تحلیلگران ارشد جهان از فروپاشی قواعد کهنه بازار نفت می‌گویند
تحلیلگران ارشد جهان از فروپاشی قواعد کهنه بازار نفت می‌گویند
کمتر از پنج ماه از آغاز جنگ در غرب آسیا می‌گذرد و بازار جهانی نفت با یکی از شدیدترین شوک‌های عرضه در تاریخ خود دست‌وپنجه نرم می‌کند. اختلال همزمان در دو آبراه راهبردی تنگه هرمز و باب‌المندب، حدود یک‌چهارم عرضه نفت خام جهان را تحت تأثیر قرار داده و صادرات ترکیبی خلیج‌فارس و سواحل غربی عربستان را به کمتر از یک‌سوم دوران پیش از جنگ کاهش داده است. نهادهای معتبر جهانی از جمله آژانس بین‌المللی انرژی، اوپک و بانک‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، پیش‌بینی‌های خود را به‌طور مکرر اصلاح کرده‌اند. برای بررسی ابعاد فنی و راهبردی این بحران، با سید علی میرمحمدی، مدیرعامل پایانه سیمان اروند و معاون سابق اقتصادی و برنامه‌ریزی شرکت توسعه صنعت سیمان کشور، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، جنگ غرب آسیا که از اوایل سال جاری آغاز شد، بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار نفت را رقم زده است. عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز که پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده را جابه‌جا می‌کرد، در ماه‌های اخیر به حدود ۳ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. به‌رغم امضای تفاهم‌نامه موقت، حملات مجدد در هفته‌های اخیر بار دیگر امید به عادی‌سازی را نقش بر آب کرده است. در همین حال، تهدید نیروهای مسلح یمن به محاصره کشتی‌های سعودی در باب‌المندب، مسیر جایگزین ریاض را نیز به بن‌بست کشانده است. سید علی میرمحمدی، مدیرعامل پایانه سیمان اروند، با سال‌ها تجربه در حوزه اقتصاد صنعت و تجارت بین‌الملل، در این مصاحبه ابعاد فنی این بحران را از منظر یک کارشناس ارشد صنعت نفت و حمل‌ونقل دریایی واکاوی می‌کند.


سؤال: آقای میرمحمدی! به‌عنوان یک کارشناس ارشد حوزه انرژی، وضعیت کنونی بازار نفت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

میرمحمدی: آنچه امروز در بازار نفت می‌بینیم، بی‌سابقه است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش اخیر خود اعلام کرده که عرضه جهانی نفت در سال جاری با کاهش حدود ۴ میلیون بشکه‌ای به حدود ۱۰۳ میلیون بشکه در روز خواهد رسید، در حالی که تقاضا حدود یک میلیون بشکه کاهش یافته و به حدود ۱۰۴ میلیون بشکه می‌رسد. این نخستین کاهش سالانه تقاضا از دوران همه‌گیری کرونا محسوب می‌شود.

اما نکته مهم‌تر، نگاه به آینده است. مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد در آخرین گزارش ماهانه خود، کسری عرضه در سال جاری را حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز پیش‌بینی کرده است. این رقم برای سه‌ماهه سوم به‌دلیل تشدید مجدد درگیری‌ها، به حدود ۶ میلیون بشکه در روز نیز می‌رسد. در سوی مقابل، بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی به طور متوسط کسری حدود ۱.۵ میلیون بشکه‌ای را برای سال جاری پیش‌بینی می‌کنند که تقریباً دو برابر برآوردهای قبلی است.

سؤال: این ارقام با پیش‌بینی‌های اوپک و بانک‌های بزرگ سرمایه‌گذاری چگونه مقایسه می‌شود؟

میرمحمدی: اینجا اختلاف نظر جدی وجود دارد. در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی نفت در سال جاری کاهش یابد، اوپک همچنان رشد تقاضا را پیش‌بینی می‌کند. این اختلاف، که ریشه در روش‌شناسی و مفروضات متفاوت دارد، خود عاملی برای نوسان قیمت‌هاست.

بانک‌های بزرگ سرمایه‌گذاری نیز سناریوهای مختلفی را ترسیم کرده‌اند. پیش‌بینی پایه گلدمن ساکس، نفت برنت را به‌طور متوسط حدود ۸۰ دلار در سه‌ماهه پایانی سال پیش‌بینی می‌کند. اما مهم‌تر از پیش‌بینی پایه، سناریوی ریسک صعودی است: در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، قیمت برنت می‌تواند در سه‌ماهه چهارم از مرز ۱۲۰ دلار عبور کند و به‌طور متوسط در سال آینده به حدود ۱۰۰ دلار برسد.

