خبرنگار: آقای امرایی، ترامپ ابتدا در سخنرانی ۲۳ مرداد در نیویورک ادعای تبدیل تنگهٔ هرمز به «قلمرو آمریکا» را مطرح کرد و سپس با انتشار نقشه، آن را تکرار نمود. ارزیابی راهبردی شما از این اقدام چیست؟
سید محسن امرایی: این اقدام را باید در بستر یک تحول بزرگ فهمید: شکستِ پروژهٔ «پیروزی سریع» آمریکا در غرب آسیا. ترامپ در بهمنماه ۱۴۰۴ وعده داد ظرف هفتهها به اهداف خود میرسد، اما پس از نزدیک به شش ماه جنگ فرسایشی، نه به هیچیک از اهداف خود نرسیده و نه توان پایان دادن به این درگیری را دارد. ناوهایش فرسودهاند، مهماتش تحلیل رفته، و ائتلافش در منطقه در حال فروپاشی است.
در چنین شرایطی، ادعای «قلمرو آمریکا» یک انحرافِ راهبردیِ آشکار است؛ او میخواهد با این ژستِ تبلیغاتی، شکستهای میدانی را پوشش دهد. اما تنگهٔ هرمز را نمیتوان با یک نقشهٔ توئیتری تصاحب کرد. این آبراه، قلمرو حاکمیت ایران است و هیچ رئیسجمهوری در واشنگتن نمیتواند با یک نقشهٔ ساختگی، قواعد سههزارسالهٔ حاکمیت در خلیجفارس را تغییر دهد. فاصلهٔ ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگهٔ هرمز تا ادعای مالکیت بر آن، از فاصلهٔ ۷۰۰۰ مایلی واشنگتن تا خود تنگه بیشتر است.
خبرنگار: مقامات کاخ سفید بعداً این ادعا را «شوخی» خواندند. این روایت را میپذیرید؟
سید محسن امرایی: به هیچ وجه. ترامپ در مقام رئیسجمهور آمریکا، ادعای حاکمیت بر یک آبراه بینالمللی را مطرح کرده و سپس با انتشار نقشهٔ رسمی در شبکهٔ اجتماعی خود، آن را تکرار کرده است. این «شوخی» نیست؛ این یک نقضِ آشکارِ قوانین بینالمللی و تهدیدِ صلح و امنیت جهانی است.
اما نکتهٔ مهمتر این است که این ادعا، بازتابِ یک بحرانِ عمیقتر در ساختارِ تصمیمگیری آمریکاست. وقتی یک رئیسجمهور برای جلبِ توجهِ افکار عمومیِ داخلی دست به چنین ادعاهایِ پوچی میزند، یعنی سیستمِ تصمیمگیریِ او به بنبستِ راهبردی رسیده است. این عقبنشینیِ لفظیِ کاخ سفید — که ابتدا ادعا کردند و سپس آن را «شوخی» نامیدند — خود گواهِ دیگری بر سردرگمیِ واشنگتن است. این رفتار نشان میدهد که آنها خود نیز از پیامدهای حقوقی و بینالمللی ادعای خود هراسناک هستند.
خبرنگار: شروط چهارگانهای که ایران برای بازگشایی هرمز مطرح کرده — پایان محاصرهٔ دریایی، آزادی اموال بلوکهشده، رفع تحریم نفت، و پایان تهدید و عملیات نظامی در همهٔ جبههها — چه جایگاهی در راهبرد ایران دارند؟
سید محسن امرایی: این شروط چهارگانه، نه یک خواستهٔ تاکتیکی، که یک چارچوبِ راهبردی برای نظمِ جدیدِ منطقه است. آمریکا خیال میکند میتواند هرمز را از ایران بگیرد، اما همزمان تحریمها را حفظ کند و تهدیدات نظامی را ادامه دهد. این یک توهمِ راهبردیِ فاحش است.
هرمز، قلبِ اقتصادِ ایران است و هرگونه تصمیم دربارهٔ آن، در بسترِ کلِّ مناسباتِ ایران و آمریکا معنا پیدا میکند. آمریکاییها فکر میکنند با فشارِ بیشتر میتوانند امتیازهایی بگیرند که در تفاهمنامه نبوده است. اما این محاسبه، یک اشتباهِ تاریخی است. ایران تحت فشار هیچ امتیازی نخواهد داد و هرمز تا تحقق کامل این شروط باز نخواهد شد. این شروط نه فقط مطالبات ایران، که معیارهایی برای سنجش صداقت آمریکا در بازگشت به نظم بینالمللی است.
خبرنگار: از منظر حقوق بینالملل، این ادعا چه ابعادی دارد؟
سید محسن امرایی: از منظرِ حقوقِ بینالملل، این ادعا نه تنها بیاساس، که یک نقضِ آشکارِ کنوانسیونِ حقوقِ دریاها (UNCLOS) و اصولِ حاکمیتِ ملی است. تنگهٔ هرمز، بخشی از آبهایِ سرزمینیِ ایران است و هیچ نهادِ بینالمللی حقِ تغییرِ این وضعیت را ندارد. کارشناسان حقوق دریایی تأکید کردهاند که ادعای حاکمیت بر یک قلمرو صرفاً از طریق اعلامیهٔ ریاستجمهوری امکانپذیر نیست و الزامات حقوق بینالملل باید رعایت شود.
