کمبود مهمات؛ ضعف ساختاری آمریکا در جنگ فرسایشی
آمریکا در ماههای نخست جنگ، حجم بیسابقهای از مهمات دقیق و رهگیرهای پدافندی را مصرف کرده است. بر اساس گزارش بلومبرگ، ارتش آمریکا بیش از نیمی از پیشرفتهترین نسخههای موشک پاتریوت، یکسوم موشکهای تاماهاک و تقریباً نیمی از موشکهای حمله دقیق و رهگیرهای THAAD خود را در این جنگ مصرف کرده است. دفتر بودجه کنگره نیز برآورد کرده که آمریکا احتمالاً دوسوم از موجودی رهگیرهای پدافند موشکی خود را از ژوئن ۲۰۲۵ تاکنون استفاده کرده است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) با ارائه آمار دقیقتری، اعلام کرده که آمریکا بین ۲۷ فوریه تا ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، حدود ۱٬۵۰۳ تا ۱٬۵۷۱ موشک پاتریوت و ۱۷۴ تا ۲۱۸ رهگیر THAAD مصرف کرده است. موجودی پاتریوت از ۲٬۳۳۰ به کمتر از ۱٬۷۰۰ فروند و موجودی THAAD از ۴۵۲ به حدود ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند کاهش یافته است. این ارقام به معنای مصرف حدود ۸۰ درصد از ذخایر THAAD و حدود نیمی از ذخایر پاتریوت است.
این کمبود، پیامدهای راهبردی عمیقی دارد. آمریکا مجبور شده به متحدان خود هشدار دهد که تحویل تسلیحات کلیدی را تا پنج سال به تعویق خواهد انداخت. آلمان درخواست تسریع تحویل موشک کروز تاماهاک و پرتابگر تایفون را داشته، اما سازنده (رایتون) احتمالاً تا پنج سال آینده قادر به تأمین این سفارش نخواهد بود. این وضعیت، همزمان با درخواستهای مکرر اوکراین برای دریافت رهگیرهای پاتریوت، فشار مضاعفی بر واشنگتن وارد کرده است.
ایران؛ تولید ۲۴ ساعته در سایه تحریم
در سوی مقابل، ایران با اتکا به توان داخلی، تولید موشک و پهپاد خود را در طول جنگ متوقف نکرده است. سید حسین موسویان، دیپلمات ارشد سابق ایرانی، در مصاحبه با رسانه یونانی «پاراپولیتیکا» تأکید کرده که ایران «تا حد زیادی در تولید موشک و پهپاد خودکفا است و میتواند در زمان جنگ، از جمله از طریق تأسیسات پراکنده و زیرزمینی، به تولید ادامه دهد».
برآوردها نشان میدهد ایران پیش از جنگ هزاران موشک بالستیک در اختیار داشته و نرخ تولید آن بسته به نوع سیستم، از چند ده تا بیش از ۱۰۰ موشک در ماه متغیر بوده است. یک مقام سپاه پاسداران نیز اعلام کرده که تولید موشک «۲۴ ساعته و در سه شیفت روزانه» در جریان است. یک تحلیل دیگر نیز برآورد کرده که ایران در شرایط جنگی، توانایی تولید ماهانه ۳۰۰ موشک و ۳٬۰۰۰ پهپاد را دارد.
علیرغم ادعای ترامپ در ژوئن ۲۰۲۶ مبنی بر اینکه تنها «۲۱ تا ۲۲ درصد» از موشکهای ایران باقی مانده، ارتش ایران اعلام کرده که بیش از ۷۵ درصد از توان موشکی و پهپادی این کشور همچنان دستنخورده و آماده عملیات است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در آوریل ۲۰۲۶ اعتراف کرده بود که ایران همچنان نیمی از موشکهای پیش از جنگ خود را در اختیار دارد.
نکته کلیدی، عدم تقارن هزینه است. هر پهپاد شاهد ایرانی بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار قیمت دارد، در حالی که هر موشک پاتریوت که برای رهگیری آن شلیک میشود، حدود ۴ میلیون دلار هزینه دارد. این نسبت ۸۰ تا ۲۰۰ برابری، معادله فرسایش را به وضوح به نفع ایران تغییر میدهد.
