در روزهای نخست جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، اخبار مربوط به شهادت فرماندهان ارشد، حملات گسترده به شهرهای مختلف کشور و حوادث متعدد جبهههای نبرد، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود. در میان این رویدادها، فاجعهای بزرگ در شهرستان لامرد رخ داد که ابعاد انسانی آن تا […]
در روزهای نخست جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، اخبار مربوط به شهادت فرماندهان ارشد، حملات گسترده به شهرهای مختلف کشور و حوادث متعدد جبهههای نبرد، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود. در میان این رویدادها، فاجعهای بزرگ در شهرستان لامرد رخ داد که ابعاد انسانی آن تا مدتها کمتر مورد توجه قرار گرفت؛ حادثهای که دهها شهید و صدها مجروح و جانباز بر جای گذاشت.
ساعت حدود ۱۶ عصر بود که آرامش شهر لامرد درهم شکست. در نخستین گزارشهای منتشرشده تنها گفته شد موشکی به یک ورزشگاه اصابت کرده است؛ ورزشگاهی که در آن تعدادی از دختران نوجوان مشغول تمرین و بازی والیبال بودند. اما واقعیت حادثه بسیار گستردهتر و هولناکتر از یک اصابت ساده موشکی بود.
بر اساس روایت شاهدان و گزارشهای میدانی، دشمن در این حمله از نوعی سلاح با قدرت تخریب گسترده استفاده کرد. موشکها پیش از برخورد با زمین در ارتفاع پایین منفجر شدند و هزاران ترکش فلزی را در شعاع وسیعی منتشر کردند. این ترکشها نه تنها ورزشگاه، بلکه خانهها، خیابانها و محلههای اطراف را نیز دربر گرفتند.

در نتیجه این حمله، بخش قابل توجهی از شهر به میدان جراحت و خون تبدیل شد. صدای انفجارها در نقاط مختلف شنیده میشد و ترکشها هر آنچه را در مسیر خود قرار داشت هدف قرار میدادند. بسیاری از شهروندان که هیچ ارتباطی با مراکز نظامی نداشتند، در خانهها، کوچهها و اماکن عمومی آسیب دیدند.
در میان قربانیان، نام دختران نوجوان ورزشکار بیش از همه بر دل مردم نشست. کودکانی که برای ورزش، نشاط و ساختن آیندهای روشن راهی سالن ورزشی شده بودند اما ناگهان در میان آتش و ترکش گرفتار شدند. تعدادی از آنان به شهادت رسیدند و شماری دیگر با جراحات سنگین و قطع عضو، یادگارهای تلخ آن روز را تا پایان عمر با خود حمل خواهند کرد.
برآوردها نشان میدهد در این حمله نزدیک به ۲۰۰ نفر از مردم لامرد مجروح شدند. بسیاری از مجروحان دچار آسیبهای شدید ناشی از ترکش، قطع عضو و جراحات ماندگار شدند. همچنین تعدادی از شهروندان، از جمله نوجوانان حاضر در ورزشگاه، به شهادت رسیدند.

آنچه حادثه لامرد را به یکی از تلخترین رخدادهای جنگ تبدیل کرد، گستردگی منطقه هدف قرار گرفته و ماهیت قربانیان آن بود. بیشتر آسیبدیدگان را مردم عادی، زنان، نوجوانان و ساکنان محلههای مسکونی تشکیل میدادند؛ افرادی که در حال گذراندن زندگی روزمره خود بودند و ناگهان در معرض حملهای مرگبار قرار گرفتند.
با وجود ابعاد گسترده این فاجعه، همزمانی آن با دیگر حوادث بزرگ روزهای نخست جنگ سبب شد آنگونه که باید در کانون توجه رسانهها قرار نگیرد. اما برای مردم لامرد، ساعت ۱۶ آن روز هرگز از حافظه جمعی شهر پاک نخواهد شد؛ ساعتی که صدای انفجار جای هیاهوی زندگی را گرفت و نام شماری از فرزندان این شهر در فهرست شهدای وطن ثبت شد.
امروز یاد شهدای لامرد، بهویژه دختران نوجوانی که در زمین ورزش آسمانی شدند، در دل مردم این شهرستان زنده است. آنان نه در میدان نبرد، بلکه در میان زندگی روزمره و در حالی که مشغول ورزش، کار یا حضور در خانههای خود بودند، هدف حمله قرار گرفتند و به نمادی از مظلومیت مردم ایران در روزهای سخت جنگ تبدیل شدند.
















































