شهید محمود نریمانی؛ رزمندهٔ البرزی که در دفاع از حریم آل‌الله، به آرزوی دیرینه‌اش رسید
شهید محمود نریمانی؛ رزمندهٔ البرزی که در دفاع از حریم آل‌الله، به آرزوی دیرینه‌اش رسید
شهیدِ محمودِ نریمانی، رزمندهٔ ۲۹ سالهٔ اهلِ روستایِ دروانِ کرج، که دفاع از حرمِ اهل‌بیت(ع) و مقابله با جریان‌هایِ تکفیری را وظیفه‌ای اعتقادی و ملی می‌دانست، سرانجام در ۱۰ مردادِ ۱۳۹۵، در منطقهٔ حماهِ سوریه، به جمعِ یارانِ شهیدش پیوست. او که یک رزمندهٔ تمام‌عیار و مربیِ زبدهٔ نظامی بود، پس از شهادت، سال‌ها پیکرش در آن سرزمین باقی ماند و پس از چهار سال تفحّص و شناسایی، به آغوشِ وطن بازگشت.

۱. ریشه‌ها؛ از روستای دروان تا سپاهِ پاسداران

محمود نریمانی در ۱۲ دیِ ۱۳۶۶ در استانِ البرز متولد شد و دورانِ زندگیِ خود را در این دیار سپری کرد. او از اهالیِ روستایِ دروان از توابعِ کرج بود و از همان ابتدا، با فرهنگِ ایثار و مقاومت، بیگانه نبود. پس از ورود به سپاهِ پاسداران، به‌سرعت به یکی از رزمندگانِ پرتلاش و مربیانِ زبدهٔ نظامی تبدیل شد. تجربیات و توانایی‌هایِ نظامیِ او، در مسیرِ دفاع از کشور و جبههٔ مقاومت، به‌کار گرفته شد و او را به رزمنده‌ای تمام‌عیار تبدیل کرد که در میدانِ آموزش و نبرد، هر دو، حضوری مؤثر داشت.

۲. دفاع از حرم؛ تکلیفی اعتقادی و ملی

با آغازِ بحرانِ سوریه و گسترشِ فعالیتِ گروه‌هایِ تکفیری، مسئلهٔ دفاع از حرمِ حضرتِ زینب(س) برایِ بسیاری از رزمندگان، به یک تکلیفِ جدی تبدیل شد. شهیدِ نریمانی نیز در همین مسیر، به صورتِ داوطلبانه و به عنوانِ مستشارِ نظامی، راهیِ سوریه شد. حضورِ او در سوریه، تنها یک مأموریتِ نظامی نبود؛ بلکه او خود را عضوی از جبهه‌ای می‌دانست که در برابرِ جریانِ تکفیری ایستاده بود و برایِ حفظِ امنیتِ مردمِ سوریه و منطقه و مقابله با تروریست‌هایی که اماکنِ مقدس را تهدید می‌کردند، می‌جنگید.

۳. چهار بار اعزام؛ انتخابِ آگاهانه در مسیرِ شهادت

یکی از نکاتِ قابلِ توجه دربارهٔ شهیدِ نریمانی، تداومِ حضورِ او در سوریه است. او یک‌بار برایِ انجامِ مأموریت نرفت و بازگردد، بلکه چهار بار راهیِ جبههٔ مقاومت شد. بر اساسِ گزارشِ شبکهٔ افق، او چهار بار برایِ دفاع از حرمِ اهل‌بیت(ع) به سوریه اعزام شد و آخرینِ اعزامش در مردادِ ۱۳۹۵ بود. این تکرارِ اعزام، نشان‌دهندهٔ انتخابِ آگاهانهٔ او بود؛ انتخابی که هر بار با دانستنِ خطراتِ جنگ و احتمالِ شهادت صورت می‌گرفت و او را در مسیری استوار و هدفمند، به سویِ آرزویِ دیرینه‌اش هدایت می‌کرد.

۴. ویژگی‌هایِ برجسته؛ مربیِ زبده و رزمندهٔ تمام‌عیار

یکی از ویژگی‌هایِ برجستهٔ شهیدِ نریمانی، آمادگی و مهارتِ نظامیِ او بود. در روایت‌هایِ منتشرشده از زندگیِ این شهید، از او به عنوان «رزمندهٔ تمام‌عیار» و «مربیِ زبدهٔ نظامی» یاد شده است. همین توانایی‌ها باعث شد حضورش در مأموریت‌هایِ سوریه، برایِ آموزش و هدایتِ نیروها، اهمیتی دوچندان پیدا کند. او با بهره‌گیری از تجربیاتِ نظامیِ خود، در کنارِ دیگر رزمندگانِ مقاومت، تلاش می‌کرد مانعِ پیشرویِ گروه‌هایِ تروریستی شود و از حریمِ آل‌الله، پاسداری کند.

