به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، روایتهایِ ساختگیِ دشمن، همواره بر «تفکیک» و «تجزیه» استوار بوده است. جنگِ ترکیبیِ اخیر، که با حملهی نظامی به نقاطِ مختلفِ کشور همراه شد، نیز از این قاعده مستثنا نبود. آمریکا با هدفِ «تضعیف» و «تجزیهی» مهمترین دشمنِ یکپارچهی خود در غربِ آسیا، تمامِ توانِ خود را به کار گرفت. اما نتیجه، دقیقاً عکسِ آن چیزی بود که ستادِ جنگِ آمریکا طراحی کرده بود. امروز، «قویترین، کاملترین و فراگیرترین نیروی ضدآمریکاییِ تاریخ» در ایران متولد شده است؛ نیرویی که هستهی سختِ نظامیِ آن متشکل از ارتش، سپاه و نیروهای امنیتی و انتظامی است و هستهی سختترِ آن، متشکل از «دهها میلیون انسانِ مبعوثشده» در سراسرِ این سرزمین.
۱. درخششِ همزمانِ همهی نقاط؛ از «استثنا» تا «قاعده» در میدان نبرد
در جنگِ ۱۲ روزه و چهلروزه، مرکزِ کشور (تهران، اصفهان و…) و بخشهایی از غرب (آذربایجانِ شرقی، لرستان و…) درخشیدند. این درخشش، نه یک «استثنا»، که «قاعدهای» بود که در آن، هر منطقه، سهمِ جغرافیاییِ خود را در دفاع از «واحدِ بزرگِ وطن» ایفا میکرد. اینک، در روزهایِ ابتداییِ شروعِ مجددِ جنگ، نوبت به «جنوبِ» ایران رسیده است تا با درخششِ خود، برگِ زرینِ دیگری بر دفترِ حماسهی ملی بیفزاید.
نکتهی کلیدی این است که تمامِ این مناطق، برای تضعیف کردن «یک واحد بزرگ» یعنی «وطن» و «ایران» هدفِ حمله قرار میگیرند و تمامِ آنها نیز، برای حفظ و یکپارچگیِ ایران، «جانانه» ایستادگی میکنند. این وحدتِ جغرافیایی در دفاع، بزرگترین مانع در برابرِ پروژهی تجزیهی دشمن است.
۲. پشتوانهی موشکیِ ایران؛ اقوامِ مختلف، پایِ یک لانچر
حملاتِ موشکی و پهپادیِ ایران، که پشتوانهی بزرگِ جنگ و نقشِ «مهاجم» برای تیمِ ایران را شکل میدهد، ترکیبی «جالبتوجه» از جغرافیا را به نمایش میگذارد. در ماههای گذشته و در حالِ حاضر، از «نقاطِ مختلفِ ایران» شلیکِ موشک صورت میگیرد. بهزبانِ سادهتر، از میانِ «همهی اقوام» در نقاطِ مختلفِ ایران، پایِ هر لانچر، نمایندهای برای شلیک وجود دارد. این، یعنی «عمقِ راهبردی» و «گستردگیِ قدرت»ِ ایران، نه در یک نقطه، که در تمامِ پهنهی سرزمین، ریشه دوانده است.
۳. تفاوتِ جنگِ اخیر با دفاعِ مقدس؛ ایران، یکپارچه در حالِ دفاع
در دفاعِ مقدسِ هشتساله، از «همهی نقاطِ ایران» برای دفاع از «جنوبِ ایران» به خطِ مقدم رفتند. اما در جنگِ اخیر، که «متفاوتتر» از آن دوره است، «همهی ایران» بهصورتِ «همزمان» برای «همهجای ایران» در حال دفاع و جنگیدن است. این، یعنی هرگونه تفسیرِ جنگی و هر تصویرِ رسانهای که بخواهد با «تفکیک» سخن بگوید، نه تنها «دور از واقعیت» است، بلکه دقیقاً در «پازلِ ستادِ مرکزیِ جنگ در آمریکا» بازی کرده است.
۴. غبطهی دیگران به جنوب؛ آمادگیِ پیشدستانه برای روزهایِ جنگ
و اما نکتهی آخر. فعلاً، دیگر مناطقِ ایران باید به «حالِ گروههایِ مردمیِ جنوبِ ایران» که برای چنین روزهایِ جنگی و سناریوهایِ محتمل، «از قبل» آماده شدهاند، غبطه بخورند. چیزی شبیه همان «غبطهای» که دیگر اقوامِ کشور در روزهایِ نهچندانِ دور، وقتی «عشایرِ لر» فرصتِ شلیک به جنگندههایِ متجاوزِ آمریکایی پیدا کردند، خوردند. با این تفاوت که این بار، «فرصت» و «سوژههایِ مدنظر» در صورتِ حماقتِ دشمن، «بسیار دمدستتر» خواهند بود.
جمعبندی؛ جنوب، حلقهای از زنجیرهی یکپارچگی
آنچه در روزهایِ اخیر در جنوبِ ایران رخ میدهد، نه یک پدیدهی جداگانه، که حلقهای از یک زنجیرهی «همزمان و یکپارچه» است. دشمن با حمله به «همهی نقاط»، بهدنبال القای «تفاوت» و «شکاف» بود، اما پاسخِ ایران، «وحدت» و «همزمانی» در دفاع از «واحدِ بزرگِ وطن» بود. حال، نوبتِ جنوب است که با درخششِ خود، نشان دهد که ایران، یکپارچهتر از آن است که با نقشههایِ تجزیهطلبانه، از هم بپاشد.












































