اراده یک ملت پلی نیست که با بمب و موشک فرو بریزد
اراده یک ملت پلی نیست که با بمب و موشک فرو بریزد
سلسله حملات اخیر دشمن به زیرساخت‌های جنوب کشور از پل‌ها و شبکه ریلی گرفته تا برج مراقبت و تأسیسات برق، نه یک حادثه منفصل، که برگ تازه‌ای از کتاب قطور دشمنی استکبار با اصل «پیشرفت» و «ثبات» ایران است. پرسش اساسی افکار عمومی این است که آیا این تحرکات نشانه اوج‌گیری توان دشمن است یا نمودار استیصال او در میدان‌های دیگر؟ آیا راهبرد جنگ زیرساختی می‌تواند اراده یک ملت زنده و بیدار را به زانو درآورد؟ برای تبیین ابعاد این نبرد پنهان و آشکار، با دکتر عباس احدی، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی و دفاعی، عضو پیشین کمیسیون مطالعات و کمیته فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو پژوهشکده مدیریت راهبردی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی به گفت‌وگو نشستیم که پیشنهاد می‌کنیم این مصاحبه خواندنی را از دست ندهید.

سؤال: آقای دکتر، حملات اخیر را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟ آیا شاهد یک چرخش راهبردی از سوی دشمن هستیم؟

واقعیت میدانی نشان می‌دهد که جبهه دشمن پس از ناکامی در جنگ‌های نیابتی، شکست در اغتشاشات امنیتی و بن‌بست در پروژه تحریم فلج‌کننده، به تاکتیکی متوسل شده که آن را ذیل «جنگ علیه اعصاب و معیشت ملت» تعریف می‌کنیم. انتخاب پل‌ها، برج مراقبت بندری و تأسیسات برق یک تصادف نیست، دشمن دقیقاً نقاطی را هدف گرفته که گره‌گاه چرخه خدمات عمومی و نبض اقتصادی کشور است.

اما اینجاست که محاسبات مادی دشمن دچار یک خطای مهلک می‌شود. در گفتمان انقلاب اسلامی، قدرت یک ملت صرفاً به سازه‌های بتنی و فلزی خلاصه نمی‌شود. دشمن توان تخریب یک پل را دارد، اما از درک این حقیقت عاجز است که «ایمان» و «اراده» یک ملت، پلی نیست که با بمب و موشک فرو بریزد. هدف آنها ایجاد حس بن‌بست در اداره کشور بود، اما جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته ثابت کرده که هر جا دشمن گره زده، ملت ما با تکیه بر توان داخلی مسیر جدیدی گشوده است. بنابراین، این حملات نه نشانه قدرت، که فریاد استیصال دشمنی است که دیگر ابزاری برای تسلیم‌سازی ایران نیافته است.

سؤال: تکرار حمله به زیرساخت‌های چابهار، خصوصاً برج مراقبت بندر، چه تحلیل راهبردی دارد؟

وقتی دشمن یک هدف غیرنظامی و خدماتی را مکرراً می‌زند، دو پیام در آن نهفته است. نخست اعتراف ضمنی به اهمیت ژئواستراتژیک ایران در کریدورهای بین‌المللی است. چابهار برای آنها یک بندر ساده نیست، بلکه نماد عبور ایران از حصر جغرافیایی و تبدیل شدن به شاهراه تجارت منطقه‌ای است. آنها از بالندگی ایران در اتصال به آب‌های آزاد و احیای جاده ابریشم نوین عصبانی هستند.

دومین نکته اما مهم‌تر است. تکرار یک حمله الزاماً به معنای موفقیت آن نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از عقیمی استراتژی باشد. دشمن چون نتوانسته نظام مدیریتی و لجستیکی ما را فلج کند، مجبور است با تکرار بیهوده حملات شکست خود را لاپوشانی کند. در دوران دفاع مقدس دیدیم که رژیم بعثی با هدف قطع ارتباطات، شهرها و پالایشگاه‌ها را مکرراً می‌زد، اما آیا توانست چرخ دفاع و حیات ملت ایران را از حرکت بازدارد؟ پاسخ میدان امروز هم مثل دیروز منفی است. ملت ما آموخته است که چگونه از زیر آوار تهدید، فرصت‌های تازه خلق کند.

