تاریخ تشیع، تاریخ انتظار و مجاهدت است. از عاشورای حسینی تا عصر غیبت، همواره مردان و زنانی بودهاند که برای دفاع از حق، مقابله با ظلم و پاسداری از ارزشهای الهی جان خود را فدا کردهاند. در روزگار معاصر نیز شهدای مقاومت، ادامهدهندگان همین مسیر نورانیاند؛ مسیری که مقصد نهایی آن، تحقق وعده الهی […]
تاریخ تشیع، تاریخ انتظار و مجاهدت است. از عاشورای حسینی تا عصر غیبت، همواره مردان و زنانی بودهاند که برای دفاع از حق، مقابله با ظلم و پاسداری از ارزشهای الهی جان خود را فدا کردهاند. در روزگار معاصر نیز شهدای مقاومت، ادامهدهندگان همین مسیر نورانیاند؛ مسیری که مقصد نهایی آن، تحقق وعده الهی و برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است.
فرهنگ مقاومت و فرهنگ مهدویت، دو جریان جدا از یکدیگر نیستند. هر دو بر محور مبارزه با ظلم، دفاع از مظلوم، ایستادگی در برابر طاغوت و امید به آیندهای روشن شکل گرفتهاند. اگر مهدویت نویدبخش استقرار عدالت در سراسر جهان است، مقاومت نیز تلاش برای جلوگیری از گسترش ظلم و حفظ جبهه حق در دوران غیبت به شمار میرود.
شهدای مقاومت با خون خود ثابت کردند که انتظار، به معنای سکوت و انفعال نیست. آنان باور داشتند که منتظر واقعی نمیتواند در برابر جنایت، اشغالگری، تحقیر ملتها و پایمال شدن حقوق انسانها بیتفاوت باشد. از همین رو، میدان مقاومت را عرصهای برای عمل به وظیفه الهی میدانستند؛ وظیفهای که ریشه در آموزههای قرآن و مکتب اهلبیت(ع) دارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای شهدای مقاومت، امید به آینده بود. آنان در سختترین شرایط نیز باور داشتند که جبهه حق شکستناپذیر است و وعده الهی درباره پیروزی صالحان محقق خواهد شد. این همان روحیهای است که فرهنگ انتظار به انسان میآموزد؛ اینکه هیچ قدرتی بالاتر از اراده خداوند نیست و ظلم، هرچقدر گسترده باشد، سرانجام ماندگار نخواهد ماند.
شهدای مقاومت همچنین نشان دادند که راه ظهور از مسیر مسئولیتپذیری عبور میکند. آنان به جای آنکه تنها درباره آینده سخن بگویند، برای ساختن آینده تلاش کردند. دفاع از ملتهای مظلوم، مقابله با تروریسم، حفظ عزت مسلمانان و ایستادگی در برابر سلطهطلبی، بخشی از مجاهدتی بود که آنان در مسیر آرمانهای الهی انجام دادند.
در فرهنگ شیعه، یاران حضرت مهدی(عج) انسانهایی با ایمان، بصیرت، شجاعت و استقامت معرفی شدهاند. هرچند تعیین مصادیق این یاران در اختیار ما نیست، اما بدون تردید ویژگیهایی که در روایات برای یاران عصر ظهور بیان شده، در سیره بسیاری از شهدای مقاومت قابل مشاهده است؛ مردانی که آسایش خود را فدای امنیت دیگران کردند و جان خویش را در راه دفاع از حق نثار نمودند.
شهیدانی همچون حاج قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان و رزمندگان جبهه مقاومت، بارها بر پیوند میان مقاومت و مهدویت تأکید کرده بودند. آنان اعتقاد داشتند که هر گام در مسیر دفاع از مظلومان و مقابله با مستکبران، جامعه را به آرمانهای عصر ظهور نزدیکتر میکند. از این منظر، مقاومت صرفاً یک راهبرد سیاسی یا نظامی نیست، بلکه بخشی از فرهنگ انتظار و زمینهسازی برای حاکمیت ارزشهای الهی است.
امروز نیز خون شهدای مقاومت همچنان الهامبخش ملتهایی است که در برابر ظلم ایستادهاند. یاد آنان به ما میآموزد که انتظار، مسئولیت میآورد و آرزوی ظهور، بدون تلاش برای تحقق عدالت و دفاع از حقیقت، معنای کاملی نخواهد داشت.
شهدای مقاومت، ستارگان راهی هستند که به طلوع خورشید ظهور ختم میشود. آنان با ایثار و فداکاری خود نشان دادند که مسیر تحقق حکومت صالحان، از جاده ایمان، استقامت و مجاهدت میگذرد. و چه زیبا که خون پاک آنان، چراغ امیدی برای همه منتظران عدالت در سراسر جهان شده است.















































