به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج) در مطلب قبل به نقل از فردوسی نوشتیم که «آنکه دیوار دفاعی ایران را بشکند، پشت ایرانیان را شکسته است» و حال باید بگوییم که از همان آغاز شکلگیری حکومتها در ایران زمین، ایجاد ارتشی توانمند و منسجم، نه یک انتخاب، که ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ موجودیت یک کشور بوده است. شاهنامه فردوسی، بهعنوان مهمترین سند هویتی و حماسی ایران، بهدرستی این اصل را به تصویر کشیده است. در نگاه فردوسی، ارتش، تنها ابزاری برای جنگآوری نیست؛ بلکه «دیواری محافظ» و «سدّی استوار» در برابر تهدیدات داخلی و خارجی است که باید از تمام دستاوردهای مادی و معنوی، فرهنگ، زنان و کودکان، مزارها و آبادیهای یک ملت پاسداری کند.
سپاه و سلیح، دیوارِ ایران؛ رسیدگی به امور سربازان، وظیفه حکومت
فردوسی در شاهنامه با نگرشی دقیق و نگاهی موشکافانه، لزوم رسیدگی به امور سربازان و سپاهیان، خانوادههای آنان، آسیبدیدگان، جانبازان و معلولان جنگی و نیز خانوادههای جانباختگان را از نظر دور نداشته و با درایت و آیندهنگری، آن را از وظایف حکومتها برشمرده است. او در شاهنامه، دیدگاهها و برنامههایی را دربارهٔ مسائل سپاهداری، پشتیبانی نیروهای مسلح، گردآوری سپاهیان، دستمزد، تأمین آذوقه، لباس رزم و جنگافزار مطرح میکند و این امور را بر عهدهٔ حکومت و از محل خزانه میداند. به باور او، مردم نیز در تأمین نیروی سپاه وظیفهمند هستند. افزون بر این، فردوسی سپاهیان و سربازان را از هرگونه دستدرازی به اموال و دارایی مردم و دسترنج و محصولات کشاورزی بهشدت بازمیدارد و حتی مسائل انگیزشی و تشویقی نظامیان را بهخوبی در شاهنامه بازتاب داده است.
او در ابیاتی ماندگار، این حقیقت را با زبانی ساده و عمیق به تصویر میکشد:
سپاه و سلیحست دیوار اوی
به پرچینش بر نیزهها خار اوی
در این نگاه، سپاه و سلاح، همچون دیوار مستحکم یک باغ، امنیت و آرامش را برای ایران به ارمغان میآورند. نیزههایی که بر فراز این دیوار قرار گرفتهاند، همان خارهای دفاعیاند که هر متجاوزی را از ورود به این باغ خرم بازمیدارند. امروز، این «دیوار»، جز با نامهای «ارتش» و «سپاه پاسداران» شناخته نمیشود. هر تلاش برای تضعیفِ این نهادها، در حقیقت، تلاش برای فروریختنِ دیوارِ ایران است.
از انوشیروان تا داراب؛ الگوی تأمین معیشت و تجهیزات جنگی
فردوسی در شاهنامه، نمونههای عینی از چگونگی رسیدگی به نیروهای مسلح را در دوران پادشاهان مختلف به تصویر کشیده است. در داستان پادشاهی انوشیروان (کسری)، پس از گردآمدن سپاه برای جنگ با رومیان، وی نخست دستور میدهد بخشی از حقوق را به سربازان بپردازد:
چو نزدیک شد جنگ را ساز کرد
سپه را درم دادن آغاز کرد
او بر لزوم رسیدگی مادی به وضعیت سپاهیان تأکید کرده و بر این باور است که نظامیان باید از نظر نان، مسکن، سلاح، اسب و البسهٔ جنگی تأمین شوند. چنانکه خود میگوید:
سپه را درم باید و دستگاه
همان اسب و خفتان و رومی کلاه
همچنین در دوران داراب شاه، او فرمان میدهد تا با توجه به تواناییهای سربازان و جایگاه فرماندهان، دستمزد و حقوق سپاهیان پرداخت شود و حتی ابزار رزم و جنگافزار نیز در اختیار آنان قرار گیرد. این نگاه، نشان از آن دارد که فردوسی، «قدرت نظامی» را در گرو «تأمین معیشت و تجهیزات» سربازان میدانسته است.
نخستین ارتش منسجم؛ از اردشیر بابکان تا سازماندهی مدرن
در شاهنامه، پیش از ساسانیان نشانی از تشکیل ارتش رسمی و سازمانیافته به چشم نمیخورد و پادگانهای دائمی و ثابت برای آموزش و آمادگی وجود ندارد. اما نخستین بار اردشیر بابکان بهشکل منسجم و سازمانیافته در پی تشکیل ارتش و سپاه برآمد و در فراخوانی عمومی، از همهٔ مردم و مهتران خواست تا پسران خود را روشهای رزم بیاموزند. اگر پسران بهخوبی آموزش میدیدند، پس از آزمون، جزو سپاهیان شاه محسوب میشدند.
این نگاه بنیادین، نشان از درک عمیق فردوسی از ضرورت ایجاد یک ساختار دفاعیِ منظم و کارآمد دارد؛ ساختاری که بتواند در برابر تهدیدات خارجی، از کیان ایران صیانت کند.
عبرتی برای امروز؛ سرمایهگذاری در نیروهای مسلح، سرمایهگذاری در بقای ایران
قرنها پس از سرایش شاهنامه، پیام فردوسی همچنان برای امروزِ ما، راهگشا و روشنگر است. در دنیای پرآشوب کنونی، جایی که تهدیدات نظامی، سیاسی و امنیتی با پیچیدگیهای بیسابقهای روبهرو هستند، نگاه جامع و حکیمانهٔ فردوسی به «بنیه دفاعی» و «لزوم حمایت از نیروهای مسلح»، بیش از هر زمان دیگری، الهامبخش و ضروری است.
ارتشِ توانمندِ امروز و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیوار مستحکم ایران هستند؛ دیواری که با اتکا به ایمان، تخصص و فداکاری، امنیت و آرامش را برای مردم این سرزمین به ارمغان آوردهاند. رسیدگی به معیشت، تجهیزات و روحیه این نیروها، نه یک هزینه، که یک سرمایهگذاری راهبردی برای بقای ایران عزیز است. این میراثِ گرانبهای فردوسی، و یادآوریِ همیشگیِ او، ما را به هوشیاری و پاسداشت از این سرمایهٔ عظیم، فرا میخواند.

















































