چرا نسخه قدیمی اصلاح‌طلبان برای رابطه با آمریکا دوباره بی‌اثر شده است
چرا نسخه قدیمی اصلاح‌طلبان برای رابطه با آمریکا دوباره بی‌اثر شده است
هر بار که فشار خارجی، تحریم یا تنش با آمریکا تشدید می‌شود، یک جریان سیاسیِ خاص در ایران، همان نسخه‌ی آشنا را روی میز می‌گذارد: «مذاکره مستقیم با آمریکا برای کاهش هزینه‌ها». این نسخه که بیش از همه از سوی طیفی از اصلاح‌طلبان تکرار می‌شود، در بزنگاه‌های سیاسی و اقتصادی به‌عنوان راه‌حل اصلی معرفی می‌گردد. اما پیام اخیر رهبر معظم انقلاب در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، با تأکید بر «عزت ملی»، «بی‌اعتمادی به دشمن بدعهد» و «تکیه بر توان داخلی»، پاسخ صریحی به این رویکردِ فرسوده داده است؛ رویکردی که مشکلات کشور را به «گره‌گشایی از خارج» پیوند می‌زند و در عمل، چیزی جز وابستگی و خوش‌بینیِ بی‌نتیجه به بار نیاورده است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزهایی که برخی از چهره‌های سیاسیِ اصلاح‌طلب، بار دیگر بر ضرورت «مذاکره با آمریکا» پای می‌فشارند، پیام رهبر معظم انقلاب در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، چارچوبی روشن و صریح برای فهمِ درست از ماهیت جبهه‌ی مقابل ارائه کرده است. پیامی که نه بر پایه‌ی احساسات، که بر اساس تجربه، واقع‌بینی و شناختِ عمیق از دشمنِ بدعهد استوار است و خط‌کشی دقیق میان «دیپلماسی عزتمندانه» و «وابستگیِ روانی به غرب» را ترسیم می‌کند.


یک نسخه‌ی تکراری برای یک بیماریِ کهنه

در فضای سیاسی ایران، هرگاه موضوع فشار خارجی، تحریم یا تنش با آمریکا پررنگ می‌شود، یک جریان سیاسیِ خاص، همان نسخه‌ی آشنا را روی میز می‌گذارد: «کاهش هزینه‌ها از مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا». این نسخه، بیش از همه از سوی طیفی از اصلاح‌طلبان و نیروهای نزدیک به آنان تکرار شده و همچنان نیز در بزنگاه‌های سیاسی و اقتصادی، به‌عنوان راه‌حل اصلی معرفی می‌شود.

این جریان، به‌جای بازخوانی صادقانه‌ی تجربه‌ی گذشته، همچنان می‌کوشد مسئله‌ی آمریکا را به مسئله‌ی اصلی کشور تبدیل کند؛ گویی همه‌ی ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و منطقه‌ای ایران معطلِ چراغِ سبزِ واشنگتن است. در حالی که واقعیت‌های میدانی خلاف این را نشان می‌دهد. امروز جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از حوزه‌های راهبردی، از قدرت بازدارندگی دفاعی تا نفوذ منطقه‌ای و از پیشرفت‌های علمی تا زیرساخت‌های فناورانه، بر پایه‌ی اتکا به درون و عبور از شرطی‌سازی خارجی به دستاورد رسیده است. این همان منطقی است که رهبر انقلاب بارها بر آن تأکید کرده‌اند: «پیشرفت کشور نباید به تصمیم دشمن گره بخورد.»

تجربه‌ای که تکرار نمی‌شود

تجربه‌ی چند دهه‌ی گذشته، به‌ویژه در پرونده‌ی هسته‌ای، به‌خوبی نشان داده است که آمریکا نه‌تنها شریک قابل‌اعتمادی برای توافق نیست، بلکه اساساً از مذاکره به‌عنوان ابزار فشار، امتیازگیری و محدودسازی قدرت ایران استفاده می‌کند. در چنین شرایطی، اصرار بر بازتولید دوگانه‌های کاذبی چون «مذاکره یا جنگ» و «توافق یا فروپاشی» چیزی جز انحراف افکار عمومی از راه‌حل‌های واقعی نیست.

نکته‌ی ظریف اما مهم این است که برخی اصلاح‌طلبان، عملاً مذاکره با آمریکا را به یک «راهبرد هویتی» بدل کرده‌اند؛ راهبردی که با هر شکست نیز دست از آن نمی‌کشند، زیرا بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، متکی بر نوعی دلبستگی سیاسی و ذهنی به نظم غربی است. در مقابل، نگاه انقلابی، مذاکره را یک «ابزار» در کنار سایر ابزارها می‌داند، نه کلید جادوییِ حل همه‌ی مشکلات. تفاوتِ اساسیِ نگاهِ انقلابی با نگاهِ غرب‌گرایانه، همین‌جاست.

پیام ۱۸ تیر؛ خط‌کشیِ نهایی

پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را باید از این منظر نیز خواند که کشور در مقطعِ حساسی قرار دارد و بیش از هر زمان دیگری به انسجام داخلی، اعتماد به ظرفیت‌های ملی و پرهیز از ارسالِ پیامِ ضعف نیازمند است. در چنین شرایطی، هرگونه القای «نیاز فوریِ ایران به توافق با آمریکا»، عملاً در زمینِ دشمن بازی کردن است.

آمریکایی‌ها زمانی عقب‌نشینی می‌کنند که «اقتدار»، «ثبات» و «اراده‌ی ملیِ ایران» را ببینند، نه زمانی که در داخل کشور عده‌ای با بزرگ‌نماییِ مشکلات، نسخه‌ی تسلیم در برابر فشار را تجویز کنند. رهبر انقلاب در این پیام، بر «حفظ عزت ملی» و «تکیه بر توان داخلی» تأکید کردند و هرگونه اتکا به دشمنِ بدعهد را خطابِ باطل خواندند. این، پاسخی صریح به همان رویکردی است که سال‌ها تلاش کرده مشکلات کشور را به «گره‌گشایی از خارج» پیوند بزند.


جمع‌بندی؛ راهِ آینده، نه در انتظارِ دشمن، که در اراده‌ی ملت

امروز مسئله‌ی اصلیِ کشور، بازگشت به تجربه‌های آزموده و پرهزینه نیست. مسئله‌ی اصلی، تقویت اقتصاد درون‌زا، فعال‌سازی دیپلماسی متوازن، خنثی‌سازی تحریم‌ها و حفظ وحدت ملی در برابر جنگ ترکیبیِ دشمن است. اصلاح‌طلبان اگر واقعاً دغدغه‌ی منافع ملی دارند، باید به‌جای تکرارِ کلیشه‌های فرسوده درباره‌ی آمریکا، نسبت خود را با تجربه‌ی تلخِ اعتماد به غرب روشن کنند. افکار عمومی دیگر به‌سادگی نمی‌پذیرد که همان نسخه‌ای که دیروز نتیجه‌ای جز بدعهدی و فشارِ بیشتر نداشت، امروز ناگهان به راهِ نجات تبدیل شده باشد.

بر اساس منطقِ پیامِ اخیرِ رهبر انقلاب، آینده‌ی ایران نه در انتظارِ لبخندِ دشمن، که در «اراده‌ی ملت»، «قدرتِ نظام» و «اعتماد به ظرفیت‌های داخلی» ساخته می‌شود. این همان حقیقتی است که برخی هنوز نمی‌خواهند بپذیرند؛ حقیقتی که بیش از هر زمانِ دیگری، نیازمندِ تبیینِ عقلانی و میدانی برای افکار عمومی است.