به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، ۱۶۰ روزِ گذشته، فصل تازهای در تاریخِ انقلاب اسلامی رقم زده است. در این برهه، که با شهادتِ مظلومانهی قائدِ شهیدِ امت آغاز شد، آیتالله سیدمجتبی خامنهای با اتخاذِ راهبردی هوشمندانه و با تکیه بر میراثِ گرانقدرِ رهبرِ شهید، ایران را به نقطهای رساند که امروز، دشمنان بیش از هر زمان دیگری، هزینهی تقابل با آن را گزاف و غیرقابلتحمل میدانند. آنچه در ادامه میآید، گزارشِ شش دستاوردِ بزرگِ این دورهی ۱۶۰ روزه است.
◀ یک: وحدت ساحات مقاومت؛ معادلهای که نقشهی نبرد را عوض کرد
اگر پیش از این، جبهههای مقاومت در غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن، هر یک در جغرافیای خود عمل میکردند، امروز، تحت راهبرد «وحدت ساحات»، به یک «پیکر واحد» تبدیل شدهاند که در آن، امنیتِ هر یک، به امنیتِ دیگری گره خورده است.
در این دوره، این معادله نه یک شعار، که به یک واقعیتِ میدانی تبدیل شد. عملیاتهای هماهنگِ مقاومت در پاسخ به تجاوزاتِ دشمن، نشان داد که دیگر نمیتوان یک جبهه را جدا از دیگری هدف گرفت و تهران، بیروت، صنعاء، بغداد و غزه، همگی در یک «محورِ واحد» قرار گرفتهاند. این تحول، پیامی روشن برای رژیم صهیونیستی و متحدانش داشت: هرگونه تعرض به هر نقطه از این محور، پاسخی هماهنگ و کوبنده از تمامیِ ساحات را در پی خواهد داشت.
◀ دو: تنگه هرمز؛ از یک گذرگاهِ دریایی تا اهرمی برای قدرتِ ملی
در این ۱۶۰ روز، تنگهی هرمز، از یک گلوگاهِ انرژیِ صرف، به مهمترین «اهرمِ قدرتِ ملی» ایران تبدیل شد. در حالی که آمریکا با نقضِ تفاهمنامهی پایان جنگ، در صددِ بازپسگیریِ کنترلِ این آبراهِ راهبردی برآمد، ایران با اتخاذِ راهبردی هوشمندانه، مدیریتِ تنگه را به عنوان «خطِ قرمز» خود تثبیت کرد.
تصمیمِ ایران برای تبدیلِ عملیاتِ نظامی در تنگهی هرمز به یک «اهرمِ فشارِ راهبردی»، معادلاتِ قدرت را در خلیجفارس به نفعِ تهران تغییر داد. امروز، هیچ کشوری بدونِ در نظر گرفتنِ ارادهی ایران، نمیتواند از این شریانِ حیاتیِ انرژی عبور کند و این، دستاوردی است که در دورهی ۱۶۰ روزهی رهبریِ آیتالله خامنهای، به یک «قاعدهی بازی» در منطقه تبدیل شده است.
◀ سه: جداسازیِ پروندهی هستهای از مذاکراتِ جنگ؛ تدبیری که ابتکارِ عمل را حفظ کرد
یکی از هوشمندانهترین اقداماتِ این دوره، «جداسازیِ پروندهی هستهای» از مذاکراتِ مربوط به پایانِ جنگ بود. این تصمیمِ راهبردی، مانع از آن شد که دشمن، با گرهزدنِ این دو پرونده، بتواند برنامهی هستهایِ صلحآمیزِ ایران را در ازایِ توقفِ جنگ، هدفِ مبادله قرار دهد.
با این تفکیک، ایران مسیرِ پیشرفتِ هستهایِ خود را بر اساسِ راهبردِ رهبرِ شهید، ادامه داد و در عین حال، در مذاکراتِ پایانِ جنگ، از موضعِ قدرت وارد میدان شد. این اقدام، پیامی روشن به آمریکا و اسرائیل داشت که پروندهی هستهای، خطِ قرمزِ جمهوری اسلامی است و هیچگاه به ابزاری برای چانهزنی بر سرِ منافعِ حیاتیِ کشور تبدیل نخواهد شد. این، یک پیروزیِ بزرگ در عرصهی دیپلماسی و امنیتِ ملی بود.
◀ چهار: گشودنِ جبهههای جدید در بابالمندب؛ گسترشِ دایرهی نفوذ تا دریای سرخ
در این دوره، دایرهی عملیاتیِ ایران و محورِ مقاومت، فراتر از خلیجفارس و تنگهی هرمز گسترش یافت و به «بابالمندب» و دریای سرخ نیز رسید. هماهنگیِ نزدیک با جبههی یمن (انصارالله)، این امکان را فراهم کرد که تهدیدِ دشمن، نه تنها در جنوبِ ایران، بلکه در کرانههایِ غربیِ شبهجزیرهی عربستان نیز پاسخ داده شود.