جی‌پی مورگان نیز پیش‌بینی کرده که برنت به‌طور متوسط حدود ۸۵ دلار در سه‌ماهه سوم و حدود ۸۰ دلار در سه‌ماهه چهارم خواهد بود. اما مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد، قیمت برنت را در سال جاری به‌طور متوسط حدود ۹۰ دلار و در سال آینده حدود ۸۰ دلار پیش‌بینی کرده است. در مقابل، پیش‌بینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا بسیار محافظه‌کارانه‌تر است و برنت را به‌طور متوسط حدود ۷۵ دلار در سه‌ماهه سوم و حدود ۶۵ دلار در سال آینده پیش‌بینی می‌کند.

سؤال: یکی از مهم‌ترین پیامدهای این بحران، فروپاشی قواعد سنتی تجارت نفت در خاورمیانه است. لطفاً بیشتر توضیح دهید.

میرمحمدی: دقیقاً. نشریه بررسی اقتصادی خاورمیانه به‌درستی هشدار داده که قواعد سنتی حاکم بر تجارت نفت خام خاورمیانه در حال فروپاشی است و بعید است بازار به مدل سنتی بازگردد. پیش از جنگ، آرامکوی عربستان در ابتدای هر ماه، نرخ‌های رسمی فروش خود را برای بارگیری در ماه آینده اعلام می‌کرد. برنامه‌ریزی و بارگیری بدون وقفه، پایه اصلی این سیستم بود و به تولیدکنندگان اجازه می‌داد با مقایسه قیمت‌ها، ارزش منصفانه نفت را ارزیابی کنند.

اما اکنون، اختلال در تنگه هرمز موجب شکل‌گیری دعاوی حقوقی، تنش میان خریداران سهام‌دار و تولیدکنندگان و اختلافات قضایی میان شرکت‌های بازرگانی، طرف‌های تجاری و بورس‌ها شده است. پیامدهای زنجیره‌ای این شوک در بارگیری، فقط از دست رفتن محموله‌های فیزیکی نیست، بلکه شامل موقعیت‌های معاملاتی چند میلیارد دلاری در بازارهای کاغذی نیز می‌شود که پشتوانه معاملات فیزیکی نفت هستند.

سؤال: تغییر مسیرهای تجاری چه تأثیری بر هزینه‌های حمل‌ونقل داشته است؟

میرمحمدی: تأثیر بر بازار حمل‌ونقل دریایی عمیق و بی‌سابقه بوده است. شاخص کلارکسون، شاخص معیار درآمدزایی صنعت کشتیرانی، در نیمه اول سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۶۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۴۰,۰۰۰ دلار در روز رسیده است. این رقم حدود ۳۰ درصد بالاتر از نیمه دوم سال گذشته است.

در بخش نفتکش‌ها، نرخ‌ها به بالاترین سطح ثبت‌شده تاریخ رسیده است. نرخ حمل محموله‌های فرآورده‌های نفتی از خلیج‌فارس به اروپا افزایشی دو برابری داشته است. نرخ حمل نفتکش‌های فوق‌بزرگ در سه‌ماهه دوم سال جاری به‌طور متوسط حدود ۱۴۰,۰۰۰ دلار در روز بوده که نسبت به سال قبل، افزایشی حدود ۲۰۰ درصد را نشان می‌دهد.

همچنین، هزینه‌های بیمه جنگ برای نفتکش‌ها به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و به چند درصد از ارزش کشتی‌ها رسیده است.

سؤال: اوپک‌پلاس چه واکنشی به این بحران نشان داده است؟

میرمحمدی: اوپک‌پلاس در تازه‌ترین تصمیم خود، افزایش سهمیه تولید به میزان حدود ۲۰۰,۰۰۰ بشکه در روز را تصویب کرده است. این تصمیم که توسط هفت عضو اصلی اتخاذ شده، مرحله نهایی بازگرداندن تدریجی کاهش‌های داوطلبانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه‌ای را که ابتدا در سال ۲۰۲۳ توافق شده بود، تکمیل می‌کند.

اما نکته جالب توجه این است که با وجود افزایش سهمیه، افزایش واقعی تولید به دلیل اختلال در صادرات از خلیج‌فارس، عمدتاً روی کاغذ باقی مانده و تأثیر چندانی بر بازار نداشته است. منابع آگاه همچنین اشاره کرده‌اند که اوپک‌پلاس احتمالاً افزایش تولید را برای سه‌ماهه چهارم متوقف خواهد کرد تا وضعیت بازار را پایش کند.