۵. خانواده‌ای که راویِ راهِ پدر شد

پشتِ چهرهٔ نظامیِ او، انسانی خانواده‌دوست نیز قرار داشت. شهیدِ محمودِ نریمانی دارایِ خانواده و فرزند بود و هنگامِ اعزام به سوریه، می‌دانست که ممکن است بازگشتش به خانه، قطعی نباشد. از او پسری به نامِ محمدهادی به یادگار ماند؛ فرزندی که پس از شهادتِ پدر، به یکی از راویانِ کوچک اما پرمعنایِ زندگیِ او تبدیل شد. در سال‌های بعد، محمدهادی در دیدارِ خانواده‌هایِ شهدا با رهبرِ انقلاب نیز حضور یافت و با حضورِ خود، پیامِ تداومِ راهِ پدر را به گوشِ همه رساند.

۶. وصیت‌نامهٔ نریمانی؛ از علاقه به شهادت تا سفارش‌هایِ پس از آن

روایت‌هایِ منتشرشده از زندگیِ او همچنین نشان می‌دهد که شهادت برایِ نریمانی، یک آرزویِ جدی بود. در بخشی از وصیت‌نامهٔ او نیز به علاقهٔ دیرینه‌اش به شهادت اشاره شده است. او برایِ این مسیر آماده شده بود و حتی دربارهٔ مراسمِ پس از شهادتش، سفارش‌هایی داشت. این موضوع نشان می‌دهد که حضورِ او در سوریه، تصمیمی ناگهانی و مقطعی نبود، بلکه نتیجهٔ اعتقادی بود که در طولِ سال‌ها در وجودش شکل گرفته بود و او را به استقبالِ شهادت، شوق‌مند می‌ساخت.

۷. حماه؛ میدانی که آرزویِ دیرینه برآورده شد

سرانجام، در ۱۰ مردادِ ۱۳۹۵، در جریانِ عملیات در منطقهٔ حماهِ سوریه، محمودِ نریمانی در مقابله با نیروهایِ تکفیری به شهادت رسید. گزارش‌هایِ مربوط به شهادتِ او، از انفجارِ موادِ منفجره و درگیری با تروریست‌هایِ تکفیری حکایت دارند. شهادتِ او برایِ مردمِ البرز، به‌ویژه مردمِ کرج و روستایِ دروان، حادثه‌ای تلخ بود؛ اما نامِ او در کنارِ دیگر شهدایِ مدافعِ حرمِ استانِ البرز، ماندگار شد و یادش در برنامه‌هایِ مختلفِ گرامیداشتِ شهدایِ مقاومت، زنده نگه داشته شد.

۸. چهار سال انتظار؛ بازگشتِ پیکر پس از تفحّص

شهادتِ نریمانی، پایانِ داستانِ او نبود. چهار سال پس از شهادتش، پیکرِ او شناسایی شد و همین مسئله باعث شد خانواده و دوستانش، سال‌ها در انتظارِ بازگشتِ پیکرِ او باشند. بازگشت و شناساییِ پیکرِ این شهید، بار دیگر نامِ او را در فضایِ عمومیِ استانِ البرز مطرح کرد. پس از شناسایی، پیکرِ شهید به ایران منتقل شد و مراسمِ تشییعِ او در کرج برگزار گردید و در گلزارِ شهدا، در کنارِ دیگرِ یارانِ شهیدش، آرام گرفت.

جمع‌بندی: «از کرج تا حماه؛ روایتِ یک عمر ایستادگی»

شهیدِ محمودِ نریمانی را می‌توان نمونه‌ای از نسلِ جوانِ مدافعانِ حرم دانست؛ نسلی که پس از پایانِ دفاعِ مقدس رشد کرده بود، اما خود را جدا از فرهنگِ جهاد و شهادت نمی‌دانست. او جنگ را در جبهه‌ای دیگر تجربه کرد و در سوریه، در کنارِ دیگرِ نیروهایِ مقاومت، برایِ مقابله با گروه‌هایِ تکفیری وارد میدان شد. زندگیِ او از یک سو با خانواده، همسر و فرزند پیوند داشت و از سوی دیگر با سپاه، آموزشِ نظامی، جبههٔ مقاومت و دفاع از حرم. همین ترکیب است که روایتِ زندگیِ او را قابلِ توجه می‌کند؛ مردی که می‌توانست در کنارِ خانواده زندگی کند، اما هنگامی که احساس کرد میدانِ دفاع، نیازمندِ حضورِ اوست، راهیِ سوریه شد.

شهیدِ محمودِ نریمانی، فرزندِ البرز و مدافعِ حرمِ حضرتِ زینب(س)، در ۱۰ مردادِ ۱۳۹۵ در حماهِ سوریه به شهادت رسید. او با شهادتش نشان داد که برایِ یک رزمنده، فاصلهٔ جغرافیاییِ میانِ کرج و حماه، نمی‌تواند مانعِ انجامِ تکلیف شود. نامِ او امروز در شمارِ شهدایِ مدافعِ حرمِ البرز باقی مانده است؛ شهیدی که سال‌ها آموزش دید، بارها راهیِ جبههٔ مقاومت شد و سرانجام در همان میدانی که برایِ دفاع از آن قدم گذاشته بود، جانِ خود را تقدیم کرد. محمدهادی، فرزندِ کوچکِ او، امروز راویِ این راهِ پرمعنایِ پدر است؛ راهی که از کرج آغاز شد و در حماه، به شهادت رسید.