آمریکا میان دو گزینه‌ی شکست اقتصادی و جنگِ بی‌نتیجه سرگردان است
آمریکا میان دو گزینه‌ی شکست اقتصادی و جنگِ بی‌نتیجه سرگردان است
در روزهایی که دونالد ترامپ از «کنترل کامل» بر تنگه هرمز سخن می‌گوید و آن را «دیوار فولادی» می‌نامد، یک بالگرد آمریکایی با شلیک دو موشک هلفایر به موتورخانه یک کشتی تجاری، یازدهمین اقدام نظامی خود در محاصره دریایی را رقم می‌زند و نفتکش‌های حامل انرژی را از سواحل ایران دور می‌کند. اما در تناقضی آشکار، همین دولت واشنگتن از یک سو به دنبال «توافق» با ایران است و از سوی دیگر، خواستار «غرامت» از تهران می‌شود. برای تحلیل این تناقض‌های راهبردی و تبیین جایگاه ایران در معادلات جدید منطقه، با دکتر عباس احدی، دبیرکل قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

سؤال: آقای دکتر! در روزهای اخیر، شاهد ادعاهای متناقضی از سوی مقامات آمریکایی بودیم. ارزیابی کلی شما از این تحولات چیست؟

دکتر احدی: آنچه در این سه روز رخ داد، نمایشی از «سرگشتگی راهبردی» واشنگتن است. ما با سه جریان موازی اما کاملاً متناقض مواجه بودیم.

نخست، ادعای توخالی کنترل کامل بر تنگه هرمز. ترامپ در شبکه اجتماعی خود مدعی شد که «آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد» و این محاصره را «دیوار فولادی» خواند که ایران هیچ کاری نمی‌تواند در برابر آن انجام دهد. سنتکام نیز اعلام کرد که تا این تاریخ، این محاصره ۵۹ کشتی تجاری را مجبور به تغییر مسیر کرده، سه فروند را از کار انداخته و دو فروند را بازرسی کرده است.

دوم، تشدید اقدامات نظامی. در ۱۱ اوت، یک بالگرد نیروی دریایی آمریکا با شلیک دو موشک هلفایر به موتورخانه یک کشتی تجاری، یازدهمین کشتی‌ای بود که از آوریل تاکنون توسط نیروهای آمریکایی هدف قرار گرفته است.

اما در تناقضی آشکار، سومین جریان، ابراز تمایل پنهان برای توافق بود. یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت که هیچ پیشرفتی در احیای توافق موقت وجود ندارد و از دیدگاه تهران، آتش‌بس ۶۰ روزه هرگز عملاً آغاز نشده است؛ چراکه آمریکا ۴۸ ساعت پس از امضای تفاهم‌نامه، آن را نقض کرد. در همین حال، پاکستان و قطر اعلام کردند که مذاکرات برای مدیریت تنگه هرمز در مرحله پیشرفته‌ای قرار دارد. این یعنی واشنگتن در عین حال که مشت خود را گره کرده، زبان به التماس گشوده است و این، نشانه ضعف است، نه قدرت.

سؤال: واکنش ایران به این ادعاها چه بود و چه پیامی برای واشنگتن داشت؟

دکتر احدی: واکنش ایران، هوشمندانه، قاطع و مبتنی بر یک محاسبه‌ی راهبردیِ دقیق بود. محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، در ۱۱ اوت با صراحت اعلام کرد که آمریکا «منشأ ناامنی» در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان است و تا زمانی که واشنگتن «رفتار خود را تغییر ندهد و شرایط ایران را نپذیرد»، تنگه هرمز باز نخواهد شد.

هم‌زمان، «سازمان بنادر و دریانوردی ایران» (که در برخی منابع از آن به عنوان «مرجع مدیریت تنگه هرمز» یاد شده) اعلام کرد که ادعاهای مکرر مقامات آمریکایی درباره بازگشایی تنگه هرمز «با واقعیت همخوانی ندارد» و تأکید کرد که «تنگه هرمز تا زمانی که شروط ایران پذیرفته نشود، بسته باقی خواهد ماند». آمارها نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند؛ بر اساس داده‌های شرکت «کپلر»، در بازه‌ی ۵ روزه منتهی به ۱۲ اوت، به‌طور میانگین روزانه تنها ۱۳ کشتی از تنگه هرمز عبور کرده‌اند که نزدیک به پایین‌ترین سطح طی ۳ ماه اخیر است.

ایران همچنین در اقدامی بی‌سابقه، از آمریکا بابت «بیش از هفت دهه اقدام خصمانه، دخالت و بهره‌کشی» درخواست غرامت کرد و سفارت ایران در تونس با انتشار ۱۹ مورد از اقدامات آمریکا علیه ایران از جمله سرنگونی هواپیمای مسافری ایران‌ایر در سال ۱۳۶۷، موضع حقوقی تهران را تثبیت کرد.

