شهید مهدی صابری؛ فرمانده جوان فاطمیون که عشق به حضرت علی‌اکبر(ع) را به میدان جهاد برد
شهید مهدی صابری؛ فرمانده جوان فاطمیون که عشق به حضرت علی‌اکبر(ع) را به میدان جهاد برد
او افغانستانی بود، اما مرزهای جغرافیایی برایش معنایی نداشت. مهدی صابری، جوان ۲۵ سالهٔ لشکر فاطمیون، عشق به حضرت علی‌اکبر(ع) را چنان در دل داشت که نام آن حضرت را بر سرِ گروهانِ خود نهاد و در میدانِ نبرد با تروریست‌های تکفیری، هم فرمانده بود، هم رزمنده، هم امدادگر. او در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ در سوریه به شهادت رسید؛ اما پیش از آن، وصیتی از خود به جای گذاشت که با عبارت «یا علی‌اکبر لیلا» آغاز می‌شد. این گزارش، روایتِ زندگیِ فرمانده‌ای است که با وجودِ سنِ کم، چنان در میدان رشد کرد که پس از شهادتش، جای خالی‌اش برای یک مجموعهٔ بزرگِ نظامی و اعتقادی احساس شد.

۱. عشق به حضرت علی‌اکبر(ع)؛ ریشهٔ انتخاب

مهدی صابری متولد ۱۴ فروردین ۱۳۶۸ بود و از همان دورانِ جوانی با فضایِ مذهبی، هیئت و فرهنگِ اهل‌بیت(ع) انس داشت. آنچه در شخصیتِ او بیش از همه جلوه می‌کرد، محبتِ ویژه به حضرت علی‌اکبر(ع) بود. این علاقه آن‌قدر در زندگیِ او پررنگ بود که هر جا نامی از حضرت علی‌اکبر(ع) وجود داشت، مهدی نیز تلاش می‌کرد در آنجا خدمتی انجام دهد؛ چه در هیئت و فعالیت‌هایِ مذهبی و چه بعدها در میدانِ نبرد. همین دلبستگی بود که باعث شد وقتی فرماندهیِ یکی از گروهان‌هایِ فاطمیون را بر عهده گرفت، نام «حضرت علی‌اکبر(ع)» را برای آن انتخاب کند. برای او، این نام فقط یک عنوانِ نظامی نبود، بلکه خلاصه‌ای از عشق و هویتِ او بود.

۲. فرمانده‌ای چندمهارته و همه‌فن‌حریف

مهدی صابری فقط یک نیرویِ رزمی نبود. همرزمانش او را جوانی چندمهارته و همه‌فن‌حریف توصیف کرده‌اند. از کارهایِ ساده‌ای مانند آشپزی در هیئت گرفته تا امورِ امدادی، فنی، مخابراتی و فعالیت‌هایِ تخصصیِ عملیاتی، در هر کاری که به او سپرده می‌شد با جدیت وارد میدان می‌شد. برای او مهم نبود مسئولیتش چه عنوانی داشته باشد؛ اصل، خدمت و انجامِ درستِ وظیفه بود. این ویژگی، او را به یکی از مؤثرترین نیروهایِ فاطمیون تبدیل کرده بود؛ چراکه در هر شرایطی، می‌شد روی او حساب کرد.

۳. فرمانده‌ای در خط مقدم

یکی از ویژگی‌هایِ برجستهٔ او، روحیهٔ فرماندهی در کنارِ حضورِ مستقیم در میدان بود. مهدی از آن فرماندهانی نبود که صرفاً از فاصله‌ای دور نیروهایش را هدایت کند. در عملیات‌ها در کنارِ نیروهایش حضور داشت و در شرایطِ سخت، خودش در خطِ مقدم وارد عمل می‌شد. روایت یکی از همرزمانش نشان می‌دهد که او در کنارِ فرماندهی، به مداوایِ مجروحان نیز می‌پرداخت و مهارت‌هایِ امدادی و پزشکیِ خود را در میدان به کار می‌گرفت. در عملیاتِ آزادسازیِ تل قرین – یکی از مناطقِ مهمِ ارتفاعاتِ جولان – نیز نقش‌آفرینی کرد و در سخت‌ترین لحظات، کنارِ نیروهایش ایستاد.

