خبرنگار: دکتر احدی، در تحلیل راهبردی، عراق چه جایگاهی در محور مقاومت دارد و چه تفاوتی با دیگر جبههها پیدا کرده است؟
دکتر عباس احدی: محور مقاومت را نباید یک ساختار یکپارچه و متحدالشکل دید؛ بلکه باید آن را بهمثابه زنجیرهای از تجربههای متفاوت فهمید که هرکدام منطق و شرایط خاص خود را دارند. عراق، لبنان، فلسطین و یمن هرکدام در بستر تاریخی و ژئوپلیتیکی متفاوتی عمل میکنند، اما تجربههایشان بر یکدیگر اثر میگذارد. آنچه عراق را متمایز میکند، این است که مقاومت در آن صرفاً معطوف به رژیم صهیونیستی نبود؛ عراق در مقطعی با تهدیدی از جنس فروپاشی دولت و تجزیه اجتماعی مواجه شد. داعش فقط یک گروه تروریستی نبود؛ پروژهای بود برای حذف هویت ملی، تخریب نهاد دولت و ایجاد خلأ قدرت. در چنین شرایطی، مقاومت عراق ماهیت «دولتساز» پیدا کرد؛ یعنی مقاومتی که نه فقط در برابر اشغال، بلکه در برابر فروپاشی و بیثباتی تمامعیار ایستاد. این تجربه، مفهوم مقاومت را از یک واکنش نظامی صرف به یک الگوی امنیتسازی درونزا ارتقا داد.
خبرنگار: فرایند تاریخی شکلگیری حشدالشعبی چگونه بود و چه ویژگیهای نهادی و اجتماعی آن را از دیگر نیروهای مقاومت متمایز میکند؟
دکتر عباس احدی: حشدالشعبی محصول یک بحران تمامعیار در سال ۲۰۱۴ بود. پس از سقوط موصل در ژوئن آن سال، ساختار امنیتی عراق عملاً فروپاشید و خلأ قدرت، فضای پیشروی سریع داعش را فراهم کرد. در این شرایط، فتوای تاریخی جهاد کفایی آیتالله سیستانی، بهعنوان یک کنش نهادیِ مرجعیت، مردم را به صحنه آورد و نوعی بسیج عمومی شکل گرفت. اما نکته مهم این است که حشدالشعبی از همان ابتدا یک گروه شبهنظامی پراکنده نبود؛ بلکه به سرعت در چارچوب قانونی دولت عراق ادغام شد و در سال ۲۰۱۶ با مصوبه مجلس عراق بهعنوان یک نهاد رسمی زیر نظر فرماندهی کل نیروهای مسلح به رسمیت شناخته شد. ویژگی منحصربهفرد آن در همین جاست: ترکیب اراده مردمی با ساختار رسمی دولتی. این نیرو از دل جامعه برخاست، اما به نهاد امنیتی پایدار تبدیل شد. سازماندهی آن نیز مبتنی بر باور و تکلیف دینی و ملی بود، نه صرفاً سلسلهمراتب نظامی کلاسیک. همین ویژگی، انعطافپذیری و انگیزه بالایی در میدان ایجاد کرد.
خبرنگار: از منظر نهادی، رابطه حشدالشعبی با دولت عراق و ساختار امنیتی رسمی چگونه تعریف میشود و چه چالشهایی در این زمینه وجود دارد؟
دکتر عباس احدی: طبق قانون، حشدالشعبی یک نهاد رسمی و بخشی از نیروهای مسلح عراق است که زیر نظر نخستوزیر و فرماندهی کل نیروهای مسلح فعالیت میکند. این وضعیت، آن را از بسیاری از گروههای مسلح غیردولتی متمایز میکند. از نظر عملیاتی، حشدالشعبی در عملیاتهای مشترک با ارتش و پلیس فدرال نقش مؤثری ایفا کرده و در آزادسازی تکریت، بیجی، فلوجه، رمادی و موصل حضوری تعیینکننده داشته است. اما چالشها نیز واقعی هستند: مسئله تخصیص بودجه، فرماندهی واحد، ادغام کامل در ساختار دفاعی و تعامل با دیگر نهادهای امنیتی از جمله موضوعاتی است که نیازمند مدیریت دقیق است. با این حال، باید تأکید کرد که تثبیت حشدالشعبی بهعنوان یک نهاد رسمی، خود یک دستاورد راهبردی برای عراق محسوب میشود؛ زیرا امنیت کشور را از انحصار یک ساختار خاص خارج کرده و به یک امنیت مشارکتی تبدیل کرده است.
خبرنگار: تهدید داعش چه ماهیتی داشت و چرا الگوی مقاومت عراق برای نظم امنیتی منطقه اهمیت دارد؟
دکتر عباس احدی: تهدید داعش را باید یک تهدید ترکیبی دانست: هم نظامی بود، هم ایدئولوژیک، هم اجتماعی و هم هویتی. این گروه فقط به دنبال تصرف خاک نبود؛ به دنبال فروپاشی نظم سیاسی، تخریب سرمایه اجتماعی و ایجاد شکافهای فرقهای بود. در چنین تهدیدی، پاسخ صرفاً نظامی کافی نیست؛ بلکه نیازمند مشارکت مردمی، مشروعیت دینی و انسجام ملی است. تجربه عراق نشان داد که امنیت پایدار زمانی حاصل میشود که مردم خود بخشی از سازوکار دفاعی باشند. این درس مهمی برای نظم امنیتی منطقه است: مدلهای امنیتی برونسپاریشده یا اتکا به بازیگران خارجی، در برابر تهدیدهای پیچیده ناکارآمدند؛ در حالی که امنیت درونزا و مشارکتی میتواند بحرانهای بزرگ را مهار کند.