سؤال: تغییر تاکتیک آمریکا از تهدید نظامی به فشار اقتصادی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دکتر احدی: این تغییر، یک «تغییر راهبردی» نیست؛ یک «تغییر تاکتیکیِ اجباری» است. واشنگتن ماه‌ها جنگ نظامی را تجربه کرد و به این نتیجه رسید که با حملات هوایی نمی‌تواند ایران را به زانو درآورد. به همین دلیل، حالا به سراغ «محاصره اقتصادی» رفته است. ترامپ در مصاحبه با اکسیوس گفت که ایران «از نظر اقتصادی در وضعیت بسیار بدی است و پول ندارد» و یکی از گزینه‌هایش را «ادامه فشار تا سقوط اقتصادی ایران» توصیف کرده است.

اما این یک خطای محاسباتی بزرگ است. ایران ۴۰ سال است که در شرایط تحریم زندگی کرده و اقتصاد مقاومتی را به یک فرهنگ تبدیل کرده است. تجربه پنج‌ماهه رویارویی به روشنی نشان داده که حملات می‌تواند به ایران آسیب بزند، اما نمی‌تواند تهران را مجبور کند یا توان تلافی‌جویانه آن را از بین ببرد. همان‌گونه که خودِ ترامپ نیز اقرار کرده، ایرانی‌ها «مذاکره‌کنندگانی بسیار حیله‌گر» هستند و آمریکا در این «بازی شطرنج» به بن‌بست رسیده است.

سؤال: یکی از موضوعات جالب، ادعای غرامت از سوی ترامپ بود. این موضوع را چگونه تحلیل می‌کنید؟

دکتر احدی: این ادعا، نه فقط غیرمنطقی، که نشان‌دهنده‌ی عمق سردرگمی راهبردی واشنگتن است. ترامپ در ۱۰ اوت به‌طور غیرمنتظره‌ای اعلام کرد که ایران باید برای کشته‌شدگان حملات طی دهه‌های گذشته غرامت بپردازد. در حالی که ایران پیش‌تر درخواست غرامت برای جنگ را به عنوان یکی از شروط بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرده بود.

چارلز کاپچان، مشاور پیشین باراک اوباما، این درخواست ترامپ را «یک شوخی» توصیف کرد. تحلیلگران آمریکایی نیز خاطرنشان کردند که بمباران ناو یواس‌اس کول در سال ۲۰۰۰ که ۱۷ نظامی آمریکایی در آن کشته شدند، توسط اف‌بی‌آی به القاعده نسبت داده شده است، نه ایران. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که حتی در میان نخبگان غربی، ادعاهای ترامپ فاقد اعتبار است و این، شکستی دیگر برای دیپلماسی واشنگتن محسوب می‌شود. در واقع، این اقدام ترامپ، تلاشی برای «جبران عقب‌نشینی» از مواضع پیشین و تغییر فضای رسانه‌ای است.

سؤال: چشم‌انداز آینده تنگه هرمز و مذاکرات را چگونه می‌بینید؟

دکتر احدی: چشم‌انداز، روشن و از موضع قدرت است. شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز روشن و غیرقابل‌بازگشت است: پایان جنگ، پایان محاصره دریایی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و آتش‌بس کامل در لبنان و غزه. تا زمانی که این شروط محقق نشود، تنگه هرمز بسته باقی خواهد ماند.

نکته جالب توجه، تحول در نگاه کشورهای منطقه است. سخنگوی وزارت خارجه ایران به‌درستی اشاره کرده که پیمان دفاعی مکه نشانه تغییر نگاه کشورهای منطقه است؛ آن‌ها به‌تدریج دریافته‌اند که امنیت را نمی‌توان با تکیه بر قدرت‌های خارجی تأمین کرد. این یک پیروزی راهبردی برای گفتمان جمهوری اسلامی ایران است که همواره بر «امنیت درون‌زا» تأکید داشته است.

و نکته آخر اینکه، از دیدگاه ایران، هیچ دوره‌ای برای گسترش آتش‌بس وجود ندارد، زیرا دوره‌ای هرگز آغاز نشده است. تهران می‌تواند جنگ را تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ ادامه دهد.  ما برای یک «جنگ طولانی» آماده‌ایم و این، بزرگ‌ترین نقطه قوت ما در برابر کشوری است که فرسایش را تاب نمی‌آورد. آمریکا از آنچه تصور می‌کرد ضعیف‌تر است و پیروزی از آنِ ایران است.