۴. هویتی فراتر از مرزهای جغرافیایی

مهدی صابری در میانِ نیروهایِ فاطمیون جایگاهِ ویژه‌ای داشت. با وجودِ سنِ کم، توانسته بود مسئولیتِ فرماندهی را بر عهده بگیرد. برخی روایت‌ها حتی تأکید دارند که بعد از شهادتش، بسیاری از اطرافیان تازه متوجه شدند که او اصالتاً افغانستانی بوده است، زیرا سبکِ زندگی و رفتارِ او چنان با فرهنگِ بسیجی و فضایِ جبههٔ مقاومت عجین شده بود که برایِ اطرافیان، تفاوتی میانِ او و دیگر رزمندگان وجود نداشت. او نشان داد که عشق به اهل‌بیت(ع) و دفاع از حرم، مرزهایِ جغرافیایی نمی‌شناسد و هر دلی که با این عشق بیتابد، در این مسیر جایگاهی خواهد داشت.

۵. وصیت‌نامهٔ «یا علی‌اکبر لیلا»

شاید یکی از ماندگارترین بخش‌هایِ زندگیِ شهیدِ صابری، وصیت‌نامهٔ او باشد. وصیتِ خود را با عبارت «یا علی‌اکبر لیلا» آغاز کرده بود؛ عبارتی که به‌خوبی عمقِ علاقهٔ او به حضرتِ علی‌اکبر(ع) را نشان می‌دهد. حتی در لحظاتِ پایانیِ زندگی نیز نام و یادِ حضرتِ علی‌اکبر(ع) برای او محوریت داشت. مهدی قرار بود برایِ ایامِ فاطمیه به خانه بازگردد، اما تقدیر به گونه‌ای دیگر رقم خورد. خبرِ شهادتش در همان ایام به خانواده رسید. پیکرِ او نیز همراه با پیکرِ چند تنِ دیگر از شهدایِ فاطمیون به ایران منتقل شد و در شهرِ مقدسِ قم تشییع گردید. سرانجام، پیکرِ شهیدِ مهدیِ صابری در قطعهٔ شهدایِ مدافعِ حرمِ بهشتِ معصومه(س) به خاک سپرده شد.

جمع‌بندی: «جهاد بدون مرز؛ میراث یک انتخاب»

شهیدِ مهدیِ صابری، روایتِ جوانی است که فراتر از مرزهایِ جغرافیایی به یک آرمان تعلق داشت. او افغانستانی بود، اما در جبهه‌ای حضور یافت که برایش دفاع از حرم و مقابله با تروریسمِ تکفیری، مرز نمی‌شناخت. در فاطمیون جنگید، فرماندهی کرد، به مجروحان رسیدگی کرد و در نهایت در همان میدان به شهادت رسید. او نمونه‌ای از نسلِ جوانِ فاطمیون بود؛ نسلی که با وجودِ سنِ کم، مسئولیت‌هایِ سنگین را پذیرفت و در سخت‌ترین میدان‌ها ایستاد. مهدی صابری نشان داد که فرماندهی الزاماً با سن و سال تعریف نمی‌شود؛ گاهی یک جوانِ ۲۵ ساله می‌تواند چنان در میدان رشد کند که پس از شهادتش، جای خالی‌اش برایِ یک مجموعهٔ بزرگِ نظامی و اعتقادی احساس شود. او از هیئت و خدمت آغاز کرد، به میدانِ مقاومت رسید، در کنارِ رزمندگانِ فاطمیون جنگید و سرانجام جانِ خود را در راهِ دفاع از حرم و مقابله با تروریست‌هایِ تکفیری تقدیم کرد. نامش در میانِ شهدایِ فاطمیون باقی ماند، اما شاید زیباترین یادگارِ او همان نامی باشد که برایِ گروهانش انتخاب کرد: «حضرت علی‌اکبر(ع)»؛ نامی که برایِ مهدی فقط یک عنوانِ نظامی نبود، بلکه خلاصه‌ای از عشق و هویتِ او بود.