مهمترین خبرها
چرا تنگه هرمز در قلب معادلات امنیتی و مذاکرات منطقهای قرار دارد؟
فهرست مطالب
آمریکا به خوبی میداند که بخش مهمی از انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی در آن، تنها اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه بازارهای جهانی، متحدان واشنگتن و حتی اقتصاد آمریکا را نیز با شوک مواجه میکند. به همین دلیل، واشنگتن همواره تلاش کرده است حضور نظامی خود را در خلیج فارس با عنوان «حفظ آزادی کشتیرانی» توجیه کند.
اما از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مسئله تنها عبور کشتیها نیست. تنگه هرمز بخشی از عمق راهبردی ایران و یکی از مؤلفههای بازدارندگی ملی است. کشوری که هزاران کیلومتر ساحل در شمال خلیج فارس دارد، نمیتواند نسبت به امنیت این آبراه بیتفاوت باشد. از همین رو، ایران بارها اعلام کرده است که امنیت خلیج فارس باید به وسیله کشورهای منطقه تأمین شود، نه با حضور قدرتهای فرامنطقهای.
نکته مهم آن است که تنگه هرمز، معادلات مذاکرات را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه نشان داده است که هر زمان آمریکا تصور کرده میتواند با فشار حداکثری، تحریم و تهدید نظامی، ایران را وادار به عقبنشینی کند، اهمیت راهبردی هرمز نیز بیش از گذشته در محاسباتش نمایان شده است. دلیل آن روشن است؛ کشوری که بر یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان اشراف دارد، صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه بخشی از معادلات امنیت انرژی جهان را در اختیار دارد.
در سالهای اخیر، برخی تحلیلها تلاش کردهاند قدرت ایران را صرفاً در چارچوب توان نظامی یا برنامه هستهای تعریف کنند؛ در حالی که یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی، جغرافیا است. جغرافیایی که نه قابل تحریم است، نه قابل انتقال و نه قابل حذف. تنگه هرمز، مهمترین نماد این مزیت ژئوپلیتیکی است.
از این منظر، یکی از خطاهای راهبردی آن است که تصور شود همه ابزارهای قدرت ایران به میز مذاکره خلاصه میشود. واقعیت آن است که مذاکره زمانی برای طرف مقابل معنا پیدا میکند که ایران از مؤلفههای قدرت خود، از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی، توان بازدارندگی، انسجام داخلی و ظرفیتهای اقتصادی برخوردار باشد. در غیر این صورت، مذاکره به جای آنکه ابزاری برای تأمین منافع ملی باشد، به عرصهای برای افزایش مطالبات طرف مقابل تبدیل خواهد شد.
شاید به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره بر حفظ اقتدار ملی، تقویت توان بازدارندگی و اتکا به ظرفیتهای داخلی تأکید کردهاند. در این منطق، تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ نماد جایگاه راهبردی ایران در منطقه و یادآور این حقیقت است که امنیت خلیج فارس، بدون نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران، نه پایدار خواهد بود و نه قابل تضمین.
امروز نیز هرگونه تحلیل درباره آینده روابط ایران و آمریکا، بدون در نظر گرفتن جایگاه تنگه هرمز، تحلیلی ناقص خواهد بود. این آبراه، تنها مسیر عبور نفت نیست؛ گذرگاه اقتدار ایران است. اقتداری که هرچه بر پایه قدرت ملی، وحدت داخلی و بازدارندگی هوشمند استوارتر باشد، توان کشور را برای دفاع از منافع ملی، چه در میدان و چه در عرصه دیپلماسی، افزایش خواهد داد.
اما از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مسئله تنها عبور کشتیها نیست. تنگه هرمز بخشی از عمق راهبردی ایران و یکی از مؤلفههای بازدارندگی ملی است. کشوری که هزاران کیلومتر ساحل در شمال خلیج فارس دارد، نمیتواند نسبت به امنیت این آبراه بیتفاوت باشد. از همین رو، ایران بارها اعلام کرده است که امنیت خلیج فارس باید به وسیله کشورهای منطقه تأمین شود، نه با حضور قدرتهای فرامنطقهای.
نکته مهم آن است که تنگه هرمز، معادلات مذاکرات را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه نشان داده است که هر زمان آمریکا تصور کرده میتواند با فشار حداکثری، تحریم و تهدید نظامی، ایران را وادار به عقبنشینی کند، اهمیت راهبردی هرمز نیز بیش از گذشته در محاسباتش نمایان شده است. دلیل آن روشن است؛ کشوری که بر یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان اشراف دارد، صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه بخشی از معادلات امنیت انرژی جهان را در اختیار دارد.
در سالهای اخیر، برخی تحلیلها تلاش کردهاند قدرت ایران را صرفاً در چارچوب توان نظامی یا برنامه هستهای تعریف کنند؛ در حالی که یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی، جغرافیا است. جغرافیایی که نه قابل تحریم است، نه قابل انتقال و نه قابل حذف. تنگه هرمز، مهمترین نماد این مزیت ژئوپلیتیکی است.
از این منظر، یکی از خطاهای راهبردی آن است که تصور شود همه ابزارهای قدرت ایران به میز مذاکره خلاصه میشود. واقعیت آن است که مذاکره زمانی برای طرف مقابل معنا پیدا میکند که ایران از مؤلفههای قدرت خود، از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی، توان بازدارندگی، انسجام داخلی و ظرفیتهای اقتصادی برخوردار باشد. در غیر این صورت، مذاکره به جای آنکه ابزاری برای تأمین منافع ملی باشد، به عرصهای برای افزایش مطالبات طرف مقابل تبدیل خواهد شد.
شاید به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره بر حفظ اقتدار ملی، تقویت توان بازدارندگی و اتکا به ظرفیتهای داخلی تأکید کردهاند. در این منطق، تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ نماد جایگاه راهبردی ایران در منطقه و یادآور این حقیقت است که امنیت خلیج فارس، بدون نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران، نه پایدار خواهد بود و نه قابل تضمین.
امروز نیز هرگونه تحلیل درباره آینده روابط ایران و آمریکا، بدون در نظر گرفتن جایگاه تنگه هرمز، تحلیلی ناقص خواهد بود. این آبراه، تنها مسیر عبور نفت نیست؛ گذرگاه اقتدار ایران است. اقتداری که هرچه بر پایه قدرت ملی، وحدت داخلی و بازدارندگی هوشمند استوارتر باشد، توان کشور را برای دفاع از منافع ملی، چه در میدان و چه در عرصه دیپلماسی، افزایش خواهد داد.