در روزهایی که فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر از سوی آمریکا و متحدانش تشدید شده است، نام «تنگه هرمز» بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و رسانهای جهان شنیده میشود. گذرگاهی باریک اما راهبردی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، شاهرگ انرژی جهان به […]
در روزهایی که فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر از سوی آمریکا و متحدانش تشدید شده است، نام «تنگه هرمز» بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و رسانهای جهان شنیده میشود. گذرگاهی باریک اما راهبردی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، شاهرگ انرژی جهان به شمار میرود و هرگونه تغییر در وضعیت آن میتواند معادلات اقتصاد جهانی را دستخوش تحول کند.
بر اساس آمارهای بینالمللی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که نزدیک به یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان را شامل میشود. همچنین بخش قابل توجهی از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از این مسیر راهی بازارهای بینالمللی میشود. همین واقعیت نشان میدهد که اهمیت تنگه هرمز تنها برای ایران یا کشورهای منطقه نیست، بلکه با امنیت انرژی جهان گره خورده است.
نکته مهم آن است که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه آغازگر ناامنی در خلیج فارس نبوده است. برخلاف تصویرسازی رسانههای غربی، این حضور نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه بوده که طی دهههای گذشته بستر اصلی تنشها را فراهم کرده است. از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی گرفته تا حمایت از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی و اعمال تحریمهای گسترده اقتصادی، همگی نمونههایی از رفتارهای خصمانهای هستند که امنیت منطقه را تهدید کردهاند.
از منظر حقوقی نیز ایران به عنوان یکی از کشورهای ساحلی تنگه هرمز دارای حقوق و مسئولیتهای مشخصی در قبال امنیت این آبراه است. هرچند درباره حدود اختیارات ایران در شرایط بحرانی میان حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد، اما اصل دفاع مشروع که در منشور سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده، به هر کشوری اجازه میدهد در برابر تهدیدات مستقیم علیه امنیت ملی خود اقدامات متناسب اتخاذ کند.
واقعیت این است که طرح موضوع بستن تنگه هرمز بیش از آنکه یک اقدام اجرایی باشد، یک ابزار بازدارنده راهبردی محسوب میشود. پیامی روشن به قدرتهایی که تصور میکنند میتوانند امنیت ایران را هدف قرار دهند اما هزینهای پرداخت نکنند. تجربه نشان داده است هرگاه دشمنان جمهوری اسلامی زبان تهدید را برگزیدهاند، پاسخ قاطع ایران موجب عقبنشینی آنان شده است.
امروز تنگه هرمز نه صرفاً یک گذرگاه دریایی، بلکه نماد قدرت ژئوپلیتیکی ایران است. قدرتی که غرب به خوبی از ابعاد آن آگاه است و به همین دلیل هرگونه تنش در این منطقه را با حساسیت ویژه دنبال میکند. آنچه مسلم است این است که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز از امنیت جمهوری اسلامی ایران جدا نیست و هرکس بخواهد این امنیت را به خطر اندازد، باید آماده پرداخت هزینههای سنگین اقتصادی، سیاسی و راهبردی آن باشد.
تنگه هرمز در معادلات آینده جهان همچنان یک برگ برنده مهم در دست ایران باقی خواهد ماند؛ برگ برندهای که نشان میدهد دوران یکجانبهگرایی و تصمیمگیری بدون توجه به قدرتهای مستقل منطقه به پایان رسیده است.

















































