شهید غلامرضا کیانپور؛ از عبور از دیواره شلمچه تا شهادت در آرزوی حسینی
شهید غلامرضا کیانپور؛ از عبور از دیواره شلمچه تا شهادت در آرزوی حسینی
 ۱۹ دی ۱۳۶۵، شلمچه. خاکریزهای سست و نمناک، بوی باروت و خون، و سکوتی که پیش از طوفان نبرد، سنگین و نفس‌گیر بود. غلامرضا کیانپور، جانشین واحد اطلاعات لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع)، که تا دیشب با پای پیاده و با چشمانی تیزبین از لابه‌لای مین‌ها و سیم‌های خاردار عبور کرده بود تا نقشه دشمن را برای فرماندهانش ترسیم کند، اکنون میان آتش و آهن، آخرین نفس‌هایش را می‌کشید. 

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، شهید غلامرضا کیانپور از فرماندهان برجسته و گمنام لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) در دوران دفاع مقدس است که با شجاعت، هوشمندی و اخلاص، نقش مهمی در طراحی و اجرای عملیات‌های این لشکر ایفا کرد. او از نیروهای مؤثر واحد اطلاعات و عملیات به شمار می‌رفت و سال‌ها با حضور در دشوارترین مأموریت‌های شناسایی، زمینه موفقیت بسیاری از عملیات‌های رزمندگان اسلام را فراهم ساخت.

از محله سرآسیاب تا خط مقدم؛ تولد یک فرمانده

شهید غلامرضا کیانپور در ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در محله سرآسیاب کرج و در خانواده‌ای متدین چشم به جهان گشود. پدر و مادرش به دلیل عشق و ارادت به حضرت ثامن‌الحجج(ع)، نام این مولود را «غلامرضا» نهادند. او دوره ابتدایی را در دبستان «مرادیان» کرج با موفقیت سپری کرد و در آستانه جوانی، از نعمت دستان پدر محروم شد. با وجود مشکلات مالی، در عرصه علم و دانش درخشید و توانست دیپلم خود را در دو رشته طبیعی و ریاضی کسب کند.

با شدت یافتن جریان انقلاب، به صفوف مبارزان پیوست و در راهپیمایی‌ها، تظاهرات و پخش اعلامیه‌های امام خمینی(ره) فعالانه شرکت کرد و در سقوط شهربانی کرج نقش اساسی داشت. برادران او، حسن و عباس کیانپور، از کشتی‌گیران مطرح دوران قبل از انقلاب بودند که مدال‌های بین‌المللی کسب کرده بودند.

اطلاعات و عملیات؛ هنر نفوذ در عمق دشمن

با پایان خدمت سربازی در سال ۱۳۶۰، لباس خاکی پوشید و عازم جبهه‌ها شد. سپس به عضویت رسمی سپاه کرج درآمد و به دلیل استعداد و توانایی ویژه‌اش، در واحد حفاظت اطلاعات لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) به فعالیت ادامه داد. او در عملیات‌های والفجر مقدماتی، کربلای ۱ و والفجر ۲ حضور چشمگیری داشت و در والفجر ۲ به سختی مجروح شد.

پس از عملیات بیت‌المقدس، همراه جمعی از نیروها عازم سوریه و لبنان شد و مدت چهار ماه به مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخت. در سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و ثمره این ازدواج، دو دختر بود که امروز ادامه‌دهندگان راه پدر در سنگر علم و دانش هستند.

ورزیدگی و هوش سرشار او را به اطلاعات-عملیات متصل کرد. همرزمانش او را فرمانده‌ای آرام، شجاع، خوش‌فکر و دارای قدرت بالای تحلیل می‌دانستند. او در تحلیل اسناد جنگی تبحر خاصی داشت و گویی که دشمن را کاملاً می‌شناخت. در شناسایی‌های متعدد، تا عمق خاک عراق نفوذ می‌کرد. چندین بار هنگام شناسایی منطقه، خود را به کربلا می‌رساند و قبر امام حسین(ع) را زیارت می‌کرد.

