۱. ریشهها؛ از کرمانشاه تا پایگاهِ بسیج
مهدی نوروزی در ۱۵ خرداد ۱۳۶۱ در کرمانشاه متولد شد. او از همان سالهایِ جوانی، روحیهای متفاوت داشت و از نوجوانی وارد فعالیتهایِ بسیج شد. حضور در پایگاهِ بسیجِ شهیدِ تیموریِ کرمانشاه، نقطهٔ آغازِ مسیری بود که بعدها او را به میدانِ دفاع از حرم و فرماندهیِ عملیاتهایِ ویژه رساند. مادرش از او به عنوانِ فردی بسیار ولایتمدار، مسئولیتپذیر و پایبند به اعتقادات یاد کرده است. بر اساسِ روایتِ مادرِ شهید، مهدی در کودکی و در جریانِ عملیاتِ مرصاد نیز بهشکلیِ مخفیانه، خود را به مناطقِ جنگی رسانده بود. این روحیه، نشان میداد که او از همان ابتدا، با میدانِ دفاع بیگانه نبود.
۲. از بسیج تا فرماندهیِ عملیاتِ ویژهٔ سامرا
مهدی نوروزی با ورود به بسیج و طی کردنِ مسیرِ رشد و تجربه، تواناییهایش در حوزههایِ مختلف بیشتر شد و به یکی از نیروهایِ توانمندِ عملیاتی تبدیل شد. او چندین بار برایِ مقابله با گروههایِ تکفیری و دفاع از حرمِ اهلبیت(ع) به عراق اعزام شد. فرماندهانِ جبههٔ مقاومت پس از مشاهدهٔ تواناییِ نظامی، شجاعت و قدرتِ فرماندهیِ او، مسئولیتهایِ مهمتری به او سپردند. او در نهایت، به عنوانِ فرماندهٔ عملیاتِ ویژهٔ سامرا منصوب شد. در عملیاتهایِ مختلفِ سامرا، هرگاه نیروهایِ مقاومت تحتِ فشار قرار میگرفتند، از مهدی و نیروهایش برایِ کمک استفاده میشد. همرزمانش شجاعتِ او را یکی از دلایلِ اصلیِ شهرتش به «شیر سامرا» میدانستند.
۳. «شیر سامرا»؛ لقبی که در میدانِ نبرد به دست آمد
لقبِ «شیر سامرا» یک عنوانِ تشریفاتی نبود. روایتهایِ همرزمانش از حضور او در عملیاتها نشان میدهد که مهدی نوروزی در لحظاتِ سختِ نبرد، فرماندهی را از پشتِ میدان دنبال نمیکرد؛ بلکه خودش در میانهٔ درگیری حاضر میشد و با حضورِ مستقیمِ خود، روحیهٔ نیروها را تقویت میکرد. همین حضورِ مستقیم سبب شده بود نیروهایِ تحتِ فرمانش اعتمادِ ویژهای به او داشته باشند. سامرا برایِ او فقط یک منطقهٔ عملیاتی نبود؛ در این شهر، حرمِ مطهرِ امامِ هادی(ع) و امامِ حسنِ عسکری(ع) قرار داشت و تهدیدِ داعش علیهٔ سامرا، به معنایِ تهدیدِ مستقیمِ یکی از مهمترین اماکنِ مقدسِ شیعیان بود. مهدی نوروزی با همین نگاه وارد میدان شد و دفاع از حرمینِ عسکریین(ع) را وظیفهای جدی میدانست.
۴. زندگیِ شخصی؛ همسری همراه و پدری دغدغهمند
مهدی نوروزی در زندگیِ شخصی نیز همسر و پدر بود و دارایِ پسری به نامِ محمدهادی بود. ارتباطِ عاطفیِ او با خانواده، در کنارِ روحیهٔ جهادیاش، از بخشهایِ مهمِ زندگیِ این شهید است. خاطراتِ همسرش نشان میدهد که مهدی در زندگیِ خانوادگی، فردیِ مهربان و همراه بود و در عینِ حال، دغدغههایِ اعتقادی و انقلابیِ خود را جدی دنبال میکرد. او علاقهٔ زیادی به اهلبیت(ع)، زیارت و بهویژه امامِ حسین(ع) داشت. همسرش روایت کرده است که او بر اهمیتِ سفرِ زیارتیِ کربلا و شرکت در پیادهرویِ اربعین تأکید میکرد و این سفر را از برنامههایی میدانست که نباید بهآسانی ترک شود.
۵. آخرین سفر و لحظاتِ پایانی
مهدی نوروزی در آخرین سفرِ اربعینِ خود، همراهِ خانواده به عراق رفت. پس از بازگشتِ خانواده، خودش دوباره به سمتِ سامرا رفت تا مأموریتش را ادامه دهد. این بازگشت، در واقع آخرین سفرِ او بود. ۲۰ دیِ ۱۳۹۳، در منطقهٔ العوینات در حومهٔ سامرا، در جریانِ درگیری با تروریستهایِ تکفیری، هدفِ گلولهٔ تکتیرانداز قرار گرفت و به شهادت رسید. روایتِ آخرین لحظاتِ زندگیِ او بسیار تأثیرگذار است؛ بر اساسِ روایتهایِ منتشرشده از همرزمانش، او پس از مجروح شدن همچنان تلاش کرد در میدان باقی بماند و به مقابله با دشمن ادامه دهد. در نهایت بر اثرِ شدتِ جراحات به شهادت رسید و در آخرین لحظات، ذکرِ «یا حسین(ع)» و «یا زهرا(س)» بر زبانش جاری بود.
جمعبندی: «شیر سامرا؛ میراثِ یک انتخاب»
شهیدِ مهدیِ نوروزی، روایتِ رزمندهای است که جهاد را از زندگیِ روزمره جدا نمیدانست. بسیج، فعالیتِ اجتماعی، خانواده، زیارت، محبتِ اهلبیت(ع) و حضور در میدانِ دفاع، اجزایِ جداگانهای از شخصیتِ او نبودند؛ همه در یک مسیر قرار گرفته بودند. او از کرمانشاه برخاست، در سالهایِ جوانی مسیرِ مبارزه و خدمت را دنبال کرد، در برابرِ تهدیدهایِ امنیتی و جریانهایِ ضدانقلاب ایستاد، به عراق رفت و در دفاع از حرمِ امامینِ عسکریین(ع) به یکی از فرماندهانِ عملیاتِ ویژهٔ سامرا تبدیل شد. امروز، مزارِ او در گلزارِ شهدایِ کرمانشاه، یادآورِ مردی است که برایش فاصلهٔ کرمانشاه و سامرا معنایی نداشت؛ چون در منطقِ او، وقتی پایِ دفاع از حرم و مقابله با تروریسمِ تکفیری در میان بود، میدانِ جهاد مرزِ جغرافیایی نمیشناخت.













































