به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، در تازهترین دور از حملات همهجانبهی آمریکا به ایران، محورهای مواصلاتی حیاتی استان هرمزگان هدف قرار گرفتهاند. این حملات که بهوضوح فراتر از یک اقدام نظامیِ صرف، یک عملیاتِ راهبردیِ حسابشده برای تضعیف حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است، سه هدف مشخص را دنبال میکند.
قطع خطوط لجستیک؛ هدف نخست، تضعیف حاکمیت بر هرمز
اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، تا امروز علیرغم تمامی تلاشهای دشمن، بدون خلل ادامه داشته است. این حاکمیت، با استقرار نیروی دریایی و سامانههای نظارتی در طول سواحل و جزایر استان هرمزگان، بهویژه جزایر راهبردی هرمز، قشم، لارک و جزایر سهگانهی بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، صورت میپذیرد. در این میان، بندرعباس بهعنوان ستون اصلی اعمال حاکمیت و حضور عملیاتی ایران در شمال تنگه هرمز ایفای نقش میکند و بندر خمیر نیز نقش مکمل، پشتیبانی و تقویت کنترل ساحلی و امنیت دریایی را بر عهده دارد.
حملات اخیر، که بهوضوح این حقیقت را آشکار میسازد، با هدف قطع محورهای مواصلاتی منتهی به این بنادر طراحی شدهاند. هدف دشمن از این حملات، قطع خطوط لجستیک و پشتیبانی از خط مقدم اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بوده است. بهبیان دیگر، دشمن در تلاش است تا با ضربه زدن به رگهای حیاتی پشت جبهه، قدرت عمل ایران را در این آبراه راهبردی فلج کند.
حمله به شریانهای حیاتی؛ از تونل میرزایی تا پلهای کهورستان
بر اساس گزارشهای رسمی، در این حملات، تونل شهید میرزایی در محور بندرعباس – حاجیآباد در هر دو مسیر رفت و برگشت مورد هدف قرار گرفته و مسدود شده است. همچنین پل «شور» در همین محور و پل محور رفت سهراهی میناب به سمت رودان نیز هدف حملات قرار گرفتهاند. در شهرستان بندرخمیر، پل کهورستان که مسیر ارتباطی میان بندرعباس به لار را برقرار میکرد، هدف حمله قرار گرفته است.
بر اساس اعلام منابع رسمی، در حملات شبانهی گذشته، ۶ پل در محور بندرعباس – لار و در محدوده شهرستان بندرخمیر مورد اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفته است. گزارشها حاکی از آن است که جاده بندرعباس به خمیر به لار بهطور کامل مسدود شده و جاده کشار به کهورستان نیز مسدود است. پل اصلی محور بندرخمیر–بندرعباس نیز در این حملات هدف گرفته شده است. همچنین، پل رودخانهی شور در مسیر بندرعباس به سیرجان نیز هدف حمله هوایی دشمن قرار گرفته است.
از بین بردن آوردههای تفاهم؛ هدف دوم، ضربه به اقتصاد مقاوم
حملات به زیرساختهای مواصلاتی، در کنار هدف نظامی، یک هدف اقتصادیِ راهبردی را نیز دنبال میکند. تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا، علیرغم عمر کوتاه خود، فرصتی برای تنفس اقتصادی کشور ایجاد کرده بود. با برداشته شدن محاصره دریایی، ایران توانست در این مدت حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کند و کشتیهای متعددی برای تخلیه بار به سمت بنادر ایران حرکت کردند.
بندر شهید رجایی در بندرعباس بهتنهایی حدود ۵۳ درصد از کل عملیات تخلیه و بارگیری کالا در بنادر ایران را انجام میدهد و بیش از ۸۰ درصد عملیات کانتینری کشور در این بندر انجام میگیرد. بدیهی است که قطع محورهای مواصلاتی منتهی به بندرعباس میتواند موجب قفل شدن عملیات انتقال این بارها در بندر شهید رجایی و در نتیجه، از بین رفتن یکی از آوردههای مهم تفاهم برای ایران شود.
تنگتر کردن حلقه محاصره؛ هدف سوم، ایجاد نارضایتی عمومی
یکی از اهداف اصلی دشمن، افزایش فشار اقتصادی و معیشتی با محاصره است. عدم امکان ترخیص کالاهای واردشده در بندرعباس و جلوگیری از دسترسی مردم به این کالاها که عمدتاً از کالاهای اساسی هستند، در صورت طولانی شدن روند عدم ترخیص میتواند اثرات مستقیمی بر معیشت مردم و به تبع آن ایجاد نارضایتی عمومی داشته باشد. این در حالی است که عموم تحلیلها از باقی ماندن برنامهریزی آشوب و اغتشاش روی میز عملیاتی دشمن حکایت دارند.
جمعبندی؛ جنگ زیرساختها، شکستِ پیشبینیشده
حمله به پلها و جادهها، نه نشانهی قدرت دشمن، که نشانهی ناتوانی او در رویارویی مستقیم با اقتدار ایران در دریا و تنگه است. دشمن که نتوانسته است حاکمیت ایران بر هرمز را با تهدید و تحریم بشکند، اینک به جنگِ زیرساختها روی آورده است تا از پسِ آنچه در میدان نبرد از دست داده، در کارزارِ اقتصاد و معیشت به دست آورد. اما تجربهی چهار دهه نشان داده است که هر ضربهای بر زیرساختهای ایران، تنها بر مقاومت و ارادهی این ملت برای حفظ عزت و استقلال خود خواهد افزود. دشمن اگر گمان میکند با تخریب چند پل میتواند حاکمیت تاریخی ایران بر هرمز را به چالش بکشد، سخت در اشتباه است. این، نه پایانِ کار، که آغازِ فصلِ تازهای از ایستادگی و بازسازیِ مقتدرانه است.












































