جهان امروز با وجود پیشرفتهای خیرهکننده علمی و فناوری، بیش از هر زمان دیگری با بحرانهای عمیق انسانی، اخلاقی و اجتماعی روبهرو است. بشر توانسته است مرزهای دانش را درنوردد، به اعماق فضا نفوذ کند و ابزارهای ارتباطی شگفتانگیزی خلق نماید، اما هنوز نتوانسته است عطش خود برای عدالت، آرامش و امنیت پایدار را […]
جهان امروز با وجود پیشرفتهای خیرهکننده علمی و فناوری، بیش از هر زمان دیگری با بحرانهای عمیق انسانی، اخلاقی و اجتماعی روبهرو است. بشر توانسته است مرزهای دانش را درنوردد، به اعماق فضا نفوذ کند و ابزارهای ارتباطی شگفتانگیزی خلق نماید، اما هنوز نتوانسته است عطش خود برای عدالت، آرامش و امنیت پایدار را برطرف سازد. همین واقعیت، انسان معاصر را بیش از هر زمان دیگری متوجه نیاز به یک منجی الهی کرده است.
نگاهی به وضعیت جهان نشان میدهد که علیرغم شعارهای پرزرق و برق حقوق بشر، عدالت و آزادی، میلیونها انسان همچنان قربانی جنگ، اشغالگری، تبعیض، فقر و بیعدالتی هستند. قدرتهای بزرگ که خود را مدافع صلح معرفی میکنند، در بسیاری از موارد عامل اصلی ناامنی و بیثباتی در جهان هستند. ملتهای مظلوم در نقاط مختلف دنیا همچنان هزینه زیادهخواهی مستکبران را میپردازند و این مسئله نشان میدهد که نظامهای بشری نتوانستهاند نسخهای کامل برای نجات انسان ارائه دهند.
از سوی دیگر، بحران معنویت یکی از مهمترین چالشهای عصر حاضر است. انسان امروز اگرچه در رفاه مادی پیشرفت کرده، اما در بسیاری از موارد از آرامش روحی فاصله گرفته است. افزایش افسردگی، اضطراب، فروپاشی خانوادهها و احساس پوچی در جوامع مختلف، نشانههایی از این خلأ بزرگ معنوی است. بشر به نقطهای رسیده که دریافته رفاه مادی به تنهایی نمیتواند سعادت و آرامش واقعی را برای او به ارمغان بیاورد.
در چنین شرایطی، اندیشه مهدویت و اعتقاد به ظهور حضرت ولیعصر(عج)، پاسخی روشن به نیازهای اساسی انسان معاصر است. منجی موعود در فرهنگ اسلامی تنها یک رهبر سیاسی نیست، بلکه احیاگر عدالت، معنویت، اخلاق و کرامت انسانی در سراسر جهان است. ظهور آن حضرت به معنای برپایی تمدنی است که در آن علم و ایمان، قدرت و عدالت، پیشرفت و معنویت در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
یکی از دلایل نیاز بیشتر جهان امروز به منجی، گسترش ظلم در ابعاد جهانی است. هرچه ظلم گستردهتر میشود، عطش ملتها برای عدالت نیز افزایش مییابد. امروز بسیاری از انسانها فارغ از دین، نژاد و ملیت، در جستوجوی آیندهای هستند که در آن انسانیت قربانی منافع قدرتهای بزرگ نشود. این همان آرمانی است که در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) به کاملترین شکل تحقق خواهد یافت.
همچنین جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز دارد. اختلافات قومی، نژادی، مذهبی و سیاسی، بشر را به جزایری پراکنده تبدیل کرده است. در حالی که حکومت مهدوی، نقطه اجتماع انسانها حول محور حق، عدالت و بندگی خداوند خواهد بود؛ حکومتی که مرزهای تبعیض را درهم میشکند و کرامت انسان را احیا میکند.
اما نکته مهم این است که نیاز به منجی نباید به انفعال و انتظار منفعلانه منجر شود. اعتقاد به ظهور، مسئولیت انسانها را سنگینتر میکند. جامعهای که خود را منتظر میداند، باید برای تحقق ارزشهای مهدوی تلاش کند؛ عدالتخواه باشد، از مظلوم دفاع کند، اخلاق را در جامعه گسترش دهد و برای اصلاح خود و محیط پیرامونش بکوشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است که بشر بدون هدایت الهی و بدون تحقق حاکمیت عدالت جهانی، راهی به سوی سعادت پایدار نخواهد یافت. بحرانهای فراگیر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی، انسان را به این حقیقت نزدیکتر کرده است که جهان در انتظار یک تحول بزرگ الهی است.
در یک جمعبندی میتوان گفت که هرچه بر پیچیدگی مشکلات جهان افزوده میشود، نیاز بشر به منجی نیز آشکارتر میگردد. ظهور حضرت مهدی(عج) پاسخ نهایی به عطش تاریخی انسان برای عدالت، امنیت، معنویت و کرامت است. جهان امروز شاید از نظر فناوری پیشرفتهترین دوران تاریخ را تجربه کند، اما از نظر نیاز به منجی و عدالت جهانی نیز در نقطهای قرار گرفته است که بیش از هر زمان دیگری چشم به تحقق وعده بزرگ الهی دوخته است.

















































