آخرین پیام رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را باید یکی از صریحترین و در عین حال راهبردیترین مواضع جمهوری اسلامی در برابر جبهه دشمن دانست؛ پیامی که در آن، هم بر استمرار راه مقاومت تأکید شد، هم بر زنده بودن روح مبارزه در ملت ایران، و هم بر این حقیقت که خون […]
آخرین پیام رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را باید یکی از صریحترین و در عین حال راهبردیترین مواضع جمهوری اسلامی در برابر جبهه دشمن دانست؛ پیامی که در آن، هم بر استمرار راه مقاومت تأکید شد، هم بر زنده بودن روح مبارزه در ملت ایران، و هم بر این حقیقت که خون شهید، هرگز در معادلات انقلاب اسلامی بیپاسخ نمیماند. در این چارچوب، مفهوم «انتقامخواهی رهبر شهید انقلاب» نه یک شعار احساسی و مقطعی، بلکه یک راهبرد عمیق تاریخی، سیاسی و تمدنی است که باید آن را در مقیاس کلان جبهه حق علیه باطل فهم کرد.
رهبر شهید انقلاب، چه در معنای شخصیتی که جان خود را در مسیر آرمانهای الهی و انقلابی تقدیم کرد و چه در معنای نمادینِ همه فرماندهان و پیشگامان شهید این مسیر، امروز به یک حقیقت زنده در وجدان ملت ایران تبدیل شده است. از همینرو، انتقامخواهی در منطق انقلاب اسلامی به معنای واکنش کور، عجولانه یا خارج از محاسبه نیست. آنچه رهبر انقلاب در پیام ۱۸ تیر بر آن تأکید کردند، امتداد همان منطق اصیل قرآنی و انقلابی است که خون شهید را منشأ حرکت، بیداری و بازتولید قدرت میداند. انتقام در این منطق، یعنی ناکام گذاشتن دشمن در تحقق اهدافش، یعنی برهم زدن محاسبات جبهه استکبار، و یعنی اثبات این واقعیت که حذف فیزیکی چهرههای مؤثر مقاومت، نهتنها انقلاب را متوقف نمیکند بلکه آن را مصممتر، ریشهدارتر و تهاجمیتر میسازد.
دشمن در سالهای اخیر بارها کوشیده است با ترور، تهدید، جنگ ترکیبی و عملیات روانی، ملت ایران را از مسیر خود منحرف کند. تصور آنان این بوده که با گرفتن جان مردان بزرگ این راه، میتوانند اراده ملت را بشکنند و انسجام جبهه مقاومت را از میان ببرند. اما تجربه نشان داده است که هر شهید، خود به یک مکتب تبدیل میشود و هر خون به زمینریخته، هزاران اراده تازه را به میدان میآورد. پیام اخیر رهبر انقلاب نیز در همین امتداد، حامل این هشدار روشن به دشمنان بود که جمهوری اسلامی در برابر جنایت، نه دچار فراموشی میشود و نه در دام هیجانهای زودگذر میافتد؛ بلکه در زمان مقتضی، با ابزار مقتضی و در سطحی که منافع و اقتدار ملی ایجاب کند، پاسخ خود را خواهد داد.
از این منظر، انتقامخواهی رهبر شهید انقلاب را باید در پیوند با قدرت ملی ایران تحلیل کرد. این انتقام، پیش از آنکه صرفاً یک اقدام نظامی باشد، یک روند مستمر برای تحکیم جبهه مقاومت، گسترش نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی، تقویت توان بازدارندگی، و ناکام گذاشتن پروژههای منطقهای و فرامنطقهای دشمن است. هر پیشرفت علمی، هر موفقیت دفاعی، هر گام در خنثیسازی تحریمها و هر ضربه به هیمنه پوشالی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بخشی از همین انتقام تاریخی است. در واقع، بزرگترین انتقام از دشمن آن است که ملت ایران، مقتدرتر از گذشته بایستد و پرچمی را که شهدا برای آن خون دادهاند، بر زمین نگذارد.
نکته مهم دیگر این است که انتقامخواهی در گفتمان انقلاب اسلامی، از جنس کینهورزی شخصی نیست؛ بلکه دفاع از عدالت، کرامت ملی و امنیت امت اسلامی است. اگر خون رهبران و فرماندهان شهید بیپاسخ بماند، راه برای تکرار جنایت باز میشود. از همین رو، مطالبه انتقام، یک ضرورت بازدارنده و عقلانی نیز به شمار میرود. ملتی که نشان دهد در برابر تجاوز و ترور ساکت نمیماند، دشمن را وادار به عقبنشینی خواهد کرد.
امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری باید بداند که وعده انتقام، یک وعده صادق است؛ وعدهای که نه در هیاهوی رسانهای گم میشود و نه در مصلحتاندیشیهای سطحی به فراموشی سپرده خواهد شد. پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ بار دیگر این اطمینان را به ملت داد که راه شهید زنده است و مطالبه خون او نیز زنده خواهد ماند. انتقام رهبر شهید انقلاب، در قاموس جمهوری اسلامی، یعنی استمرار قدرت، تعمیق مقاومت و شکستدادن دشمن در همان نقطهای که خود را پیروز میپندارد. این انتقام، هم خواهد آمد و هم در ابعاد مختلف، از هماکنون آغاز شده است.















































