به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در نگاه شیعه، ولایت با محبت ساده و عاطفی نسبت به اهلبیت(ع) پایان نمییابد. ولایت، پذیرش هدایت و حرکت در مسیر آنان است. مؤمنی که خود را پیرو اهلبیت(ع) میداند، باید ارزشهایی مانند عدالت، تقوا، صداقت، ایثار، کرامت انسانی و دفاع از حق را در زندگی خود جاری کند. بنابراین، ولایت هنگامی به یک حقیقت اجتماعی تبدیل میشود که از اعتقاد قلبی به رفتار و مسئولیت اجتماعی برسد.
ولایت در عصر غیبت؛ از نظریه تا عمل
در عصر حضور امام معصوم(ع)، محور هدایت جامعه، شخص امام است؛ اما در عصر غیبت، مسئله هدایت جامعه اسلامی و چگونگی اداره آن، در فقه و اندیشه سیاسی شیعه مورد بحث قرار گرفته است. یکی از مهمترین پاسخها در این زمینه، نظریه ولایت فقیه است که بر نقش فقیه جامعالشرایط در اداره امور عمومی جامعه اسلامی تأکید دارد. البته درباره حدود و گستره این ولایت، دیدگاههای متفاوتی در میان فقهای شیعه وجود داشته و این موضوع سابقهای طولانی در مباحث فقهی دارد.
در چارچوب نظریه ولایت فقیه، ولیفقیه جایگزین امام معصوم(ع) یا همرتبه با او نیست؛ بلکه در دوران غیبت، مسئولیت اداره جامعه بر اساس موازین اسلامی و مصالح عمومی را بر عهده دارد. این تمایز اهمیت فراوانی دارد، زیرا در باور شیعه، مقام عصمت و ولایت تکوینی و تشریعی ویژه امام معصوم، قابل انتقال به هیچ انسان غیرمعصومی نیست.
پیوند ولایت و انتظار؛ هدایت در سایه انسجام
پیوند ولایت و انتظار را میتوان در مفهوم هدایت جامعه مشاهده کرد. انتظار بدون هدایت میتواند به برداشتهای پراکنده و حتی انحرافی منجر شود. جامعه منتظر باید بتواند میان حقیقت و ادعا، عدالت و شعار، بصیرت و هیجان و انتظار واقعی و انتظار خرافی تمایز بگذارد. از این منظر، ولایت میتواند نقشی مهم در حفظ انسجام فکری و اجتماعی جامعه ایفا کند.
اما ولایت، بدون مسئولیتپذیری مردم نیز کامل نمیشود. جامعه منتظر تنها با وجود یک رهبر شکل نمیگیرد؛ بلکه مردم نیز باید در قبال سرنوشت جامعه خود احساس مسئولیت کنند. قانونمداری، مشارکت اجتماعی، خدمت به مردم، مطالبه عدالت، مبارزه با فساد، حفظ وحدت و دفاع از حقوق دیگران، بخشی از وظایف جامعهای است که خود را پیرو ولایت میداند.
ولایت، عدالت و عقلانیت؛ سه رکن جامعه منتظر
یکی از مهمترین ثمرات ولایت، وحدت است. جامعهای که بر سر اصول بنیادین خود دارای انسجام باشد، در برابر بحرانها مقاومتر خواهد بود. البته وحدت به معنای حذف اختلافنظرهای طبیعی نیست؛ بلکه به معنای حفظ اصول مشترک و جلوگیری از تبدیل اختلافها به دشمنی و فروپاشی اجتماعی است.
جامعه منتظر همچنین باید میان «ولایتپذیری» و «تعطیل کردن عقل و مسئولیت» تفاوت بگذارد. در نگاه دینی، ایمان با عقلانیت و بصیرت ناسازگار نیست. مؤمن باید اهل شناخت، پرسش، تحقیق و تشخیص باشد و در عین پایبندی به مبانی دینی، از افراط، خرافه و شخصیتپرستی فاصله بگیرد. ولایت حقیقی، انسان را مسئولتر میکند، نه بیمسئولیتتر.
از سوی دیگر، ولایت باید با عدالت پیوند داشته باشد. جامعهای که از ولایت سخن میگوید اما نسبت به ظلم، فساد، تبعیض و تضییع حقوق مردم بیتفاوت است، از روح فرهنگ اهلبیت(ع) فاصله گرفته است. ولایت در منطق دینی، مسیر رسیدن به ارزشهایی مانند عدالت و تقواست و نباید به ابزاری برای توجیه رفتارهای نادرست تبدیل شود.
از تمرین عدالت تا حرکت تمدنساز
فرهنگ انتظار بر همین اساس، انسان را برای جامعهای آماده میکند که در آن عدالت در بالاترین سطح خود تحقق خواهد یافت. منتظر واقعی، از امروز باید تمرین عدالت کند؛ در خانواده، محیط کار، روابط اجتماعی و حتی در قضاوت درباره مخالفان خود. اگر انتظار به اصلاح اخلاق و رفتار انسان منجر نشود، از هدف اصلی خود فاصله گرفته است.
در این میان، نسل جوان نقش ویژهای دارد. جوان منتظر باید علاوه بر ایمان و محبت به اهلبیت(ع)، اهل علم، تفکر، تلاش، اخلاق و خدمت باشد. او باید بداند که آینده جامعه تنها با شعار ساخته نمیشود؛ بلکه به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند میان ایمان و تخصص، آرمان و عقلانیت و معنویت و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار کنند.
جمعبندی؛ جامعه منتظر، جامعهای با ستونهای استوار
«ولایت؛ ستون خیمه جامعه منتظر» یعنی جامعهای که میخواهد در مسیر مهدویت حرکت کند، به محور هدایت، انسجام و ارزشهای مشترک نیاز دارد. اما این ستون زمانی استوار خواهد بود که در کنار آن، ستونهای دیگری مانند عدالت، اخلاق، علم، مسئولیتپذیری، بصیرت و خدمت به مردم نیز برپا باشند.
انتظار واقعی، جامعه را به آیندهای عادلانه امیدوار میکند؛ ولایت، مسیر این حرکت را روشن میسازد؛ و مسئولیتپذیری مردم، این مسیر را از یک آرمان ذهنی به یک حرکت اجتماعی تبدیل میکند. در نهایت، جامعه منتظر باید چنان ساخته شود که اگر روزی خورشید ظهور طلوع کرد، انسانهایی آماده پذیرش عدالت جهانی در آن حضور داشته باشند.















































