«توافق مکه»؛ پیمانی که بیش از آنکه سپر صلح باشد، می‌تواند ماشه یک بحران جدید شود
«توافق مکه»؛ پیمانی که بیش از آنکه سپر صلح باشد، می‌تواند ماشه یک بحران جدید شود
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، «توافق دفاعی مشترک مکه» را امضا کردند. پیمانی که بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه همه تلقی خواهد شد. اما این توافق در شرایطی امضا می‌شود که منطقه درگیر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های امنیتی خود است و پیش از آنکه پاسخگوی نیاز واقعی به امنیت باشد، می‌تواند به ابزاری برای فضاسازی سیاسی و افزایش سوءتفاهم تبدیل شود. تجربه نشان داده که امنیت پایدار با ائتلاف‌های کاغذی و وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای تأمین نمی‌شود؛ امنیت زمانی شکل می‌گیرد که کشورهای منطقه به جای نسخه‌پیچی بیرونی، به سمت گفت‌وگو و اعتمادسازی درون‌منطقه‌ای حرکت کنند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، «توافقنامه دفاعی مشترک مکه» روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف در شهر مکه به امضا رسید. بر اساس بیانیه مشترک این نشست، هدف این توافق «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» اعلام شده و تصریح شده است که «هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه همه تلقی خواهد شد». با این حال، آنچه این توافق را از یک پیمان دفاعیِ کارآمد به یک ابزارِ بالقوه‌ی تنش‌زا تبدیل می‌کند، در ابهاماتِ راهبردی و چالش‌هایِ ساختاریِ آن نهفته است.

🔻 نخست: «توافق مکه»؛ امنیت با کاغذ تأمین نمی‌شود

ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در واکنش به این توافق، با صراحت اعلام کرد که «عربستان باید درک کند که یک توافق کاغذی با ترکیه و پاکستان امنیت را برای این کشور به ارمغان نخواهد آورد؛ همان‌طور که سال‌ها بهره‌گیری یک‌جانبه از حمایت آمریکا نیز نتوانسته امنیت را برای عربستان تضمین کند».

رضایی با اشاره به تجربه‌ی تلخ وابستگی امنیتی عربستان به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، تأکید کرد که «سیاست‌های خود را اصلاح کنید تا مجبور نباشید برای گرفتن پشتیبانی، دست به دامن دیگران شوید». این واکنش، پاسخی است به این پرسش اساسی که آیا ائتلاف‌های کاغذی که فاقد ساختارهای عملیاتی، تعهدات روشن و پیشینه‌ی همکاری مؤثر هستند، می‌توانند جایگزین یک معماری امنیتیِ درون‌منطقه‌ای و مبتنی بر اعتماد شوند؟ تجربه‌ی دهه‌های اخیر نشان داده است که پاسخ منفی است.

🔻 دوم: پیمان در برابر چه کسی؟ از ابهام راهبردی تا فضاسازی سیاسی

یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف این توافق، «ابهام در مخاطب» و «عدم شفافیت در اهداف» است. اگرچه مقامات ترکیه‌ای اعلام کرده‌اند که این توافق «علیه هیچ طرف خاصی نیست و برای سایر کشورهای منطقه نیز باز است»، اما زمان‌بندیِ امضای آن در اوج تنش‌های منطقه‌ای و پس از حملات اخیر به ایران، این پرسش را جدی می‌کند که «این پیمان دقیقاً در برابر چه تهدیدی شکل گرفته و قرار است چه پیامی به چه طرفی ارسال کند؟»

برخی تحلیلگران معتقدند که این توافق، بیش از آنکه پاسخی به نیاز واقعی امنیتی باشد، واکنشی به «احساس تنهایی امنیتی» کشورهای عضو و نگرانی از کاهش اعتماد به چتر حمایتی آمریکا است. اما آنچه این ابهام را به یک چالش جدی تبدیل می‌کند، این است که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای، گاهی پاسخ‌های احتمالی ایران به اقدامات خصمانه، پیشاپیش با عنوان «حمله به کشورهای منطقه» معرفی می‌شود. این رویکرد می‌تواند به جای کاهش تنش، زمینه را برای فضاسازی سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم کند.