سؤال: پیوند میان این حملات و فضای فشارهای سیاسی و مذاکراتی چیست؟

این تصور ساده‌انگارانه که بگوییم این اقدامات صرفاً اهرم فشار برای میز مذاکره است، تحلیل را ناقص می‌کند. مگر نه اینکه تجربه تاریخی ملت ما نشان داده فشار، تحریم و حمله نه تنها محاسبات ما را به نفع دشمن تغییر نداده، بلکه ما را در دفاع از حقوق مسلّم خویش مصمم‌تر کرده است؟ دشمنان ما هنوز ذهنیت دوران استعماری دارند و گمان می‌کنند اگر به یک ملت مستقل گرسنگی دهند یا زیرساخت‌هایش را ویران کنند، آن ملت برای بقا التماس خواهد کرد.

اما محاسبات قدرت در جمهوری اسلامی از جنسی دیگر است. امنیت ما برآمده از قدرت مردم‌پایه است. رهبر حکیم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که مشکلات اقتصادی و معیشتی با تکیه بر ظرفیت‌های درونی حل می‌شود، نه التماس به بیگانه. وقتی ملتی این منطق را باور داشته باشد، تخریب یک پل نمی‌تواند او را پای میز ذلت بکشاند. لذا این حملات بیش از آنکه سکوی پرتاب فشار سیاسی باشد، چاه ویل محاسبات غلط دشمن است.

سؤال: پاسخ ایران چه ویژگی‌هایی داشت و چه پیامی به دشمن مخابره کرد؟

بازدارندگی وقتی شکل می‌گیرد که طرف مقابل یقین کند هزینه تعرض، نجومی و غیرقابل تحمل خواهد بود. پاسخ کوبنده اخیر، ترجمان عملی اصل قرآنی «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» بود. پیام نخست این بود که دوران بزن و در رو برای همیشه به پایان رسیده است.

اما فراتر از پاسخ موشکی، بزرگ‌ترین پیام بازدارندگی ما در سرعت بازیابی زیرساخت‌ها نهفته است. در منطق راهبردی، کشوری پیروز است که سریع‌تر از آنکه دشمن خراب کند، بسازد و بهره‌برداری کند. دشمن باید می‌دید که چند ساعت پس از جنایت، مسیر جایگزین برقرار می‌شود، نیروهای متخصص پای کار می‌آیند و امور مردم روی زمین نمی‌ماند. این یعنی اراده زیستن و پیش رفتن. دشمنی که با چنین ملت زنده و پویایی مواجه شود، در تحلیل نهایی خود، ناکامی قطعی را به وضوح مشاهده خواهد کرد.

سؤال: رمز تاب‌آوری ایران در برابر این جنگ زیرساختی در چیست؟

پاسخ: تاب‌آوری ما سه ریشه در هم تنیده دارد. نخست تجربه تاریخی؛ ما تنها کشوری هستیم که در هشت سال دفاع مقدس، زیر باران فولاد و آتش، نه تنها عقب‌نشینی نکردیم که پیشرفت هم کردیم. این حافظه تاریخی در ژن این ملت نهادینه شده است. دوم انسجام مدیریتی و ایمان جهادی نیروهای فنی و عمرانی؛ در همین حوادث اخیر دیدیم که جوانان این مرز و بوم چگونه شبانه‌روز برای بازسازی آستین بالا زدند. اما سومین و مهم‌ترین ریشه، فرهنگ ایثار و استقامت است. در سبک زندگی غربی، تاب‌آوری یعنی ذخیره چند بشکه سوخت و مواد غذایی، اما در گفتمان انقلاب اسلامی، تاب‌آوری یعنی یقین به نصرت الهی و باور به اینکه «اِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم». این منطق، در هیچ مدل مادی و محاسباتی نمی‌گنجد. مادامی که این روحیه زنده است، ایران اسلامی دژ تسخیرناپذیر خواهد ماند.

