ترامپ در تله‌ای که خود طراحی کرد، گرفتار آمده؛ جنگ اقتصاد را هم نمی‌برد
ترامپ در تله‌ای که خود طراحی کرد، گرفتار آمده؛ جنگ اقتصاد را هم نمی‌برد
شش ماه از جنگی می‌گذرد که با شعار «پیروزی سریع» بر ایران کلید خورد؛ اما ورق برگشته است. تحلیلگران ارشد غربی، از «فارن‌پالیسی» تا «گاردین»، اذعان دارند که ایران در این جنگ به ابرقدرتی نوظهور تبدیل شده و موازنه قدرت به سمت تهران تغییر کرده است. در این میان، بازگشت ترامپ به «جنگ اقتصادی»، نه از روی قدرت، که از روی ناچاری و کاهش گزینه‌های نظامی رقم خورده است. دکتر عباس احدی، دبیرکل قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در گفت‌وگویی اختصاصی، لایه‌های پنهان این معادله را واکاوی می‌کند؛ از تحلیل «توهم تغییر حکومت» تا قدرتِ گمشده‌ی «خیابان» در برابر فشار اقتصادی.

خبرنگار: آقای دکتر، تحلیل‌گران برجسته‌ای مانند «ولی نصر» از تبدیل شدن ایران به یک «ابرقدرت نوظهور» در این جنگ سخن می‌گویند. ارزیابی شما از موازنه قدرت امروز چیست؟

دکتر عباس احدی: این یک واقعیت عینی است که دیگر قابل انکار نیست. جنگ ۲۰۲۶، برخلاف تمام محاسبات واشنگتن، نه تنها ایران را تضعیف نکرد، بلکه اعتماد به نفس و قدرت راهبردی آن را به طرز چشمگیری افزایش داد. «فارن‌پالیسی» و بسیاری از رسانه‌های معتبر آمریکا نیز همین تحلیل را تأیید کرده‌اند: موازنه جنگ به نفع ایران است و جمهوری اسلامی با سربلندی از این آزمون تاریخی خارج شده است.

امروز، ایران نه در موضع انفعال، که در اوج قدرت و بازدارندگی قرار دارد؛ بازسازی شگفت‌آور توان موشکی، تغییر دکترین از دفاع به تهاجم پیش‌دستانه، و نفوذ به عمق معادلات منطقه، همه گواه این تحول راهبردی است. آمریکا با همان ابزارهایی که برای تضعیف ایران طراحی کرده بود، اکنون در دام آن گرفتار شده است. ترامپ به گذشته برنمی‌گردد؛ او و تیمش به خوبی می‌دانند که بازیِ نظامی در این میدان، دیگر به سود آنها تمام نمی‌شود.

خبرنگار: آسوشیتدپرس و دیگر رسانه‌های غربی بازگشت ترامپ به «جنگ اقتصادی» را نشانه‌ای از کاهش گزینه‌های نظامی آمریکا می‌دانند. این تحلیل را چگونه می‌بینید؟

دکتر عباس احدی: کاملاً درست می‌گویند. آسوشیتدپرس این بازگشت را در کنار دو واقعیت انکارناپذیر قرار داده است: فرسایشی شدن جنگ، یعنی تهدید نظامی دیگر پاسخگو نیست، و کاهش ذخایر مهم تسلیحاتی آمریکا. نکته جالب اینکه این تحلیل را «سی‌ان‌ان»، «گاردین»، «نیویورکر» و حتی «اکسیوس» که به ترامپ نزدیک است، نیز دارند.

این اجماع رسانه‌ای نشان می‌دهد که بازگشت به جنگ اقتصادی، نه یک انتخاب هوشمندانه، که یک تصمیم اجباری است؛ ناشی از کسری قدرت نظامی. مسئله فقط تحریم نیست. مسئله کاهش گزینه‌هاست. آمریکا در دامِ سه‌گانه‌ای گرفتار شده که در آن، جنگ در غرب آسیا، امنیت انرژی جهان و رقابت با چین در شرق دور، هم‌زمان منابع واشنگتن را تحلیل می‌برند. در چنین شرایطی، ترامپ چه گزینه‌ای جز بازگشت به همان ابزارهای فرسوده‌ی تحریمی دارد؟

خبرنگار: رابرت مالی و ریچارد نفیو، از معماران تحریم‌های ایران، نسبت به بی‌اثری این راهبرد جدید هشدار داده‌اند. سازوکار تحریم‌های جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دکتر عباس احدی: حرف این کارشناسان بلندپایه را باید جدی گرفت. رابرت مالی، نماینده سابق ویژه آمریکا در امور ایران، به صراحت می‌گوید: اگر فشار نظامی جواب نداده، این تصور که فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد، یک مغالطه است. ریچارد نفیو نیز به همین مسئله هشدار داده است.

