد. آگاهیبخشی دقیق، مقابله با تحریف، حمایت از حقوق انسانی و تلاش برای کاهش رنج مردم، میتواند بخشی از مسئولیت جامعهای باشد که خود را عدالتخواه میداند.
۵. قدس؛ آزمون فرهنگ انتظار
انتظار واقعی در میدان عمل خود را نشان میدهد. اگر فردی برای ظهور دعا میکند اما نسبت به ظلم، فقر، تبعیض و رنج انسانها کاملاً بیتفاوت است، میان باور و رفتار او فاصله وجود دارد. انتظار باید انسان را حساستر، مسئولتر و اخلاقیتر کند.
مسئله قدس میتواند یکی از آزمونهای همین مسئولیت باشد: آیا میتوانیم در برابر رنج انسانها احساس مسئولیت کنیم، بدون آنکه گرفتار نفرت، دروغ، شایعه و خشونت علیه بیگناهان شویم؟ این همان نقطهای است که مهدویت از یک اندیشه نظری به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل میشود. جامعه منتظر، جامعهای است که نه تنها به آینده امید دارد، بلکه در ساختن امروز عادلانه نیز نقش ایفا میکند.
از قدس تا جهان؛ آرمانی که محدود به یک نقطه نیست
آرمان قدس اگر صرفاً به یک نقطه جغرافیایی محدود شود، ظرفیت بزرگ اخلاقی خود را از دست میدهد. قدس میتواند نماد مطالبه عدالت برای همه انسانها باشد. همانگونه که ظهور در اندیشه مهدوی افقی جهانی دارد، عدالتخواهی نیز نباید گزینشی باشد. انسان منتظر باید نسبت به مظلومیت انسانها در هر نقطه جهان حساس باشد.
بنابراین، «از قدس تا ظهور» را میتوان مسیری از عدالتخواهی، کرامت انسانی، وحدت، امید و مسئولیت دانست. مسیری که در آن، هر قدم به سوی عدالت، هر تلاش برای کاهش رنج انسانها و هر کوشش برای ترویج اخلاق و معنویت، گامی هرچند کوچک، به سوی تحقق همان آرمان بزرگ است که وعده الهی، تحقق آن را قطعی و حتمی دانسته است.
💎 جمعبندی؛ قدس و ظهور، دو روی یک سکه
قدس و ظهور دو مفهوم یکسان نیستند؛ اما میتوان میان آنها پیوندی عمیق در سطح آرمانها برقرار کرد. قدس، نماد یک مطالبه تاریخی و اخلاقی برای عدالت و کرامت است؛ ظهور، افق نهایی عدالت جهانی در فرهنگ مهدویت.
در این میان، انسان منتظر نه زمان ظهور را تعیین میکند و نه مدعی تحقق آن به دست خود است. وظیفه او این است که در عصر غیبت، خود و جامعه را به ارزشهایی نزدیک کند که در جامعه مهدوی به کمال خواهند رسید. از این منظر، قدس میتواند یکی از میدانهای آزمون عدالتخواهی باشد و ظهور، بزرگترین افق امید. قدس، آرمان عدالت در یک سرزمین؛ ظهور، آرمان عدالت برای همه جهان.














































