از تشک‌دوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
از تشک‌دوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
۱ خرداد ۱۳۶۲، جاده مهاباد به نقده. در میان خاک و خون و مین‌های به جا مانده از ضدانقلاب، خودروی حامل فرمانده‌ای که می‌توانست امنیت غرب کشور را با دل مردم بسازد، منفجر شد و محمد بروجردی، ملقب به «مسیح کردستان»، در ۲۹ سالگی به دیدار معبود شتافت. او که از تشک‌دوزی در محله‌های جنوب شهر تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، با تدبیر و اخلاص، نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه کرد. مردی که معتقد بود «موضوع کردستان با درگیری حل نمی‌شود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت». این، روایت زندگی فرمانده‌ای است که امنیت را با مردم ساخت.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، سردار شهید محمد بروجردی، از برجسته‌ترین فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از چهره‌های ماندگار دفاع مقدس است که نام او بیش از هر چیز با برقراری امنیت در غرب کشور، مردم‌داری، اخلاص و مدیریت جهادی گره خورده است. او به دلیل نقش بی‌بدیل خود در ایجاد آرامش و همدلی میان مردم کردستان، به «مسیح کردستان» شهرت یافت؛ لقبی که بیانگر اعتماد و علاقه عمیق مردم آن منطقه به این فرمانده بزرگ است.

از تشک‌دوزی تا خط مقدم مبارزه

محمد پدر دره گرگی، معروف به محمد بروجردی، در اول فروردین ۱۳۳۳ در روستای دره‌گرگ شهرستان بروجرد، در خانواده‌ای مؤمن و کم‌برخوردار دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه خانواده به تهران آمد و در یکی از محلات جنوب شهر ساکن شد. برای کمک به خانواده، از همان سال‌های نوجوانی در یک مغازه تشک‌دوزی مشغول به کار شد و مدرسه را رها کرد؛ اما پس از چند سال برای جبران، در کلاس‌های شبانه ثبت‌نام کرد و تحصیل را ادامه داد.

همین تجربه زیستن در فضای محروم و کارگری، بعدها در نوع نگاه او به مردم و شیوه مدیریتش تأثیر گذاشت. او در نوجوانی با جلسات قرآن و محافل مذهبی آشنا شد و به‌تدریج وارد فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی گردید. در سال ۱۳۵۶، گروه «توحیدی صف» را تشکیل داد؛ گروهی که بعدها بخشی از هسته اولیه سپاه پاسداران را شکل داد. او با وجود دشواری‌های زندگی، روحیه عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم را در خود پرورش داد و با تشکیل این گروه، به انجام فعالیت‌های مسلحانه علیه رژیم پرداخت. بروجردی همچنین برای فراگیری فنون چریکی راهی سوریه شد و با شهید چمران آشنا شد.

در ۱۷ سالگی ازدواج کرد و مدتی بعد به خدمت سربازی فراخوانده شد، اما چون مخالف خدمت در نظام ستمشاهی بود، از سربازی گریخت و برای دیدار امام خمینی(ره) راهی عراق شد که در مرز دستگیر و شش ماه زندانی شد.

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، بروجردی به صورت شبانه‌روزی درگیر هدایت و اجرای مسائل سیاسی نظامی نهضت انقلابی شد. به امر شهید بهشتی و با نظارت شهید عراقی، مسئولیت تشکیل و سرپرستی گروه حفاظت از امام خمینی(ره) به او محول شد و در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، به عنوان فرمانده گروه حفاظت از امام، لباس روحانیت پوشید و اسلحه را زیر عبایش پنهان کرد.

مسیح کردستان؛ مردی که با دل مردم امنیت ساخت

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با شروع غائله ضدانقلاب در کردستان، بروجردی به همراه جمعی از همرزمان خود راهی این منطقه شد. او در حالی که با تجزیه‌طلبان به شدت مقابله می‌کرد، عامل رأفت و برخورد برادرانه با مردم مستضعف کردستان بود و صف مردم کُرد را از صف ضدانقلاب جدا می‌دانست. او معتقد بود که امنیت تنها با عملیات نظامی پایدار نمی‌شود، بلکه باید دل مردم را به دست آورد و آنان را شریک امنیت کشور دانست.

بر همین اساس، شهید بروجردی علاوه بر فرماندهی عملیات‌های نظامی، ارتباط گسترده‌ای با مردم، علما، بزرگان عشایر و معتمدان محلی برقرار کرد و با احترام به فرهنگ و آداب مردم کردستان، تلاش کرد اعتماد آنان را جلب کند. از ابتکارات مهم او، تشکیل سازمان «پیشمرگان مسلمان کرد» بود؛ مجموعه‌ای از نیروهای بومی که نقش مهمی در مقابله با ضدانقلاب و تثبیت امنیت غرب کشور ایفا کردند. بروجردی با پیشمرگان کرد مسلمان بسیار صمیمی شد و با آن‌ها مثل یک برادر رفتار می‌کرد.

او به دنبال اعتمادسازی از جانب مردم بود و به همین دلیل به فکر تشکیل این سازمان افتاد که توسط کردهایی شکل گرفت که به او و نیروهایش اعتماد کردند. در واقع، او معتقد بود که «موضوع کردستان با درگیری حل نمی‌شود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت».

فرماندهی منطقه ۷ سپاه و نقش در دفاع مقدس

شهید بروجردی پس از شروع جنگ تحمیلی، به همراه یاران خود راهی سرپل‌ذهاب شد و این شهر را از خطر اشغال توسط ارتش بعث عراق نجات داد. پس از تقسیم سپاه به مناطق مجزا، فرماندهی منطقه ۷ سپاه، شامل استان‌های همدان، کرمانشاه و کردستان، به او سپرده شد. همچنین، طرح تشکیل قرارگاهی مستقل برای طراحی و رهبری مشترک نیروهای ارتش و سپاه در جنگ‌های غرب کشور را مطرح کرد که با استقبال فرماندهان ارشد مواجه شد.

در سال‌های ابتدایی انقلاب، بروجردی مدتی نیز رئیس زندان اوین بود و به عنوان یکی از پایه‌گذاران اصلی سپاه پاسداران، نقش مهمی در تأسیس این نهاد انقلابی ایفا کرد. او حتی به عنوان یکی از گزینه‌های فرماندهی کل سپاه مطرح شده بود. با وجود مسئولیت‌های سنگین، زندگی شخصی او سرشار از سادگی و بی‌اعتنایی به دنیا بود و همرزمانش او را فرمانده‌ای شجاع، متواضع، خوش‌اخلاق و مردم‌دار توصیف کرده‌اند.

شهادت در جاده مهاباد

سرانجام در اول خرداد ۱۳۶۲، هنگام عزیمت به منطقه عملیاتی در محور مهاباد به نقده، بر اثر انفجار مین به جا مانده از گروه‌های ضدانقلاب، به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از تشییعی باشکوه، در قطعه ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.


جمع‌بندی؛ میراث یک فرمانده مردمی

امروز نام سردار شهید محمد بروجردی، نماد فرماندهی مردمی، مدیریت جهادی و وحدت‌آفرینی در تاریخ انقلاب اسلامی است. او که از تشک‌دوزی در جنوب تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، نشان داد که اقتدار حقیقی، تنها با قدرت نظامی به دست نمی‌آید، بلکه با ایمان، اخلاق، عدالت و همراهی مردم ماندگار می‌شود. میراث این فرمانده شهید، همچنان الهام‌بخش نسل‌های جدید پاسداران انقلاب اسلامی و همه مدیرانی است که امنیت، عزت و پیشرفت ایران را در گرو خدمت صادقانه به مردم می‌دانند.