🔻 سوم: چالش‌های ساختاری؛ از اختلافات تاریخی تا محدودیت‌های عملیاتی

«توافق مکه» با چالش‌های ساختاریِ متعددی روبه‌روست که کارآمدی آن را به شدت محدود می‌کند:

  • اختلافات راهبردی میان اعضا: ترکیه و عربستان، با وجود بهبود ظاهری روابط، همچنان بر سر مسائل کلیدی مانند اخوان‌المسلمین، نقش در سوریه و رویکرد به تحولات منطقه‌ای اختلافات عمیقی دارند. این اختلافات، هرگونه هماهنگی نظامی گسترده را با تردید جدی مواجه می‌سازد.

  • وابستگی به آمریکا: ترکیه به عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو، اساساً بخشی از ساختار نظامی غرب است. عربستان و پاکستان نیز با وجود همکاری با یکدیگر، نمی‌توانند منافع راهبردی خود با واشنگتن را نادیده بگیرند. این وابستگی، استقلال عمل ائتلاف را به شدت محدود می‌کند.

  • محدودیت‌های پاکستان: اسلام‌آباد به دلیل تنش‌های راهبردی هم‌زمان با هند و افغانستان، به‌سختی می‌تواند خود را درگیر درگیری‌های منطقه‌ای در خلیج فارس کند. درگیری نظامی در جبهه‌ای جدید، به معنای پراکنده‌سازی نیروهای پاکستان و تضعیف توان دفاعی آن در برابر تهدیدات اصلی است.

  • فقدان شفافیت: رویترز در گزارشی اعلام کرده که «هنوز هیچ شفافیتی در مورد تعهدات هر کشور وجود ندارد». این عدم شفافیت، بزرگ‌ترین نشانه‌ی ضعف این پیمان است.

🔻 چهارم: درس‌های گذشته؛ امنیت با تکیه بر بیرونی‌ها به دست نمی‌آید

تجربه‌ی چند دهه‌ی اخیر در غرب آسیا به روشنی نشان داده است که وابستگی امنیتی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند. عربستان سال‌ها هزینه‌های سنگینی برای خرید تسلیحات و ایجاد روابط امنیتی با آمریکا پرداخت، اما این همکاری‌ها مانع بروز تهدیدات امنیتی در منطقه نشد. همان‌گونه که ابراهیم رضایی تأکید کرده، «همانطور که سال‌ها بهره‌کشی یک‌جانبه آمریکایی‌ها برایشان امنیتی به همراه نداشت، توافق‌های کاغذی با ترکیه و پاکستان نیز برای آنها امنیت نخواهد آورد».

راه‌حل واقعی، تبدیل منطقه به مجموعه‌ای از پیمان‌های متقابل و بلوک‌های متخاصم نیست. امنیت پایدار خلیج فارس و غرب آسیا زمانی شکل می‌گیرد که کشورهای منطقه به جای تکیه بر قدرت‌های خارجی، به سمت گفت‌وگو، اعتمادسازی و ترتیبات امنیتی درون‌منطقه‌ای حرکت کنند.


💎 جمع‌بندی؛ امنیت با امضای کاغذی به دست نمی‌آید

«توافق مکه» را باید در چارچوب محدودیت‌های راهبردی اعضایش تحلیل کرد، نه با روایت‌های اغراق‌آمیز از «ناتوی اسلامی» و «نظم نوین نظامی». پیام تهران باید صریح و بازدارنده باشد: امنیت ایران قابل معامله نیست و هیچ توافقی میان دیگران، حق دفاع مشروع ایران را از بین نمی‌برد. ایران آغازگر جنگ نیست، اما در برابر تهدید و تجاوز نیز منفعل نخواهد ماند. کشورهای منطقه باید مراقب باشند که توافق‌های امنیتی به جای آنکه سپر صلح باشند، به ماشه یک بحران جدید تبدیل نشوند. امنیت واقعی با امضای چند صفحه کاغذ به دست نمی‌آید؛ امنیت زمانی پایدار می‌شود که همسایگان به این نتیجه برسند که هزینه ناامنی برای همه بالاست و آینده منطقه باید با همکاری کشورهای منطقه ساخته شود، نه با نسخه‌پیچی قدرت‌های بیرونی.