گشودنِ این جبههی جدید، ضربهای سنگین به اقتصادِ وابستهی نفتیِ عربستان و متحدانش وارد کرد و نشان داد که ایران، قادر است هزینههایِ یک جنگِ تمامعیار را تا دورترین نقاطِ منطقه، به دشمن تحمیل کند. این راهبرد، عملاً منطقه را به یک «معادلهی امنیتیِ یکپارچه» تبدیل کرد که در آن، هیچ نقطهای برای دشمن، امن و مصون نیست.
◀ پنج: پشتیبانیِ خیابان از خطِ نبرد؛ سرمایهی اجتماعیِ بینظیر
در سختترین روزهایِ نبرد، یکی از مهمترین دستاوردهایِ این دوره، «حفظِ ظرفیتهای خیابان» در پشتیبانیِ خطِ نبرد بود. حضورِ میلیونیِ مردم در مراسمِ تشییعِ رهبرِ شهید، حمایتهایِ گسترده از نیروهایِ مسلح، و مشارکتِ فعالِ اقشارِ مختلفِ جامعه در صحنههایِ مختلف، نشان داد که پیوندِ میانِ ملت و نظام، از هر زمان دیگری مستحکمتر است.
این سرمایهی عظیمِ اجتماعی، بزرگترین پشتوانهی قدرتِ ملی در برابرِ تهدیداتِ خارجی است. در شرایطی که دشمن با تمامِ توانِ رسانهای و روانیِ خود، در صددِ القایِ ناامیدی و ایجادِ شکاف در جامعه بود، حضورِ آگاهانه و داوطلبانهی مردم، توطئههایِ دشمن را یکبهیک خنثی کرد. این «پشتیبانیِ خیابان»، اوراقِ قرضالحسنهای است که ملتِ ایران به نظامِ خود داده و نشان داد که در بحرانیترین لحظات، پشتِ رهبریِ خود ایستاده است.
◀ شش: احیایِ «انتقام»؛ بازدارندگیِ نوینِ ایرانِ اسلامی
ششمین و شاید مهمترین دستاوردِ این دوره، «احیایِ مسالهی انتقام» به عنوان یک «بازدارندگیِ نوین» بود. دیگر، پاسخِ ایران به تعرضاتِ دشمن، محدود به یک واکنشِ نظامیِ صرف نیست؛ بلکه «وعدهی انتقام» خود به یکی از ارکانِ بازدارندگیِ ایران تبدیل شده است.
این راهبرد، که مبتنی بر «برهم زدنِ محاسباتِ دشمن» است، هزینههایِ هرگونه ماجراجویی را به طرز چشمگیری افزایش داده است. در این دوره، ایران نشان داد که نه تنها قدرتِ پاسخدهیِ فوری را دارد، بلکه «ارادهی انتقام» را نیز به عنوان یک «قاعدهی بازی» در منطقه تثبیت کرده است. این، همان «بازدارندگیِ فعال»ی است که دشمن را از هرگونه اشتباهِ محاسباتی، برحذر میدارد.
حرف آخر: کارنامهای که در امتدادِ راهِ شهید رقم خورد
این شش دستاورد، نقشهی راهی است که آیتالله سیدمجتبی خامنهای در ۱۶۰ روزِ نخستِ زعامتِ خود، برای ایرانِ اسلامی ترسیم کرد. در این کارنامه، «وحدتِ ساحات» نشاندهندهی یکپارچگیِ جبههی مقاومت، «تنگهی هرمز» نشاندهندهی قدرتِ چانهزنیِ ملی، «جداسازیِ پروندهی هستهای» نشاندهندهی هوشمندیِ دیپلماتیک، «بابالمندب» نشاندهندهی گسترشِ دایرهی نفوذ، «پشتیبانیِ خیابان» نشاندهندهی سرمایهی اجتماعی، و «احیایِ انتقام» نشاندهندهی بازدارندگیِ نوینِ ایران است.
اینها، دستاوردهایی است که در امتدادِ راهِ رهبرِ شهید رقم خورده است و نشان میدهد که ایرانِ اسلامی، با وجودِ همهی فشارها و تهدیدها، همچنان در مسیرِ عزت، اقتدار و پیشرفت، گامهایِ استوار برمیدارد. این، میراثِ ۱۶۰ روزی است که تاریخ، آن را به عنوان یکی از پرفرازونشیبترین و در عین حالِ پربارترینِ ادوارِ انقلاب اسلامی، به یاد خواهد آورد.















