تنهایی که از دیواره شلمچه گذشت

شناسایی عملیات «کربلای ۵» بسیار پیچیده و عظیم بود. شکست «کربلای ۴» باعث شده بود روحیه نیروها به شدت پایین بیاید. در عملیات‌های متعدد شناسایی، غلامرضا نقش مهم و حیاتی ایفا کرد. او تنها کسی بود که توانست از دیواره عظیم و بارسلونی خط شلمچه عبور کند و خود را به دژ سه‌راه امام رضا(ع) برساند. در آن منطقه، نی‌هایی بود که در کنار آنها نهر یا کانال قرار داشت، تمام منطقه را آب فرا گرفته بود و خاک آنجا آلوده به مین‌های گوناگون و سیم‌های خاردار بود.

نحوه شناسایی و شهادت این سردار اسلام در عملیات «کربلای ۵» روایت‌های شنیدنی دارد. پس از شکست کربلای ۴، غلامرضا رو به نیروهایش کرد و در حالی که غم و اندوه ناشی از شکست در چهره‌اش هویدا بود، گفت: «باید دوباره شروع کنیم… یک بار دیگر شلمچه… این بار حتماً پیروز می‌شویم.» او محکم‌تر از همیشه بر روی خاک‌های نرم شلمچه راه می‌رفت و در سر نقشه‌هایش را مرور می‌کرد.

گمنامی که راننده آمبولانس بود

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شهید کیانپور، اخلاص و گمنامی بود. او برای آنکه خانواده‌اش نگران نشوند، همواره به آنان می‌گفت در جبهه «راننده آمبولانس» است، در حالی که در واقع از فرماندهان اطلاعات و عملیات لشکر محسوب می‌شد و مسئولیت‌های بسیار حساسی بر عهده داشت. پس از شهادتش، مادرش با چشمانی اشکبار گفت: «تا امروز نمی‌دانستم فرزندم فرمانده عملیات بوده است.» این روحیه فروتنی، تصویری روشن از شخصیت معنوی این فرمانده شهید ارائه می‌دهد.

همرزمانش او را فرمانده‌ای آرام، شجاع، خوش‌فکر و دارای قدرت بالای تحلیل می‌دانستند. او در جلسات عملیاتی، همواره با بررسی دقیق وضعیت دشمن، پیشنهادهای مؤثر و کاربردی ارائه می‌کرد و اعتقاد داشت موفقیت هر عملیات، پیش از آغاز نبرد، در شناسایی دقیق منطقه رقم می‌خورد. لبخند هیچ‌گاه از چهره او محو نمی‌شد.

شهادت در آرزوی حسینی

سرانجام در ۱۹ دی ۱۳۶۵، همزمان با عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه، هنگام هدایت و پشتیبانی عملیات، بر اثر اصابت گلوله مستقیم دشمن بعثی به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود نائل آمد. روح او در حالی‌که نام حضرت زهرا(س) را بر زبان داشت، از کربلای شلمچه پرکشید. پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در کرج، در گلزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج آرام گرفت.


💎 حرف آخر: فرمانده‌ای که گمنام زیست و ماندگار شد

شهید غلامرضا کیانپور، با اخلاص، شجاعت و هوشمندی بی‌نظیر، یکی از تأثیرگذارترین فرماندهان اطلاعات و عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) بود. او در عملیات‌های سرنوشت‌سازی چون بیت‌المقدس، محرم، خیبر، بدر، والفجر ۸، کربلای ۱، کربلای ۴ و کربلای ۵ حضور داشت و با انجام مأموریت‌های شناسایی در عمق مواضع دشمن، اطلاعات ارزشمندی را برای طراحی عملیات‌ها در اختیار فرماندهان قرار داد.

او نشان داد که بزرگ‌ترین فرماندهان، گاه همان انسان‌های گمنامی هستند که مسئولیت‌های سنگین را بی‌ادعا بر دوش می‌کشند و برای سربلندی اسلام و ایران، جان خود را فدا می‌کنند. امروز نام شهید غلامرضا کیانپور در کنار فرماندهان نامدار لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع)، یادآور مجاهدی است که بی‌هیاهو، اما با نقشی تعیین‌کننده، در خط مقدم دفاع از میهن اسلامی ایستاد. به‌زودی نیز مجموعه سریال تلویزیونی از زندگی‌نامه این شهید بزرگوار ساخته خواهد شد تا نسل جوان با این اسوه‌های گمنام آشنا شوند.