۱. لشکرِ ۳۱ میلیونی؛ یک رفراندومِ بیسابقه
پویشِ ملیِ «جانفدا برای ایران»، که پس از تهدیدهای آمریکا برای حمله به جزایر ایرانی در جریان جنگِ آمریکا و اسرائیل با ایران، آغاز شد، به یک «پدیدهی بینظیر» در تاریخِ معاصرِ ایران تبدیل شد. این پویش که در آن، میلیونها ایرانی، از پیر و جوان، از زن و مرد، با ثبتنامِ خود، آمادگیشان را برای دفاع از تمامیتِ ارضیِ کشور اعلام کردند، به «بزرگترین ارتشِ مردمیِ جهان» مبدل شد. عددِ ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر, نه یک آمارِ صرف، که «صدایِ یک ملت» بود؛ صدایی که به دشمن فهماند که در برابرِ هر تهدیدِ زمینی، با «لشکری از داوطلبان» روبهروست که برایِ دفاع از خاکِ خویش، لحظهای درنگ نمیکنند.
۲. عملیاتِ روانیِ «جانفرار»؛ روایتی که شکست خورد
در سویِ مقابل، دشمن با یک «عملیاتِ روانیِ حسابشده» وارد میدان شد. او که از قدرتِ این پویش به هراس افتاده بود، با یک «تغییرِ آواییِ کوچک اما ویرانگر»، مفهومِ «جانفدا» را به «جانفرار» بدل کرد تا شاید بتواند با «برچسبِ ترس»، «انگِ اجتماعی» و «شکستِ روایی»، پایگاهِ اجتماعیِ حاکمیت را هدف قرار دهد. شایعهی «افزایشِ ۵۰۰۰ درصدیِ انصراف از جانفدا»، ادعای «اعزامِ اجباری» و تولیدِ کامنتهایِ جعلی، همه و همه، در راستایِ همین پروژه بود. اما آنچه در عمل رخ داد، «شکستِ کاملِ» این پروژه بود. چرا که در برابرِ این «عملیاتِ روانی»، «حقیقتِ بصریِ» حضورِ میلیونیِ مردم در پایگاههایِ ثبتنام و اعلامِ آمادگیِ دستهجمعیِ آنها برایِ دفاع، قرار گرفت؛ حقیقتی که هیچگاه نمیتوان آن را با «شایعه» و «دروغ» پوشاند.
۳. تهدیدِ زمینی؛ خوابِ آشفتهی دشمن و بیداریِ یک ملت
در روزهایِ اخیر، تهدیدِ «حملهی زمینیِ» آمریکا، به یکی از محورهایِ اصلیِ عملیاتِ روانیِ دشمن تبدیل شده بود. تحلیلگرانِ نظامی نیز اذعان داشتند که هرگونه عملیاتِ آبی-خاکی علیه ایران، با دشواریهایِ جدی همراه است و نیروهایِ مدافع، بهخوبی میتوانند از مسیرهایِ احتمالیِ فرود، دفاع کنند. اما دشمن از این نکته غافل بود که بزرگترین مانعِ پیشِ رویِ او، نه «موانعِ ساحلی»، که «ایمانِ رزمندگان» و «عزمِ ملی»ِ یک ملتِ خروشان است. پویشِ «جانفدا»، پاسخی بود به این تهدید؛ پاسخی که میگفت: «ما پیش از آن که دشمن پا به خاکِ ما بگذارد، در میدانِ حضور خواهیم بود».
۴. رئیسعلی دلواری؛ میراثِ کهنهی «جانفدایی»
دشمنِ امروز، گمان میکند که این «جانفدایی»، پدیدهای تازه و محصولِ شرایطِ فعلی است. اما تاریخِ ایران، سرشار است از مردانی که «جانفدا» زیستند و «جانفدا» به شهادت رسیدند. «رئیسعلی دلواری»، آن دلیرمردِ تنگستانی که در برابرِ اشغالِ جنوبِ ایران توسطِ نیروهایِ انگلیسی، قیام کرد و تا پایِ جان، ایستادگی نمود، تنها یکی از هزاران نمونهیِ تاریخیِ این «جانفدایی» است. مردمِ ایران، هرگز «جانفدا» نبودن را نیاموختهاند و هر بار که دشمنی پا به خاکِ این سرزمین گذاشته، با «جانفدایان» و «ایثارگران» روبهرو شده است. پویشِ «جانفدا»، در حقیقت، «تداوم» همان میراثِ کهن و «تجدیدِ میثاقی» با همان راهِ پرافتخار است.
جمعبندی؛ «جانفدا»؛ از یک واژه تا یک حماسه
آنچه در روزهایِ اخیر رخ داد، یک «جنگِ واژهها» بود. دشمن کوشید تا «جانفدا» را به «جانفرار» تبدیل کند و از این رهگذر، «روحیهی جهادی» و «عزمِ ملی» را هدف قرار دهد. اما نتیجه، نه تنها به سودِ او نشد، که «جانفدا» را به «حماسهای ماندگار» در تاریخِ این سرزمین بدل کرد. ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار «جانفدا», پاسخِ قاطعِ ملتی بود که به دشمن فهماند: «ما همان ملتی هستیم که از “رئیسعلی دلواری” تا “همت” و “باکری” را در تاریخِ خود دارد و هرگز در برابرِ تهدید، سر خم نخواهد کرد». این، پایانِ داستانِ «جانفرار» و آغازِ حماسهای تازه به نام «جانفدا» بود.












