اما سؤال مهم‌تر این است: تحریم جدید قرار است چه کاری انجام دهد؟ ابزارهای تحریم علیه ایران تماماً قبلاً به‌کار گرفته شده است. ایران نیز مسیر دور زدن تحریم‌ها را کاملاً مسلط است و چین و روسیه به عنوان شرکای استراتژیک ایران، صریحاً اعلام کرده‌اند که تحریم‌های جدید را به رسمیت نمی‌شناسند.

پس تحریم تازه، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. یک عملیات روانی است؛ علیه مسئولان و مردم. هدف این است که فشار آن‌قدر بالا برود که مردم بگویند «دیگر نمی‌شود» و مسئولان نیز به این نتیجه برسند که «پس باید امتیاز بدهیم». این دقیقاً همان پروژه‌ی کهنه‌ی «آشوب» است که آمریکا بارها و بارها در نقاط مختلف جهان، از جمله ایران، آن را به کار گرفته و هر بار با شکست مواجه شده است.

خبرنگار: به «پروژه آشوب» اشاره کردید. این جنگ اقتصادی چه نسبتی با «خیابان» و انسجام اجتماعی در ایران دارد؟

دکتر عباس احدی: این دقیقاً نقطه‌ی کورِ محاسباتِ آمریکایی‌هاست. تحریم اقتصادی چه ربطی به خیابان دارد؟ دقیقاً ربط دارد؛ اما نه به آن شکلی که آنها فکر می‌کنند. قدرت خیابان فقط در تجمع نیست؛ باطن خیابان مهم است. و باطن خیابان چیست؟ انسجام. ایستادن مردم کنار یکدیگر. حول چه چیزی؟ حول ایران.

اگر این انسجام حفظ شود، فشار اقتصادی هرچند دشوار است، اما خردکننده نیست. فشار وقتی خطرناک می‌شود که به اختلاف تبدیل شود؛ وقتی هر مسئله اقتصادی به یک دوقطبی تبدیل گردد. از سویی، وقتی مسئولان، مردم را در میدان ببینند، محاسبه‌شان تغییر می‌کند.

دشمنان ایران تصور می‌کنند با تحریم می‌توانند میان مردم و نظام فاصله بیندازند، اما غافل از اینکه ملت ایران در طول چهار دهه، بارها و بارها ثابت کرده است که در بحران‌ها، نه تنها از هم نمی‌پاشد، بلکه منسجم‌تر از گذشته در برابر زیاده‌خواهی دشمن می‌ایستد. مردم ما می‌دانند که پشتِ هر تحریم جدید، یک هدف سیاسی نهفته است؛ هدفی که با آرامش، صبر و همبستگی، نقش‌برآب می‌شود. این، میراثِ گرانبهایی است که انقلاب اسلامی و فرهنگِ مقاومت، به این ملت هدیه داده است.

خبرنگار: سخن پایانی شما با مخاطبان؟

دکتر عباس احدی: سخن من با ملت شریف ایران این است که بدانند امروز، ایران در اوج قدرت راهبردی خود قرار دارد و آمریکا نه از موضع قدرت، که از موضع ضعف و کاهش گزینه‌ها دست به هر اقدامی می‌زند. همان‌گونه که تحلیلگران ارشد غربی اذعان کرده‌اند، موازنه جنگ به نفع ایران تغییر کرده و این حقیقتی است که حتی رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید نیز از آن غافل نیستند.

ترامپ و تیم او در تله‌ای گرفتار شده‌اند که خود طراحی کرده بودند. جنگ اقتصاد را هم نمی‌برند؛ چرا که ملت ایران با انسجام، صبر و هوشیاری خود، هر توطئه‌ای را نقش‌برآب کرده است. این ملت، نه با تحریم‌ها می‌شکند و نه با تهدیدها؛ این ملت، صاحب‌اراده‌ای است که از دلِ تاریخ و فرهنگِ کهنِ خود، قدرتِ ایستادگی را آموخته است. راه ما، راه عزت و استقلال است و در این مسیر، هیچ قدرتی توان شکست اراده ملت ایران را ندارد.