به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، آنچه این روزها در عرصه دیپلماسی جریان دارد، فقط یک مذاکره نیست؛ نمایشی تمامعیار از اقتدار نظامی، حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که دشمن را وادار به عقبنشینی و حضور در پای میز مذاکره کرده است. اما در این میان، رسانههای جبهه انقلاب در خط مقدم یک نبرد دیگر نیز قرار دارند؛ نبرد تبیین و صیانت از سرمایه اجتماعی.
روایت پیروزی و تصویر استیصال دشمن
رسانههای انقلابی باید این پیام را به گوش همه برسانند که ملت ایران در برابر زیادهخواهی نظام سلطه، استقامتی کمنظیر از خود نشان داده و دشمن را به زانو درآورده است. تصویر امروز دشمن، تصویر یک طرفِ مستأصل و درمانده است که از موضع ضعف به پای میز آمده. این روایت باید با مستندات و تحلیلهای دقیق، برای افکار عمومی تبیین شود تا هیچکس در این پیروزی قاطع تردید نداشته باشد.
نمونه عملیاتی: پوشش مستمر اظهارات مقامات آمریکایی درباره «ضرورت اجتناب از جنگ» و «تعهدات جدید»، در کنار تحلیلهای کارشناسی درباره هزینههای گزاف ادامه فشار بر ایران.
حمایت از تیم مذاکرهکننده، اما با چشمانی باز
حمایت از تیم دیپلماسی کشور، یک ضرورت ملی است. اما این حمایت، به معنای چشمپوشی از مطالبهگری نیست. رسانهها باید با هوشمندی، بر تحقق کامل مفاد تفاهمنامه نظارت کنند و هرگونه انحراف یا بدعهدی احتمالی را به افکار عمومی گزارش دهند. تیم مذاکرهکننده باید بداند که پشت آن، ملتی است که هم حامی است و هم ناظر.
نمونه عملیاتی: بازتاب بیانیههای رسمی درباره پیگیری اجرای تعهدات طرف مقابل، در کنار گفتوگو با کارشناسان و تحلیلگران درباره نقاط قوت و ضعف تفاهمنامه.
حکمرانی اسلامی زیر سایه ولایت
یکی از مهمترین وظایف رسانههای انقلابی، تبیین کارکرد ساختارهای حاکمیتی و تأکید بر مسئولیتپذیری مسئولان است. در نظام جمهوری اسلامی، همه امور ذیل حکمرانی ولیفقیه سامان مییابد. این چارچوب، هم نظم و انضباط را به حکمرانی میدهد و هم مسئولیتپذیری را در تمام سطوح تضمین میکند. رسانهها باید با روایتهای عینی، کارآمدی این سازوکار را در مدیریت بحرانها به تصویر بکشند.
نمونه عملیاتی: بازتاب جلسات راهبردی و تصمیمگیریهای کلان در سطوح مختلف حاکمیت، همراه با تحلیل جایگاه رهبری در هدایت این فرآیندها.
وحدت ملی، خط قرمز رسانهها
دشمن با پروژه «جدایی تیم مذاکرهکننده از ملت» و «دوقطبیسازی مخرب»، به دنبال شکافافکنی است. رسانههای انقلابی باید با روایتهای وحدتبخش و پرهیز از هرگونه حاشیهسازی، این توطئه را خنثی کنند. اختلافنظرها را میتوان بهصورت سازنده مطرح کرد، اما هرگز نباید بهانهای به دست دشمن داد تا از تفرقهافکنی بهره برداری کند.
نمونه عملیاتی: جلوگیری از انتشار تحلیلهای قطبی و تند، و بهجای آن، تقویت گفتمان «همه با هم برای ایران» با تأکید بر منافع ملی.
همبستگی ملی و مشت گرهکرده نیروهای مسلح
برجستهسازی حضور آحاد مردم در صحنه و نمایش آمادگی نیروهای مسلح، پیام روشنی به دشمن دارد. جمهوری اسلامی ایران با پشتیبانی مردمی و اقتدار نظامی خود، هرگونه بدعهدی از سوی محور آمریکایی-صهیونیستی را با پاسخ قاطع مواجه خواهد کرد. رسانهها باید این همبستگی را بهعنوان یک واقعیت انکارناپذیر، به رخ جهانیان بکشند.
نمونه عملیاتی: پوشش تجمعات مردمی، نمایش توان رزمی نیروهای مسلح و بازتاب بیانیههای رسمی درباره آمادگی کامل برای دفاع از منافع ملی.
کلام آخر؛ رسانه، میدان نبرد دوم
این روزها، سنگر رسانه دستکم به اندازه سنگر دیپلماسی اهمیت دارد. رسانههای جبهه انقلاب با تمسک به پنج محور یادشده، میتوانند نقشآفرینی مؤثری در تبیین واقعیتها، تقویت اعتماد عمومی و خنثیسازی پروژه تفرقهافکنی دشمن داشته باشند. اگر در میدان دیپلماسی، تیم مذاکرهکننده به نمایندگی از ملت ایران میجنگد، در میدان رسانه نیز اهالی قلم و فعالان فضای مجازی باید در خط مقدم این نبرد باشند. پیروزی در این جبهه، تکمیلکننده پیروزیهای بزرگ ملت ایران است.















































