از تصویر دولتِ دلسوز تا ضرورتِ انسجام اجتماعی و نوآوریِ اقتصادی
از تصویر دولتِ دلسوز تا ضرورتِ انسجام اجتماعی و نوآوریِ اقتصادی
در شرایط حساس کنونی که کشور با ترکیبی از تهدیدات نظامی، اقتصادی و روانی مواجه است، محورهای کلیدی پیام رهبری، چارچوبی راهبردی برای حرکتِ جامعه ترسیم می‌کند. از تصویرِ دولتی که شایستهٔ تقدیر است تا تأکید بر انسجامِ اجتماعی به‌عنوان یک خطِّ قرمز، و از ضرورتِ روایتِ قوت و قدرت تا نگاهِ فراراهبردی به تعلیم و تربیت، همه در یک منظومهٔ فکریِ منسجم قرار گرفته‌اند. این گزارش، پنج محورِ اصلیِ این پیامِ راهبردی را واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این اصول می‌تواند مسیرِ حرکتِ جامعه را در برابرِ فشارهایِ بیرونی تعیین کند.

۱. تصویر دولت؛ دولتیِ دلسوز، صادق و در حال کار

نخستین محور، تصویری است که رهبری از دولت ترسیم می‌کنند؛ تصویری از دولتیِ دلسوز، صادق، در حال کار و شایستهٔ تقدیر. این تصویر، یک توصیفِ شخصی نیست، بلکه یک جهت‌دهیِ راهبردی است که می‌گوید: نگاه به دولت باید از این زاویه آغاز شود. در شرایطی که دشمن با همهٔ توان به دنبالِ بزرگ‌نماییِ نقاطِ ضعف و القایِ تصویریِ ناموفق از نظامِ مدیریتیِ کشور است، این روایت، یک سدِ دفاعی در برابرِ عملیاتِ روانیِ دشمن محسوب می‌شود.

این رویکرد، نه به معنایِ نادیده‌گرفتنِ کاستی‌ها، که به معنایِ نگاهِ واقع‌بینانه و منصفانه به عملکردِ دولت در شرایطِ جنگی و تحریمیِ بی‌سابقه است. دولتی که در سخت‌ترین شرایطِ اقتصادیِ معاصر، توانسته است چرخ‌هایِ تولید را بچرخاند و زیرساخت‌هایِ حیاتیِ کشور را حفظ کند، شایستهٔ نقدِ منصفانه است، نه تخریبِ غیرمنصفانه.

۲. روایت ضعف؛ بزرگ‌نماییِ مشکلات، کمک به دشمن است

دومین محور، هشداری است دربارهٔ روایتِ ضعف. رهبری تأکید می‌کنند که روایتِ ضعف، حتی اگر صادقانه باشد، کمکِ بزرگی به دشمن است. ضعف و کمبود، نیازمندِ برنامه‌ریزی و رفع است، نه برجسته‌سازی. برعکس، به روایتِ قوت و قدرت نیاز داریم. این رویکرد، نه به معنایِ انکارِ مشکلات، که به معنایِ مدیریتِ روایت در شرایطِ جنگِ ترکیبی است. دشمن از بزرگ‌نماییِ نقاطِ ضعف برایِ القایِ ناامیدی و تضعیفِ ارادهٔ جمعی بهره می‌برد. بنابراین، رسانه‌ها و نخبگان، مسئولیت دارند که با روایتِ قوت، تصویریِ واقعی از توانمندی‌هایِ کشور ارائه دهند.

این محور، به‌ویژه در شرایطی که تورمِ نقطه‌ای به ۹۸.۹ درصد رسیده و فشارهایِ اقتصادیِ سنگینی بر مردم وارد شده، اهمیتِ مضاعف پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، بینِ «نقدِ سازنده» و «روایتِ ضعف» مرزِ باریکی وجود دارد که باید با دقتِ تمام رعایت شود.

۳. انسجام، خط قرمز؛ از هر سخنی که به اجتماع آسیب بزند، پرهیز کنید

سومین محور، تأکیدی صریح بر انسجامِ اجتماعی به‌عنوان یک خطِّ قرمز است. رهبری فرموده‌اند: «هر سخن، تصمیم یا اقدامی، در هر سطحی، اگر به انسجامِ اجتماعی آسیب بزند، ممنوع است.» این جمله، مهم‌ترین اصلِ راهبردیِ دورانِ بحران را به تصویر می‌کشد. در شرایطی که دشمن با تمامِ توان به دنبالِ ایجادِ شکاف و تفرقه است، حفظِ انسجامِ ملی، نه یک فضیلتِ اخلاقی، که یک ضرورتِ سیاسی و امنیتی است. هر سخنِ نسنجیده‌ای که گروهی از مردم را علیهِ گروهِ دیگر قرار دهد، هزینه‌ای برایِ سرمایهٔ اجتماعیِ کشور ایجاد می‌کند و دشمن را در رسیدن به اهدافش یاری می‌دهد.