سؤال: مهم‌ترین درس‌ها برای تقویت امنیت ملی چیست؟

پاسخ: این حوادث یک بار دیگر ثابت کرد که امنیت، کالایی وارداتی نیست که با التماس از بیرون مرزها تأمین شود. راهبرد کلان باید عبور از مدیریت بحران سنتی به نهضت پدافند غیرعامل باشد. باید شبکه‌های موازی و چابک مردمی ایجاد شود.

مگر نه این است که در دوران کرونا، نیروهای مسجدی و جهادی ثابت کردند در بحران‌ها از ساختارهای رسمی پیشی می‌گیرند؟ باید این ظرفیت عظیم مردمی را پای کار حفاظت از زیرساخت‌ها و بازسازی آنها آورد.

از سوی دیگر، نگاه دولت و مجلس باید به سمت حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی معطوف شود. سلاح مقابله با خرابکاری، فناوری بومی است. وقتی می‌توانیم پیچیده‌ترین تجهیزات دفاعی را تولید کنیم، قطعاً می‌توانیم زیرساخت‌های حیاتی را به فناوری‌های پایش و ترمیم سریع مجهز سازیم. این دفاع مقدس تمام‌نشدنی است و هر روز عرصه‌ای جدید می‌طلبد.

سؤال: با توجه به ماهیت ترکیبی تهدیدات امروز، چقدر به بازتعریف مفهوم دفاع نیاز داریم؟

پاسخ: در نبرد امروز، مرز میان سنگر نظامی و سنگر اقتصادی و فرهنگی به کلی از بین رفته است. یک شایعه در فضای مجازی به اندازه یک موشک می‌تواند به امنیت روانی ملت ضربه بزند. این یعنی جهاد کبیر که رهبری فرمودند، همان ایستادگی در جنگ ترکیبی است. دشمن باور دارد با بمباران یک پل، رسانه‌هایش بمباران روانی به راه می‌اندازند تا القا کنند کشور فلج شده است.

بنابراین، وظیفه امروز ما هم بازسازی پل است و هم شکستن محاصره تبلیغاتی. باید با زبان هنر و تبیین، روایت درست را جایگزین دروغ‌پردازی دشمن کرد. ما اگر پیروزی‌هایمان را روایت نکنیم، دشمن شکست‌هایش را پیروزی جلوه می‌دهد. امروز هر مهندس در میدان بازسازی، یک رزمنده و هر رسانه‌ای در فضای مجازی یک قرارگاه مقابله با جنگ نرم است.

سؤال: سخن پایانی شما برای افکار عمومی و کارگزاران نظام؟

پاسخ: خطاب به ملت شریف؛ این حمله‌ها جدید نیست، دشمنی شیطان با جبهه حق، ازلی است. شما در ۴۸ سال گذشته نشان داده‌اید که از دل آتش و آوار حماسه می‌سازید. مبادا این ویرانه‌های ظاهری اراده‌تان را متزلزل کند، که رمز پیروزی شما در ثبات قدم و امید است. این جرقه‌ها خاموش می‌شود، آنچه می‌ماند صلابت شما ملت بصیر است.

خطاب به مسئولان؛ این رخدادها آزمونی برای سنجش آمادگی دائمی است. ویرانی زیرساخت‌ها نشان داد که امنیت ملی لحظه‌ای تعطیل‌بردار نیست و نیازمند بازدارندگی فعال در همه لایه‌هاست. امروز میدان خدمت، میدان جهاد است و مسیر تقویت بنیه دفاعی و زیرساختی باید بدون معطلی به وعده‌های بیگانگان ادامه یابد. تا زمانی که ملت در صحنه و مسئولان در سنگر خدمت هستند، هیچ قدرتی یارای مقابله با این انقلاب را ندارد. این وعده صادق الهی است.