وقتی مسئولیت، امانتی بیادعا برای سردار شانهای میشود
اصفهان، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴. سحرگاه، هنوز اذان صبح از گلدستههای مسجد امام(ره) بلند نشده بود که آسمان تهران، با انفجاری ددمنشانه، خونین شد. رژیم صهیونیستی، در اوج ناجوانمردی، خانهای را هدف گرفت که در آن، یک فرماندهٔ ۶۳ ساله، در کنار همسر و فرزندش، آرام گرفته بود. سردار مهدی ربانی، آن که از سنگرهای خاکیِ دفاع مقدس تا عالیترین سطح فرماندهی عملیاتی کشور را پیموده بود، در آن صبح خونین، نه تنها خود، که عزیزترین همراهانش را نیز با خود به مهمانی خدا برد.
مسئولیت برای سردار موحد دانش امانتی الهی بود
کردستان، اردیبهشت ۱۳۶۰. سنگرهای بازیدراز. نارنجکی که از سوی دشمن پرتاب شد، نه تنها دست راست این فرماندهٔ جوان را از مچ قطع کرد، بلکه فصل تازهای از حماسه را در تاریخ دفاع مقدس رقم زد. علیرضا موحد دانش، همان که در ۲۴ سالگی فرماندهی تیپ ۱۰ سیدالشهدا(ع) را بر عهده گرفت,در آن شب، آنقدر خونسرد بود که دست قطعشدهاش را زیر اورکت پنهان کرد تا مبادا روحیهٔ بچهها تضعیف شود. این، تنها گوشهای از شخصیت فرماندهای است که امروز، پس از ۴۰ سال، هنوز نامش بر تارک تاریخ دفاع مقدس میدرخشد.
سجاد ادیبی؛ برگ زرین دیگری بر دفتر افتخار خانواده مقاومت
کرج، روزهای پایانی خرداد ۱۴۰۴. سایه سنگین جنگ ۱۲ روزه بر سرزمین ایران افتاده بود. سردار نادر ادیبی، آن اسطورهٔ کانال کمیل در هشت سال دفاع مقدس، اینک شاهد پیوستن فرزند رشیدش به کاروان شهیدان بود. سجاد ادیبی، جوانی که خون پدر را در رگهایش داشت، عصر روز یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ در حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به یکی از مراکز در تهران، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. او که همسرش برای دومین فرزندشان ۵ ماهه باردار بود، روی تمام آرزوهایش خط کشید تا مبادا دشمن میدان را خالی ببیند و بر سرزمینش بتازد
پیام راهبردی تفاهم؛ وقتی اختیار با پاسخگویی گره میخورد
در سیاستورزی جمهوری اسلامی، همواره یکی از مهمترین چالشها، نسبت میان «اختیار» و «مسئولیت» بوده است. اگر متن منتشرشده درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا را مبنا قرار دهیم، مهمترین پیام آن نه اصل تفاهم، بلکه ترسیم دقیق مرز مسئولیتها در ساختار حکمرانی است.
بازتاب و روندهای برجسته سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی کشور در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
در رصد روزانه فضای مجازی، «تثبیت روایت ایران قوی در فضای پساتوافق، فعالسازی رقابتهای سیاسی داخلی پیرامون متن تفاهمنامه، و تشدید نگرانیهای معیشتی با وجود گشایشهای اقتصادی» به محور اصلی روایتها تبدیل شده است. از تأکید بر انسجام ملی و پرهیز از دوقطبیسازی، تا هشدار درباره تغییر راهبرد دشمن به ایجاد شکاف در میان حامیان، فروریختن امید براندازی در اردوگاه معارضان، و ضریبدهی به بسته ۳۰۰ میلیارد دلاری برای القای گشایش اقتصادی فراگیر، همگی در کانون توجه رسانهها قرار گرفتهاند.
«اجازه مشروط» در سایه «استیصال آمریکا»
تهران، شب ۲۸ خرداد ۱۴۰۵. ساعت از ۹ گذشته بود. ملت ایران، از زن و مرد، از شهری و روستایی، از بازاری و دانشگاهی، چشم به صفحه تلفنهای همراه و رسانهها دوخته بودند؛ ملتی که هنوز ردّ داغ شهادت رهبر محبوبش، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، را بر سینه داشت و اکنون، در دورانِ جانشین برحقّاش، آیتالله سید مجتبی خامنهای، به دنبال یک کلام بود. توافق امضا شده بود، اما تکلیف دلها روشن نبود و آن کلام آمد.
متن توافق، تبدیل به قبرستان پیششرطهای ترامپ شد
اگر قرار باشد سالها کشمکش، فشار، تهدید و مذاکره در یک سطر خلاصه شود، شاید دقیقترین جمله این باشد: طرف مقابل با دستورکاری گسترده برای مهار ایران پای میز آمد، اما امروز متنی را امضا کرده که در آن بسیاری از خواستههای کلیدی گذشته غایب است و عناصری از مواضع ایران به عنوان واقعیتهای پذیرفتهشده تثبیت شدهاند. توافق اخیر یک سند فنیِ صرف نیست؛ یک سند سیاسی است که شکست پروژه تحمیل حداکثری را روایت میکند.
نقد دلسوزانه؛ سرمایهای برای توافقی مستحکمتر
در هر توافق مهم سیاسی، آنچه ضامن موفقیت و پایداری آن است، تنها امضای طرفین نیست؛ بلکه میزان دقت در تنظیم مفاد، پیشبینی سناریوهای نقض عهد و بهرهگیری از نقدهای کارشناسی است. از این منظر، نقدهای مطرحشده درباره تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا را باید نه تهدید، بلکه فرصتی برای تقویت موضع جمهوری […]
انتظار فرج؛ عبادتی فراتر از یک آرزو
در فرهنگ شیعه، «انتظار فرج» تنها چشم دوختن به آینده یا آرزوی آمدن منجی نیست، بلکه حقیقتی عمیق، سازنده و حرکتآفرین است. انتظار، عبادتی است که انسان را از سکون و بیتفاوتی خارج میکند و او را به مسئولیتپذیری، خودسازی و تلاش برای اصلاح جامعه فرا میخواند. از همین رو، در روایات اهلبیت(ع)، «انتظار […]






































