۴. خدمت در شأن ملت مبعوث؛ نوآوری، راهِ شکستنِ زنجیرهٔ مشکلات

چهارمین محور، بر خدمت در شأن ملتِ مبعوث شده تأکید دارد. رهبری راهِ شکستنِ زنجیرهٔ مشکلات را در دو مؤلفهٔ «تولیدِ داخلی» و «اسقاطِ دلار از اقتصاد» معرفی می‌کنند و بر ضرورتِ نوآوری و جایگزینیِ رویه‌هایِ مرسوم و عادی با رویه‌هایِ جدید تأکید دارند. این رویکرد، ناظر بر یک تغییرِ راهبردی در سیاست‌هایِ اقتصادیِ کشور است.

«اسقاطِ دلار از اقتصاد»، به‌ویژه در شرایطی که تعلیقِ مبادلاتِ مالیِ امارات با ایران، یکی از مهم‌ترین کانال‌هایِ تبدیلِ ارز را مختل کرده است، یک ضرورتِ انکارناپذیر است. همان‌طور که در گزارشِ اخیرِ برخی رسانه‌ها نیز منعکس شده، وابستگی به کانال‌هایِ پرداختِ خارجی، یک آسیب‌پذیریِ ساختاری محسوب می‌شود که باید به‌سرعتِ ممکن برطرف گردد. همچنین، تأکید بر تولیدِ داخلی، در شرایطی که بیش از ۸۰ درصدِ رابطهٔ تجاریِ ایران تنها با ۱۰ کشورِ دنیا است، راهی برایِ کاهشِ وابستگی و افزایشِ تاب‌آوریِ اقتصادی است.

۵. تعلیم و تربیت؛ یک مسئلهٔ فراراهبردی

پنجمین و آخرین محور، تعلیم و تربیت را به‌عنوان یک مسئلهٔ «فراراهبردی» معرفی می‌کند. به این معنا که سایرِ سیاست‌ها و تصمیم‌ها باید نسبتِ خود را با تعلیم و تربیت تنظیم کنند. این نگاه، از یک اصلِ عمیقِ انسان‌شناختی ریشه می‌گیرد: آیندهٔ هر جامعه، در گروِ کیفیتِ تربیتِ نسلِ آینده است. در شرایطی که دشمن به جنگِ شناختی و تخریبِ هویتِ نسلِ جوان روی آورده است، تعلیم و تربیتِ کارآمد، یکی از مهم‌ترین سدها در برابرِ این تهدید است. هرگونه سیاستِ اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی، باید با این اصلِ کلان سنجیده شود و در راستایِ تربیتِ نسلیِ مؤمن، آگاه و توانمند، جهت‌گیری کند. در واقع، این محور، چارچوبی برایِ تمامِ سیاست‌گذاری‌هایِ کشور تعیین می‌کند و نشان می‌دهد که همهٔ برنامه‌ها باید به این هدفِ نهاییِ یعنی «ساختنِ انسانِ ترازِ انقلاب اسلامی» منتهی شوند.

جمع‌بندی: «پنج محور، یک منظومه»

پنج محورِ کلیدیِ پیامِ رهبری، یک منظومهٔ فکریِ منسجم را تشکیل می‌دهند که در آن، تصویرِ دولتِ دلسوز و شایستهٔ تقدیر، در کنارِ روایتِ قوت و قدرت، انسجامِ اجتماعیِ غیرقابل‌خدشه، خدمتِ در شأنِ ملتِ مبعوث، و نگاهِ فراراهبردی به تعلیم و تربیت، همه در یک راستا قرار گرفته‌اند. این اصول، نه فقط برایِ امروز، که برایِ فردا نیز چراغِ راهِ حرکتِ جامعه خواهند بود. اگر دولت و نخبگان و رسانه‌ها و همهٔ آحادِ جامعه بتوانند بر این محورها تمرکز کنند، می‌توانند در برابرِ پیچیده‌ترین تهدیداتِ ترکیبیِ دشمن، یک جبههٔ منسجم و نفوذناپذیر را شکل دهند.