به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در ادامه بررسی آموزههای شاهنامه درباره ساختار ارتش و نظام تأمین نیروهای مسلح، به موضوعی میرسیم که نشان از عمق نگاه انسانی و آیندهنگرانه حکیم توس دارد؛ موضوعی که در آن، فردوسی بازماندگان و خانواده های سپاهیانی را که در جنگ کشته شده، مجروح یا جانباز شده اند، از نظر دور نداشته و بر لزوم حمایت از آنان به عنوان یک وظیفه حاکمیتی، به صراحت تأکید کرده است.
از «یکساله زر و درم» تا حفظ کرامت بازماندگان
فردوسی در شاهنامه، با زبانی ساده اما پرمعنا، این مسئولیت را از زبان پادشاهان و فرمانروایان ایرانی بیان میکند. در داستان بهرام گور، یکی از شاهان ساسانی، ابیاتی آمده که به خوبی نمایانگر این نگاه عمیق است:
«چو با دشمنم کارزاری بود
وزان جنگ خسته سواری بود
فرستمش یکساله زر و درم
نداریم فرزند او را دژم»
بهرام گور در این ابیات خطاب به درباریان خود اعلام میکند که هرگاه جنگی رخ داده و سوارکاری از آن جنگ خسته و زخمی بازگشته است، باید یک سال زر و درم برای او و خانواده اش ارسال شود تا فرزندان او در تنگدستی و ناخشنودی به سر نبرند. این تأکید، نشان از آن دارد که در نگاه فردوسی، جنگ تنها به میدان نبرد ختم نمیشود و وظیفه پادشاه و حکومت، پس از پایان جنگ نیز ادامه مییابد.
چهار بار در سال؛ رسیدگی مستمر به خانواده شهدا
فردوسی در ادامه، با بیانی صریحتر، بر تداوم این حمایت تأکید میکند:
«هر آنکس که شد کشته در کارزار
کزو خرد کودک بود یادگار
چونامش ز دفتر بخواند دبیر
برد پیش کودک درم ناگزیر
چنین هم به سال اندرون چار بار
مبادا که باشد ازین کار خوار»
بر اساس این ابیات، هر کس در میدان نبرد کشته شود و فرزند خردسالی از او به یادگار بماند، باید نام او در دفتر ثبت شود و سالانه چهار بار، برای آن کودک، درم (پول) فرستاده شود تا مبادا از این نعمت بیبهره و خوار بماند. این تأکید بر «چهار بار در سال» نشان از یک نظام منسجم و مستمر برای حمایت از خانوادههای شهدا دارد؛ نظامی که فردوسی، قرنها پیش، آن را بهعنوان یک «قاعده حکومتی» ترسیم کرده است.
فراتر از یک توصیه اخلاقی؛ یک تکلیف حکومتی
آنچه این ابیات را از یک توصیه اخلاقی صرف فراتر میبرد، لحن قطعی و ضروری آن است. فردوسی این اقدامات را نه بهعنوان یک عمل خیرخواهانه، که بهعنوان یک «تکلیف» و «وظیفه حاکمیتی» معرفی میکند. در نگاه او، اگر جنگی روی داده و کسانی کشته یا زخمی شدهاند، حکومت موظف است که از بازماندگان آنان حمایت کند تا کودکانشان در فقر و تنگدستی بزرگ نشوند و جامعه، زخمهای ناشی از جنگ را با غفلت و فراموشی، عمیقتر نسازد.
این نگاه، با آموزههای اسلامی و انقلابی نیز همخوانی دارد. در جمهوری اسلامی ایران، رسیدگی به خانوادههای شهدا، جانبازان و ایثارگران، نه یک اقدام خیرخواهانه، که یک «تکلیف قانونی» و «مسئولیت اجتماعی» است که در قوانین متعدد از جمله «قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران» و اساسنامه بنیاد شهید و امور ایثارگران، به روشنی تبیین شده است.
از شاهنامه تا دفاع مقدس؛ تداوم یک سنت
فردوسی با این نگاه، نشان داد که حمایت از بازماندگان جنگ، نه یک مسئله مدرن، که یک «سنت کهن ایرانی» است که ریشه در عمق تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارد. این سنت، در دوران دفاع مقدس نیز با تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران، به یک نظام منسجم و قانونی تبدیل شد و امروز نیز با تصویب قوانین حمایتی و خدماترسانی به ایثارگران، ادامه یافته است.
همانگونه که فردوسی در شاهنامه، از زبان بهرام گور، بر لزوم رسیدگی به خانوادههای شهدا و جانبازان تأکید کرد، امروز نیز نظام جمهوری اسلامی ایران، با الهام از همین آموزههای انسانی و دینی، خود را موظف به پاسداشت مقام شهدا و ایثارگران و حمایت از خانوادههای آنان میداند.
جمعبندی؛ میراثی که تا امروز ادامه یافته است
شاهنامه، با این نگاه عمیق به مسئولیت اجتماعی و انسانی، نشان داد که فرهنگ ایرانی-اسلامی، همواره بر «کرامت انسان» و «حمایت از بازماندگان» تأکید داشته است. فردوسی با ترسیم این نظام حمایتی در قرنها پیش، الگویی ماندگار برای جوامع بعدی ارائه کرد؛ الگویی که در آن، جنگ تنها به میدان نبرد ختم نمیشود و وظیفه حکومت، پس از پایان جنگ نیز ادامه مییابد.
امروز نیز نام شهدا، جانبازان و ایثارگران، در تاریخ این سرزمین، همچون ستارگانی درخشان میدرخشد و نظام جمهوری اسلامی ایران، با تأسی از این سنت کهن و آموزههای دینی، خود را موظف به پاسداشت مقام آنان و حمایت از خانوادههایشان میداند. همانگونه که فردوسی قرنها پیش گفت: «هر آنکس که شد کشته در کارزار / کزو خرد کودک بود یادگار…» امروز نیز این وظیفه، بر دوش همه ما سنگینی میکند.












































