سپاه و سلیح باغ خرم ایران از نگاه شاهنامه فردوسی
سپاه و سلیح باغ خرم ایران از نگاه شاهنامه فردوسی
بیش از هزار سال پیش، حکیم ابوالقاسم فردوسی، با نبوغی بی‌نظیر، حقیقتی را در ابیاتی کوتاه و ماندگار به تصویر کشید که امروز، پس از قرن‌ها، بیش از هر زمان دیگری، تازگی و گویایی خود را حفظ کرده است. او گفت که سپاه و سلیح، دیوار ایران‌اند و هرکس این دیوار را فرو ریزد، نه فقط به مرزها، که به «دل و پشت ایرانیان» ضربه زده است. این سخن، نه یک توصیه‌ی تاریخی، که هشداری جاودانه به تمامی کسانی است که امروز، با هر انگیزه و به هر نامی، در صدد تضعیف نیروهای مسلح کشور و ایجاد شکاف میان ملت و ارتش و سپاه برمی‌آیند. چرا که شکستنِ این دیوار، یعنی شکستنِ پشتِ ایران.

شاهنامه و سپاه پاسدارانبه گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزگاری که دشمنان بیرونی و برخی جریان‌های داخلی، با هدف‌گذاری بر روی ارتش و سپاه پاسداران، سعی در تخریبِ این دو نهادِ عظیمِ دفاعی و امنیتی کشور دارند، بازخوانی نگاهِ شاهنامه به جایگاهِ نیروهای مسلح، کاری است هوشمندانه و راهگشا. فردوسی، با بیانی رازآمیز و نمادین، نه تنها از «دیوار ایران» سخن گفته، بلکه از پیوند ناگسستنیِ این دیوار با «دل و پشت ایرانیان» یاد کرده است؛ پیوندی که نشان می‌دهد، هرگونه تعرض به این دیوار، تعرض به هویت و عزتِ ملی است.

«سپاه و سلیحست دیوار اوی»؛ دیواری که پشت ایران است

فردوسی، در بیتی که امروز باید آن را به‌عنوان یک میثاقِ ملی و راهبردی در نظر گرفت، می‌گوید:

سپاه و سلیحست دیوار اوی
به پرچینش بر نیزه‌ها خار اوی

در این نگاه، سپاه و سلاحِ یک ملت، دیوارِ استواری است که از آن محافظت می‌کند. نیزه‌هایی که بر فراز این دیوار قرار گرفته‌اند، خارهای دفاعی‌اند که متجاوز را از تعرض به این باغِ خرم، بازمی‌دارند. امروز، این «دیوار»، جز با نام‌های «ارتش»، «سپاه» و «نیروهای مسلح» شناخته نمی‌شود. هر تلاش برای تضعیفِ این نهادها، در حقیقت، تلاش برای فروریختنِ دیوارِ ایران است.

اگر دیوار فرو ریزد، دل و پشت ایرانیان می‌شکند

اما فردوسی، از این هم فراتر می‌رود و به ما هشدار می‌دهد که فروپاشی این دیوار، چه پیامدهای شومی در پی خواهد داشت:

اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا چه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی

او صریحاً هشدار می‌دهد که اگر دیوارِ ایران را فرو بریزی، دیگر باغ و دشت و دریا و راغ، هیچ‌کدام در امان نخواهند بود و مهم‌تر از همه، «دل و پشت ایرانیان» خواهند شکست. یعنی آنچه امروز از آن با عنوان «امنیت روانی» و «اراده ملی» یاد می‌کنیم، در گروِ استحکام همین دیوار است.

طعنهای بر کسانی که پشتِ ایران را می‌شکنند

امروز، کسانی که با توهین، تخریب و ایجاد شکاف میان مردم و نیروهای مسلح، سعی در تضعیفِ ارتش و سپاه پاسداران دارند، در واقع، به‌جای آنکه با دشمنِ بیرونی مقابله کنند، مشغول شکستنِ «دیوار» کشور از درون هستند. اینان، چه از روی ناآگاهی و چه با هدفِ همسویی با دشمنان خارجی، در حال کمک به پروژه‌ای هستند که فردوسی، هزار سال پیش، آن را «شکستنِ پشتِ ایرانیان» نامیده است.

همانان که امروز، زبان به توهینِ به سپاه و ارتش می‌گشایند و با ادبیاتِ تحقیرآمیز و تفرقه‌افکنانه، به دنبالِ تخریبِ این دو نهادِ عظیمِ دفاعی و امنیتی کشور هستند، باید بدانند که آن‌ها در مسیرِ همان «فرو ریختنِ دیوار ایران» گام برمی‌دارند که فردوسی، قرن‌ها پیش، از آن به‌عنوانِ مقدمه‌ای برای «شکستنِ دل و پشت ایرانیان» یاد کرده است. آیا اینان نمی‌دانند که تضعیفِ ارتش و سپاه، یعنی تضعیفِ بازدارندگیِ ایران و فراهم کردنِ زمینه برای تجاوزِ دشمنانِ خارجی؟

اینان اگر از سرِ غفلت چنین می‌کنند، راهِ صلاح را در پیش گیرند؛ و اگر از رویِ دشمنی، بدانند که در پیشگاهِ تاریخ، پاسخگویِ این خیانتِ بزرگ خواهند بود. چرا که شکستنِ دیوارِ ایران، تنها به دستِ دشمنِ بیرونی نیست؛ گاهی خارهایِ درونِ باغ، دیوار را از پای می‌سازند. اما چه تلخ است که این خارها، گاهی در لباسِ دوست، رشد می‌کنند.


 حرف آخر: دیوارِ ایران، خط قرمز ملت است

ارتش و سپاه پاسداران، نه دو نهادِ جدا از هم، که دو بازویِ قدرتمندِ «دیوار ایران» هستند. هرگونه تضعیفِ این دیوار، خیانت به امنیتِ ملی و عزتِ ایران است. فردوسی، این حقیقت را با نبوغی مثال‌زدنی، به ما آموخت و امروز، بر عهده‌ی ماست که این میراثِ گران‌بها را پاس بداریم و از آن، در برابرِ کسانی که با هر عنوانی، در صددِ شکستنِ این دیوارِ استوار برمی‌آیند، صیانت کنیم.