به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، بیست و ششم تیرماه ۱۴۰۵، همزمان با اوجگیری حماسهی مردمیِ تشییعِ پیکرِ مطهرِ «قائدِ شهیدِ امت» و در بسترِ «نقضِ مکررِ تفاهمنامه» از سویِ آمریکا، رهبرِ معظمِ انقلاب، در پیامی که میتوان آن را یکی از مهمترین اسنادِ راهبردیِ دورانِ پساشهادت دانست، به تبیینِ ابعادِ این حماسه و پیامدهایِ راهبردیِ آن پرداختند. این پیام، دربردارندهی سه محورِ کلیدی است: «شناساییِ ماهیتِ دشمن»، «تبیینِ وظیفهی امروزِ ملت» و «ترسیمِ مسیرِ عبور از پیچِ تاریخیِ پیشِ رو».
۱. حماسهای که معادلات را بر هم زد؛ از «تشییع» تا «تأییدِ الهی»
در نخستین بخشِ پیام، رهبرِ انقلاب، با قدردانی از حضورِ دهها میلیونیِ مردمِ ایران و عراق در مراسمِ تشییعِ قائدِ شهید، این رویداد را «اعجابانگیز، دشمنشکن و تاریخی» توصیف کردند. ایشان با اشاره به اینکه «ملّتِ ما خونخواهِ حسین است»، این حضور را نه یک اجتماعِ احساسیِ صرف، که «تجلّیِ ارادهی الهی» و «نقطهی اتصالِ امّتِ اسلام به عاشورا» معرفی نمودند.
این بخش از پیام، حاملِ این پیامِ راهبردی است که «قدرتِ نرمِ ملتِ ایران»، نه تنها با «شهادت» تضعیف نمیشود، که در سایهی «همبستگیِ ملی» و «پیوندِ با عاشورا»، به اوجِ خود میرسد. حضورِ میلیونیِ مردم، بهعنوانِ یک «سرمایهی اجتماعیِ تمامنشدنی»، محاسباتِ دشمن را در هم ریخت و نشان داد که «ملتِ ایران»، در سختترین شرایط نیز، پایِ آرمانهایِ خود ایستاده است.
۲. «امضای بیاعتبار»؛ نقدِ صریحِ ماهیتِ آمریکا
اما شاید مهمترین و صریحترین بخشِ این پیام، جایی است که رهبرِ انقلاب، با اشاره به «نقضِ مکررِ تفاهمنامه از سویِ آمریکا»، به یک «نتیجهگیریِ راهبردیِ» نهایی میرسند. ایشان با صراحتِ تمام اعلام میکنند که این نقضِ عهد، «یک بار دیگر این حقیقتِ بنیادین را آشکار ساخت که امضایِ رئیسجمهورِ آمریکا کاملاً بیارزش و فاقدِ اعتبار است و زورگویی، تمامیتخواهی و وحشیگری، اجزای جداییناپذیرِ مرام و عقیدهی آمریکا هستند».
این جمله، نه یک «تحلیلِ سیاسی»، که یک «حقیقتِ تاریخی» است که پس از دههها تجربه، از «برجام» تا «تفاهمنامهی اسلامآباد»، برای همیشه، در کلامِ رهبری، تثبیت شده است. ایشان با این بیان، هرگونه «خوشبینیِ سادهانگارانه» نسبت به آیندهی روابط با آمریکا را، نه تنها بینتیجه، که «مغایر با مصالحِ ملی» معرفی میکنند و بر «بیاعتمادیِ راهبردی» بهعنوانِ یک اصلِ تغییرناپذیر، تأکید میورزند.
۳. پاسخِ قاطع به دشمن؛ «درسهایِ فراموشنشدنی» در انتظارِ آمریکا
در ادامه، رهبرِ انقلاب، با لحنی قاطع و هشدارآمیز، خطاب به دشمنِ آمریکایی، اعلام میکنند که اگر گمان میکند با «جنگافروزی و افزایشِ فشار» میتواند ملتِ ایران را وادار به عقبنشینی کند، «سخت در اشتباه است». ایشان با تأکید بر اینکه «ملتِ بزرگِ ایران و جبههی مقاومت، درسهایِ فراموشنشدنی برای دشمن دارند»، به «رشادتهایِ رزمندگانِ اسلام و غیرتِ مردمِ شجاعِ خطّهی جنوب» بهعنوانِ نمونههایِ عینیِ این پاسخِ قاطع، اشاره میکنند.
این بخش از پیام، حاملِ این پیامِ روشن است که «جمهوریِ اسلامی»، نه تنها از «تهدید» نمیهراسد، بلکه «هرگونه تجاوز و دشمنی» را با «اقتدارِ مثالزدنی» پاسخ خواهد داد. این، همان «زبانِ قدرت» و «منطقِ بازدارندگی» است که دشمن، ناگزیر به درکِ آن است.
۴. وظیفهی امروزِ ملت؛ «وحدتِ مقدس» در برابرِ «دشمنِ حیلهگر»
در بخشِ پایانیِ پیام، رهبرِ انقلاب، خطاب به ملتِ ایران، بر دو اصلِ اساسی تأکید میکنند: «اعتماد به مسئولانِ دلسوز» و «حضورِ هوشیارانهی مردم». ایشان با تأکید بر «اتّحادِ مقدس» و «وحدتِ کلمه»، هرگونه «اختلافافکنی و برجستهسازیِ شکافهایِ سیاسی» را، «روزنهای برای نفوذِ دشمن» معرفی میکنند و از مردم میخواهند که با «نقدِ سازنده» و «پرهیز از تضعیفِ وحدتِ ملی»، از این «سرمایهی عظیمِ اجتماعی» صیانت کنند.
ایشان همچنین، با اشاره به اینکه «دشمن نباید کوچکترین نشانهای از ضعف، از جمله این آسیبپذیری را در ما تشخیص دهد»، بر «هوشیاریِ دائمی» و «پایداری» در برابرِ «وسوسههایِ دشمن» تأکید میورزند.
جمعبندی؛ نقشهای برای آینده، نه تحلیلی از گذشته
پیامِ ۲۶ تیر، در حقیقت، یک «نقشهی راهِ روشن» برای «ایرانِ امروز» است. نقشهای که بر «بیاعتمادیِ راهبردی به دشمن»، «تکیه بر توانِ داخلی»، «حفظِ وحدتِ ملی» و «ایستادگیِ مقتدرانه» استوار است. این پیام، با «جمعبندیِ» دههها تجربه، به ملتِ ایران میآموزد که «راهِ پیروزی»، از «مسیرِ مقاومت، انسجام و تکیه بر قدرتِ ملت» میگذرد، نه «اعتماد به امضایی که بارها، بیاعتباریِ خود را به اثبات رسانده است». «امضایِ آمریکا» در تاریخِ این سرزمین، نه یک «تعهد»، که یک «سندِ بیاعتباری» است و ملتِ ایران، این حقیقت را، بهخوبی، درک کرده است.












