تنگهٔ هرمز ایرانی بوده، هست و خواهد بود؛ این تنگه فقط ذیل فرمان ایران بسته و باز خواهد شد. این یک اصل حقوقی و راهبردیِ تغییرناپذیر است که هیچ نقشهٔ ساختگی نمیتواند آن را مخدوش کند. ادعای ترامپ بیش از آنکه یک نقشهٔ حقوقیِ واقعی باشد، یک تاکتیکِ فشارِ سیاسی و مذاکراتی است.
خبرنگار: فراتر از حقوق، واقعیتِ میدانیِ این آبراه را چگونه ارزیابی میکنید؟
سید محسن امرایی: واقعیتِ میدانی، گویاترین پاسخ به این ادعاهاست. آمریکا در حال حاضر، حتی تواناییِ تأمینِ امنیتِ ناوگانِ خود در این آبراه را ندارد. ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» نزدیک به ۲۵۰ روز است که بدون وقفه در آبهای خلیجفارس به مأموریت ادامه میدهد و با فرسودگیِ شدیدِ خدمه و کمبودِ مهمات مواجه است.
در سطح کلانتر، گزارش بازرس کل پنتاگون از فرسودگی شدید پایگاههای نظامی آمریکا در اقیانوس آرام هشدار داده؛ پایگاههایی که برای بازدارندگی در برابر چین حیاتیاند، اما با زنگزدگی، کپک و سقفهای فروریخته دستبهگریباناند. این یعنی واشنگتن نمیتواند تمام توان خود را در غرب آسیا متمرکز کند؛ چین در شرق، منتظر لغزش آمریکاست.
نکتهٔ مهمتر این است که ایران با بازسازیِ شگفتآورِ توانِ موشکی و تغییرِ دکترین از دفاع به تهاجمِ پیشدستانه، معادلات را به نفع خود تغییر داده است. گزارشها نشان میدهد که تهران از پنجرهٔ ۶۰ روزهٔ مذاکرات برای بازسازی نیروهای موشکی، توانمندسازی سپاه و آمادهسازی گروههای متحد برای حملات گسترده از هرمز تا دریای سرخ استفاده کرده است. این یعنی هرگونه محاسبهٔ دشمن مبنی بر امنیت پایگاههای خود در منطقه، از این پس با غافلگیریهای راهبردی روبرو خواهد شد.
خبرنگار: آیندهٔ تنگهٔ هرمز را در افقِ پیشِ رو چگونه میبینید؟
سید محسن امرایی: آیندهٔ هرمز، در گروِ تحولاتِ بزرگتری است که فراتر از این آبراه معنا پیدا میکنند. جنگِ فرسایشیِ ششماهه، نشان داده که آمریکا تواناییِ تحمیلِ ارادهٔ خود بر ایران را ندارد. از سوی دیگر، ایران با اتکا به معماری غیرمتمرکز دفاعی و راهبرد جنگ نامتقارن، به یکی از ده قدرت برتر سایبری و موشکی جهان تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، هرگونه تصمیم دربارهٔ هرمز، در بسترِ یک توافقِ جامع معنا پیدا میکند. توافقی که در آن، نه فقط مسائلِ هرمز، بلکه کلِّ مناسباتِ ایران و آمریکا — از برنامهٔ هستهای تا تحریمها و نقشِ منطقهای — موردِ بازنگری قرار گیرد. تا آن زمان، هرمز بسته خواهد ماند و آمریکا با واقعیتی تلخ مواجه خواهد شد: این آبراه، خطِّ مقدمِ پایانِ هژمونیِ واشنگتن در غرب آسیاست. آنچه امروز در هرمز رقم میخورد، نه یک بحران موقت، که زلزلهای در بنیانهای راهبرد جهانی آمریکا است که پیامدهای آن برای سالها در معادلات قدرت جهان باقی خواهد ماند.
سخن پایانی
خبرنگار: سخن پایانی شما با مخاطبان؟
سید محسن امرایی: ملتِ شریفِ ایران بدانند که در یک رویاروییِ تاریخی و سرنوشتساز قرار داریم. ترامپ و تیمِ او با ادعاهایِ پوچ و توخالی، نه تنها نمیتوانند ارادهٔ ملت ایران را خم کنند، بلکه هر روز بیش از پیش، رسوایی و شکستِ خود را به نمایش میگذارند. تنگهٔ هرمز، این آبراهِ حیاتی، با اتکا به توانمندیهایِ نیروهایِ مسلح و پشتیبانیِ مردمی، در امنیتِ کامل قرار دارد.
هرگونه تهدید یا ادعایِ واهی، با پاسخِ کوبنده و قاطع مواجه خواهد شد. قرارگاهِ بینالمللیِ سازندگیِ اباصالح (عج) نیز بهعنوان یک نهادِ مردمی و جهادی، در کنارِ سایرِ نیروهایِ انقلابی، آمادهٔ پشتیبانی از هرگونه اقدام برای حفظِ حاکمیت و عزتِ ایرانِ اسلامی است. راه ما، راهِ عزت و استقلال است و در این مسیر، هیچ قدرتی توانِ شکستِ ارادهٔ ملتِ ایران را ندارد.















