پایگاههای آمریکا؛ از سنگر امن به هدف آسیبپذیر
گزارش بازرس کل پنتاگون که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، اعلام کرد حملات ایران به صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در هشت کشور خاورمیانه آسیب زده یا آنها را تخریب کرده است. ژنرال کنت ویلسباخ، رئیس ستاد نیروی هوایی آمریکا، با اشاره به اصابت موشک به آشیانهای در یکی از پایگاهها، از پایان یک دوران سخن گفت: «نیروی هوایی و فضایی آمریکا دههها اغلب در حاشیهای امن عملیات میکرد، آن روزها به پایان رسیده است».
تحلیل اندیشکده «اولویتهای دفاعی» واشنگتن نیز تأکید کرده که پیشرفت سلاحهای دقیق، همزمان که پایگاههای آمریکا را آسیبپذیرتر کرده، آنها را کمضرورتتر نیز ساخته است. بنجامین فریدمن، مدیر سیاست این اندیشکده، نوشته: «دقت موشکها و هواپیماهای آمریکایی، پایگاههای خاورمیانه را کمضرورتتر میکند. گسترش دقت، در همان حال، آنها را آسیبپذیرتر میسازد».
گزارشها حاکی از آن است که ایران و شرکای منطقهایاش میتوانند با افزایش موجودی موشک و پهپاد «با هزینه بسیار کمتر» بر دفاعیات بهبودیافته غلبه کنند. این معادله، دقیقاً همان چیزی است که بازدارندگی متعارف آمریکا را در منطقه به چالش میکشد.
اسرائیل؛ شکست راهبرد رهگیرها
اسرائیل نیز در این نبرد فرسایشی، با کمبود شدید رهگیرهای پدافندی مواجه شده است. گزارش «تایمز آو اسرائیل» افشا کرده که دولت نتانیاهو سالها از افزایش بودجه رهگیرهای موشکی خودداری کرده، حتی پس از حملات گسترده ایران در ۲۰۲۴. یک مقام ارشد دفاعی این وضعیت را «دیوانهوار» توصیف کرده و گفته: «ایرانیها دو بار به ما شلیک کردند — صدها موشک — و هیچ چیزی تکان نخورد».
بر اساس این گزارش، ایران موشکهای بالستیک را با نرخی ۱۰ برابر سریعتر از اسرائیل رهگیر تولید میکند. این عدم تقارن، به شکست راهبرد پدافندی اسرائیل منجر شده و گزارشهای نظامی از «صرفهجویی تسلیحاتی» و «تصمیم عمدی برای عدم تلاش جهت رهگیری برخی موشکها» خبر میدهند.
فرسایش؛ میدانی که به نفع ایران تغییر کرده است
واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، به راهبرد فشار اقتصادی روی آورده است. اما نشریه «نشنال اینترست» در تحلیلی تأکید کرده که این تغییر راهبرد، «اعتراف ضمنی به ناکارآمدی راهبرد نظامی پیشین» است. این تحلیل میافزاید: «آمریکا به اندازهای که تهران به اجتناب از شکست اهمیت میدهد، به پیروزی بر ایران اهمیت نمیدهد».
پس از روزهای نخست بمباران — که ایران بخش زیادی از نیروی هوایی و دریایی خود را از دست داد — ایرانیها موفق شدند جنگ را به یک نبرد فرسایشی تبدیل کنند، نبردی از جنس ارادهها که به نفع ایران است. واشنگتن اکنون با یک دوراهی راهبردی مواجه است: یا تشدید درگیری با موجودی محدود مهمات، یا عقبنشینی با هزینه سیاسی سنگین. هیچیک از این دو گزینه، آسان نیست.
انسجام داخلی؛ خط مقدم پنهان
خطر اصلی در این معادله، غافلگیری امنیتی در داخل است. دشمن همزمان روی دو اهرم حساب کرده است: نفوذ و فشار اقتصادی. حفظ انسجام ملی و بستن منافذ داخلی، میتواند محاسبات دشمن را برهم بزند و هر ضربه را با پاسخ گستردهتر مواجه کند. تجربه ماههای اخیر نشان داده که ایران با اتکا به وحدت داخلی و هوشیاری امنیتی، توانسته بسیاری از توطئهها را خنثی کند. بنابراین، جبهه داخلی، نه یک حاشیه، که خط مقدم این نبرد ترکیبی است.















