خبرنگار: شهید ابومهدی المهندس در این معماری امنیتی چه نقشی ایفا کرد؟ ابعاد شخصیتی و فرماندهی او را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر عباس احدی: شهید ابومهدی المهندس، با نام اصلی جمال جعفر محمدعلی آل ابراهیم، از معماران اصلی حشدالشعبی و جانشین فرمانده آن بود. نقش او فقط در سطح عملیاتی نبود؛ او هم در طراحی راهبردی، هم در سازماندهی نیروها و هم در ایجاد هماهنگی میان گروههای مختلف مقاومت عراق نقشی بیبدیل داشت. المهندس از نسل فرماندهانی بود که هم تجربه مبارزه طولانی با رژیم بعث را داشت و هم توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. ویژگی مهم او، توانایی تبدیل بحران به فرصت بود: در لحظهای که عراق در آستانه فروپاشی بود، او به همراه دیگر فرماندهان، توانست ترس عمومی را به اراده جمعی تبدیل کند. به همین دلیل، او در حافظه مقاومت عراق نه فقط یک فرمانده، بلکه نماد ایستادگی در سختترین لحظه تاریخ معاصر عراق است.
خبرنگار: همکاری شهید المهندس با سردار شهید حاجقاسم سلیمانی چه تأثیری بر همگرایی جبهه مقاومت و مدل همکاری منطقهای داشت؟
دکتر عباس احدی: این همکاری یک الگوی عملی از همگرایی منطقهای بدون حذف حاکمیت ملی بود. شهید المهندس و سردار سلیمانی در عملیاتهای آزادسازی، در طراحی راهبردی و در مدیریت میدانی، بهصورت مکمل عمل میکردند. رابطه آنان مبتنی بر اعتماد متقابل و درک مشترک از تهدید بود، نه تبعیت یکجانبه. این همکاری نشان داد که جبهه مقاومت میتواند با حفظ هویتهای ملی، به همافزایی برسد. شهادت همزمان آنان در سوم ژانویه ۲۰۲۰ نیز پیامی نمادین داشت: فرماندهان مقاومت به داراییهای فراملی تبدیل شدهاند و فقدان آنان برای همه آزادیخواهان جهان داغ است، نه فقط برای یک ملت.
خبرنگار: میراث این دو شهید چگونه میتواند به استمرار مقاومت کمک کند؟ نهادسازی و انتقال فرهنگی چه نقشی در این زمینه دارد؟
دکتر عباس احدی: مهمترین درس این است که مقاومت نباید شخصمحور باشد. افراد میروند، اما اگر مقاومت به یک فرهنگ و نهاد تبدیل شود، مسیر ادامه مییابد. نهادسازی، آموزش نسل جدید، تولید ادبیات مقاومت و پیوند با مرجعیت دینی و حوزه نجف از جمله الزامات این مسیر است. حشدالشعبی خود یک نمونه از نهادسازی است: از یک بسیج مردمی به یک نهاد رسمی با ساختار، بودجه و جایگاه قانونی تبدیل شد. این یعنی مقاومت میتواند از مرحله واکنش به مرحله تثبیت و بازتولید برسد. میراث شهید المهندس و سردار سلیمانی را باید در همین چارچوب دید: آنان نه فقط فرمانده، بلکه بنیانگذاران یک الگوی امنیتی و فرهنگی بودند که میتواند به نسلهای بعد منتقل شود.
خبرنگار: در سطح کلان، تجربه عراق چه درسی برای آینده غرب آسیا و نظم منطقهای دارد؟
دکتر عباس احدی: تجربه عراق نشان میدهد که امنیت پایدار در غرب آسیا، از مسیر بومیسازی امنیت و مشارکت مردمی میگذرد. منطقهای که دههها تحت تأثیر تصمیمگیری بیرونی بود، اکنون میتواند خود درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد. محور مقاومت، اگر بهدرستی فهم شود، نه یک اتحاد نظامی صرف، بلکه یک جریان تاریخی و اجتماعی است که در آن ملتها بهتدریج از وضعیت انفعال به وضعیت فاعلیت میرسند. عراق با حشدالشعبی، لبنان با حزبالله، فلسطین با گروههای مقاومت و یمن با انصارالله، هرکدام بخشی از این روایت را میسازند. آینده منطقه از آنِ ملتهایی است که بتوانند امنیت خود را از درون تولید کنند، نه آنهایی که امنیت را از بیرون وارد میکنند.
خبرنگار: سخن پایانی شما با مخاطبان چیست؟
دکتر عباس احدی: آنچه در عراق رخ داد، فقط یک پیروزی نظامی نبود؛ یک تحول اجتماعی، نهادی و راهبردی بود. ملت عراق نشان داد که وقتی اراده جمعی با مشروعیت دینی و ساختار رسمی پیوند میخورد، بزرگترین تهدیدها نیز قابل مهارند. حشدالشعبی امروز یک واقعیت تثبیتشده در ساختار امنیتی عراق است و این دستاورد، نتیجه خون شهیدانی چون ابومهدی المهندس و حاجقاسم سلیمانی است. مقاومت یک تاکتیک مقطعی نیست؛ یک فرهنگ، یک هویت و یک اراده تاریخی است که در هر بحران، خود را به شکلی نو بازتولید میکند. این همان میراث ماندگاری است که هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد.













