سؤال: یکی از مباحث داغ این روزها، احتمال اعطای نقش رسمی به ایران در مدیریت تنگه هرمز است. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

میرمحمدی: این موضوع بسیار مهم و نشان‌دهنده عمق تحولات رخ‌داده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، عمان به نمایندگی از کشورهای حوزه خلیج‌فارس، پیشنهادی به تهران ارائه کرده که بر اساس آن، ایران در مدیریت تنگه هرمز مشارکت کرده و از کشتی‌های عبوری هزینه دریافت کند. هرچند ایران این پیشنهاد را رد کرده و اصرار دارد که کل کانال ورودی و بخشی از مسیر خروجی باید تحت کنترل کامل آن باشد، اما نفس مطرح شدن چنین پیشنهادی از سوی کشورهای عربی، نشان‌دهنده تغییر اساسی در معادلات قدرت منطقه است.

واشنگتن بارها هرگونه پرداخت عوارض به ایران را رد کرده است. اما واقعیت‌های میدانی، دامنه گزینه‌های آمریکا را به‌طور مداوم محدود کرده است. حملات هوایی آمریکا نتوانسته توانایی ایران در مختل کردن تردد دریایی را از بین ببرد و ترامپ نیز به‌نظر می‌رسد تمایلی به ورود به جنگی گسترده‌تر در منطقه ندارد. در چنین شرایطی، توافقی که نفوذ ایران بر مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان را رسمیت بخشد، می‌تواند یک پیروزی راهبردی بزرگ برای تهران محسوب شود. از منظر اقتصادی، هرگونه سیستم عوارضی، هزینه صادرات نفت و گاز از منطقه را افزایش خواهد داد.

سؤال: تأثیر این بحران بر اقتصاد کلان جهان و به‌ویژه کشورهای مصرف‌کننده چیست؟

میرمحمدی: تأثیرات عمیق است. بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، اختلال همزمان در تنگه هرمز و باب‌المندب، حدود یک‌چهارم عرضه نفت خام جهان را مختل کرده است. تقاضای جهانی نفت در سه‌ماهه دوم سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود ۵ درصد کاهش یافته و به حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز رسیده است.

مصرف‌کنندگان بزرگ آسیایی به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. بر اساس داده‌های مؤسسات معتبر بین‌المللی، بازارهای آسیایی به دلیل هم‌جواری با خلیج‌فارس و وابستگی به تأمین‌کنندگان این منطقه، زودتر و شدیدتر از سایر نقاط جهان تحت تأثیر این اختلال قرار گرفته‌اند. چین که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است، با کاهش قابل‌توجهی در تقاضای بنزین مواجه شده است. تحلیلگران جی‌پی مورگان برآورد کرده‌اند که بخش قابل‌توجهی از این کاهش ممکن است حتی پس از عادی‌سازی بازارها بازنگردد. به‌عبارت دیگر، این بحران ممکن است به یک تغییر ساختاری در الگوی مصرف انرژی چین منجر شود که پیامدهای بلندمدتی برای بازار جهانی نفت خواهد داشت.

سؤال: و سخن پایانی شما درباره آینده بازار نفت و نظم نوین جهانی؟

میرمحمدی: آنچه امروز در بازار نفت می‌گذرد، فراتر از یک نوسان قیمتی مقطعی است. قواعد سنتی حاکم بر تجارت نفت خام خاورمیانه در حال فروپاشی است. بازار منطقه در آینده مبهم‌تر خواهد شد، مناقصه‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند، سیگنال‌های کشتی‌ها خاموش و مذاکرات دوجانبه درباره کرایه حمل‌ونقل به رویه معمول تبدیل می‌شود. اعتماد از دست‌رفته در بازارهای نفتی و تغییر مسیرهای تجاری، اثری ماندگار بر ساختار عرضه و تقاضای جهانی خواهد گذاشت.

این فضا سبب می‌شود که پیدایش یک نظم نوین جهانی در ساختارهای مالی شکل گیرد و بازارهای سنتی دچار تحول و اضمحلال شوند. کارتل‌های اقتصادی دنیا در حوزه انرژی دچار نوسانات شدید مالی خواهند گردید که همچنین سبب تغییر موازنه حوزه جغرافیای ژئوپلیتیک در منابع ساختاری جهان خواهد شد. آنچه امروز در خلیج‌فارس و دریای سرخ رقم می‌خورد، نه یک بحران موقت، که زلزله‌ای در بنیان‌های نظام انرژی جهانی است که پیامدهای آن برای سال‌ها در اقتصاد جهان باقی خواهد ماند.