روایتی از سه ضلع گفتمان انتقام خون رهبر شهید انقلاب
روایتی از سه ضلع گفتمان انتقام خون رهبر شهید انقلاب
در روزهایی که هنوز غبار ماتم وداع با قائد شهید امت از چهره شهرها پاک نشده، فریاد «انتقام» همچنان در فضای سیاسی کشور طنین‌انداز است. این روزها، گفتمانی تازه در حال شکل‌گیری است که با صراحت تمام، سه خط‌قرمز روشن را ترسیم می‌کند: «هرکه با آمریکا به زبان دوستی سخن گوید، نجس و خبیث است»، «مسئولی که در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خود شک کند» و «هرکس به دنبال مذاکره برای صلح با آمریکا باشد، خائن است». این سه ضلع، چارچوب گفتمانی تازه‌ای را در برابر هرگونه انحراف از مسیر خون‌خواهی و مقاومت ترسیم می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزهای پس از شهادت قائد شهید امت، فضای سیاسی کشور شاهد شکل‌گیری گفتمانی صریح و قاطع در مواجهه با آمریکا است. آنچه این روزها در محافل سیاسی و مذهبی بازتاب می‌یابد، نه یک موضع‌گیری عادی، که ترسیم خط‌کش‌های جدیدی است که در آن، هرگونه انحراف از مسیر مقاومت، در هر سطحی که باشد، به‌عنوان «خباثت»، «غفلت» یا «خیانت» در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد شد.

نجاست دوستی؛ پیامی که با خون شهیدان گره خورده است

نخستین و شاید تکان‌دهنده‌ترین ضلع این گفتمان، آن است که «هرکه با آمریکا به زبان دوستی سخن گوید، نجس و خبیث است». این تعبیر تند و صریح، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی معمولی، ریشه در یک باور عمیق اعتقادی و تاریخی دارد؛ باوری که در آن، آمریکا نه یک رقیب سیاسی، که «شیطان بزرگ» و دشمن هویتی انقلاب اسلامی معرفی شده است. در این نگاه، هرگونه نشانه‌ای از دوستی یا مماشات با این دشمن قسم‌خورده، نه فقط یک اشتباه راهبردی، که یک «آلودگی اعتقادی» تلقی می‌شود که با خون پاک شهیدان این راه، از جمله رهبر شهید، در تناقضی آشکار است.

این حکمِ صریح، مبتنی بر یک اصلِ بنیادین در گفتمان انقلاب است: «دشمنِ خون‌خوارِ ما، هرگز شایسته‌ی دوستی نیست». تاریخی که از کودتای ۲۸ مرداد تا ترورِ شهیدانِ هسته‌ای و نهایتاً شهادتِ رهبرِ انقلاب، همواره با خباثت‌هایِ آمریکا رقم خورده، گواهی است بر این مدعا که هرگونه «دوستی» با این دشمنِ کهن، نه فقط یک اشتباهِ محاسباتی، که «خباثتی» است که با غیرتِ ملی و ایمانِ دینی در تعارضی آشکار قرار دارد.

بیداری وجدان در برابر خواب غفلت؛ مسئولان در بوته آزمون

دومین ضلع این گفتمان، خطاب به مسئولان کشور است؛ آن‌ها که وظیفه سنگین پاسخگویی به خون رهبر شهید بر دوششان سنگینی می‌کند. این روزها تأکید می‌شود که «مسئولی که در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خود شک کند». این جمله، فراتر از یک توصیه اخلاقی، به یک «معیار سنجش» برای ارزیابی عملکرد مسئولان تبدیل می‌شود. در این نگاه، هرگونه غفلت یا سستی در مسیر خون‌خواهی، نه فقط یک قصور اداری، که خیانتی به وجدان تاریخی و انقلابی یک ملت محسوب می‌شود.

مسئولانی که در این مقطع حساس، خواب غفلت را بر بیداریِ انتقام ترجیح دهند، پاسخگوی وجدانِ تاریخیِ خود و خونِ شهیدانِ این راه خواهند بود. این وجدانِ بیدار، همان میراثی است که رهبر شهید از خود به جای گذاشت؛ میراثی که در آن، «ظلم‌ستیزی» و «حق‌خواهی» دو رویِ یک سکه‌اند. امروز، انتقامِ خونِ رهبر شهید، نه یک انتخاب که یک «تکلیف» است که بر دوشِ همه‌ی کسانی که داعیه‌ی «انقلابی‌گری» دارند، سنگینی می‌کند.

خیانت آشکار؛ خط قرمز مذاکره با قاتل

سومین و شاید حساسترین ضلع این گفتمان، به صراحت هرگونه مذاکره با آمریکا را که به «صلح» با این کشور بیانجامد، «خیانت» می‌خواند. این در حالی است که رهبر شهید انقلاب نیز پیش از این، مذاکره با آمریکا را «اهانت به غیرت مردم ایران» و «اهانت به عزت مردم ایران» توصیف کرده بودند. تأکید مجدد بر این خط‌قرمز، در شرایطی صورت می‌گیرد که تجربه تلخ برجام و بدعهدی‌های مکرر آمریکا، بر غیرقابل‌اعتماد بودن این کشور صحه گذاشته است.

در چنین فضایی، هرگونه تلاش برای مذاکره‌ای که به صلحی با «قاتلانِ رهبر» منجر شود، نه یک راهکار دیپلماتیک، که «خیانتی» آشکار به آرمان‌های انقلاب و خونِ شهیدان تلقی می‌شود. مذاکره در این شرایط، نه فقط یک «خطا» که یک «خیانت تاریخی» است؛ چرا که با این اقدام، دشمنِ قاتل را مشروعیت بخشیده و خونِ شهیدانِ این راه را پایمال می‌کند. این، همان نقطه‌ی انحرافیِ خطرناکی است که انقلابِ اسلامی در مسیرِ خود با آن مواجه شده و عبور از آن، نیازمندِ هوشیاریِ همگانی است.

جمع‌بندی؛ سه خط قرمز، یک پیام واحد

گفتمان روزهای اخیر، سه خط‌قرمز روشن را در برابر هرگونه انحراف احتمالی از مسیر مقاومت ترسیم کرده است: «نجاستِ دوستی با آمریکا»، «وجدانِ بیدارِ مسئولان در برابر وظیفهٔ انتقام» و «خیانتِ مذاکره برای رسیدن به صلح». این سه ضلع، در کنار یکدیگر، گفتمانی را شکل می‌دهند که در آن، «انتقام خون رهبر شهید» نه یک شعار عاطفی، که یک «تکلیف شرعی، ملی و انقلابی» تعریف می‌شود.

پیام این گفتمان، به تمام بازیگران داخلی و خارجی، روشن و غیرقابل‌تأویل است: راهِ انقلاب، با خونِ شهیدان آبیاری شده و هرگونه انحرافی از آن، در هر سطحی که باشد، در تاریخِ این سرزمین ثبت خواهد شد. امروز، زمانِ دوستی با دشمن نیست؛ زمانِ «انتقام» و «بیداریِ وجدان» است. آن‌هایی که در این برهه، هرگونه دوستی یا مماشات با آمریکا را پیشه کنند، نه تنها خود را در برابرِ تاریخ، بلکه در برابرِ خونی که از دلِ این ملت گذشته، مسئول خواهند بود. این، همان «علی‌الاصولی» است که باید سرلوحه‌ی همه‌ی مسئولان و کنشگرانِ سیاسیِ این مرز و بوم قرار گیرد.