شهید آیتالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی از برجستهترین نظریهپردازان انقلاب اسلامی و از چهرههای اثرگذار در تبیین اندیشه اسلامی در دوران معاصر بود. اگرچه ایشان به صورت مستقل کتابی با موضوع مهدویت و فرج ننگاشتهاند، اما مجموعه آثار، سخنرانیها و مباحث فکری ایشان نشان میدهد که نگاه شهید بهشتی به مسئله انتظار و فرج، […]
شهید آیتالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی از برجستهترین نظریهپردازان انقلاب اسلامی و از چهرههای اثرگذار در تبیین اندیشه اسلامی در دوران معاصر بود. اگرچه ایشان به صورت مستقل کتابی با موضوع مهدویت و فرج ننگاشتهاند، اما مجموعه آثار، سخنرانیها و مباحث فکری ایشان نشان میدهد که نگاه شهید بهشتی به مسئله انتظار و فرج، نگاهی پویا، مسئولیتآفرین و تمدنساز بوده است؛ نگاهی که انتظار را از یک حالت منفعلانه خارج کرده و آن را به عاملی برای رشد فرد و جامعه تبدیل میکند.
در اندیشه شهید بهشتی، اسلام دین حرکت، آگاهی و مسئولیت است. بر همین اساس، انتظار فرج نیز نمیتواند به معنای کنارهگیری از صحنه زندگی و بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه باشد. ایشان معتقد بود انسان مؤمن باید در همه شرایط برای تحقق ارزشهای الهی تلاش کند و در برابر ظلم، فساد و انحراف ساکت نماند. این نگاه، کاملاً با مفهوم انتظار سازنده و فعال در فرهنگ شیعه هماهنگ است.
شهید بهشتی بارها بر نقش انسان در ساختن سرنوشت خویش و جامعه تأکید میکرد. از منظر او، جامعه اسلامی زمانی میتواند به آرمانهای بلند خود نزدیک شود که افراد آن دارای ایمان، آگاهی، نظم، مسئولیتپذیری و روحیه همکاری باشند. چنین جامعهای همان جامعهای است که ظرفیت پذیرش حکومت عدل جهانی حضرت مهدی(عج) را خواهد داشت.
یکی از مهمترین محورهای اندیشه شهید بهشتی، مسئله عدالت بود. او عدالت را صرفاً یک شعار سیاسی نمیدانست، بلکه آن را جوهره نظام اسلامی و یکی از اهداف اصلی پیامبران الهی معرفی میکرد. از این منظر، انتظار فرج نیز با تلاش برای تحقق عدالت در جامعه پیوندی ناگسستنی دارد. کسی که منتظر ظهور منجی عدالتگستر است، باید خود نیز در حد توان برای کاهش ظلم، دفاع از حقوق مردم و گسترش انصاف تلاش کند.
شهید بهشتی همچنین بر اهمیت آگاهی و بصیرت در جامعه اسلامی تأکید فراوان داشت. او معتقد بود که جهل، تحجر و غفلت از مهمترین موانع رشد جامعه هستند. در فرهنگ مهدوی نیز یکی از ویژگیهای یاران حضرت مهدی(عج)، آگاهی، شناخت و قدرت تشخیص حق از باطل است. از این رو میتوان گفت که تربیت انسانهای آگاه و مسئول، بخشی از مسیر زمینهسازی برای فرج به شمار میآید.
در نگاه شهید بهشتی، امید نیز جایگاه ویژهای دارد. او معتقد بود جامعهای که امید خود را از دست بدهد، توان حرکت و پیشرفت را نیز از دست خواهد داد. اعتقاد به فرج و ظهور، بزرگترین سرمایه امید برای امت اسلامی است؛ امیدی که انسان را در برابر سختیها مقاوم میکند و مانع تسلیم شدن در برابر مشکلات میشود.
از سوی دیگر، شهید بهشتی بر نقش تشکیلات، نظم اجتماعی و کار جمعی تأکید میکرد. جامعه منتظر از نگاه او، جامعهای پراکنده و منفعل نیست، بلکه جامعهای منسجم، هدفمند و متعهد به ارزشهای الهی است. چنین جامعهای میتواند در مسیر تحقق آرمانهای مهدوی گامهای مؤثری بردارد.
در یک جمعبندی میتوان گفت که فرج در نگاه شهید بهشتی، بیش از آنکه یک حادثه در آینده باشد، یک فرهنگ برای زندگی امروز است. فرهنگی که انسان را به خودسازی، مسئولیتپذیری، عدالتخواهی، آگاهی، امید و تلاش مستمر دعوت میکند. از این منظر، انتظار فرج نه به معنای نشستن در حاشیه تاریخ، بلکه به معنای حضور فعال در متن تاریخ و تلاش برای ساختن جامعهای شایسته حکومت صالحان است.
شهید بهشتی با اندیشه و عمل خود نشان داد که منتظر واقعی کسی است که برای تحقق ارزشهای الهی در جامعه میکوشد و میداند که راه رسیدن به فردای روشن، از مسئولیتپذیری و مجاهدت امروز عبور میکند. این همان نگاهی است که انتظار را به یک مکتب تربیتی و اجتماعی تبدیل میکند؛ مکتبی که در نهایت به تحقق وعده بزرگ الهی و فرج نهایی خواهد انجامید.















































