مقدمه
لحظهی تاریخی کنونی را باید «پساجنگ از نوع سوم» نامید؛ نقطهی عطفی که در آن، آتش تهاجم نظامی فروکش کرده، اما باز تعریف مرزهای قدرت و امنیت، حالا در سطح ادراک و روایت جریان دارد. ایران در شرایطی نفس میکشد که سه ضلع یک بحران مداوم ــ تحریم اقتصادی فلجکننده، عملیات روانی بیسابقه، و پروژهی تحریف رسانهای جهانی ــ همچنان بر پیکر جامعه سایه انداخته است. در میانهی این غبارِ شبههافکنی، یک مفهوم راهبردی به دستور کار قطعی نظام تبدیل شد که حالا در دوران پساجنگ، نقشی محوریتر یافته است: «جهاد تبیین».
روزهایی که ترسیم نقشهی شناختی مردم هدف قرار گرفته، حضرت آیتالله خامنهای با فرمان صریح جهاد تبیین، این عرصه را خط مقدم مقابله با دشمن نامیدند و آن را نه صرفاً یک توصیهی اخلاقی، که یک فریضهی قطعی و فوری خواندند. این گزارش تلاش میکند تا زوایا و ضرورت این راهبرد سرنوشتساز را در میانهی طوفان بیصدای دشمن و در شرایطی که بهگفتهی خود غربیها «سیاست فشار حداکثری شکست خورده»، بررسی کند.
۱. تولد یک فریضه: جهاد تبیین، ضرورتی فراتر از گفتمان
برای درک عمق راهبردی جهاد تبیین، ابتدا باید به فلسفهی وجودی این فرمان از نگاه صادرکنندهی آن نگاه کرد. در شرایطی که دشمن عرصهی نبرد را از خاکریزهای فیزیکی به میدان باورها و محاسبات ذهنی کشانده، حضرت آیتالله خامنهای در تاریخ ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۰، تعریف جدیدی از تکلیف ملی ارائه کردند: ««جهاد تبیین» یک فریضه است. «جهاد تبیین» یک فریضهی قطعی و یک فریضهی فوری است و هر کسی که میتواند [باید اقدام کند]». این جمله، روح یک مانور دفاعی-تهاجمی تمامعیار در برابر تهاجم شناختی بود. تأکید بر «فوریت» در این فرمان بدان معناست که زمان، عنصری حیاتی است و لحظهای تعلل میتواند منجر به تصرف فرصت توسط موج دروغپراکنی دشمن شود.
ایشان در تبیین چرایی این فریضه، به عملیات پنهان دشمن در فضای مجازی اشاره میکنند: «جوان امروزی اهل تحلیل است… دشمن هم میفهمد که چشم و گوشِ جوانِ امروز باز است… چه کار میکند؟ دشمن که بیکار نمیماند؛ دشمن برای اینکه این حالت جوان ما را خنثی کند، شروع میکند محتوای ذهنی برای جوان درست کردن؛ این حجم عظیم دروغها در شبکههای مجازی به خاطر این است… اینکه من مدام میگویم جهاد تبیین، برای این است. محتوا را شما درست کنید… قبل از اینکه دشمن، محتوای غلط و انحرافی و دروغ درست کند، شما محتوای دارای حقیقت و صحیح را درست کنید».
این منطق روشن میگوید که جهاد تبیین، پیشدستی در میدان نبرد روایتهاست؛ ابتکار عملی که اجازه نمیدهد ذهن جامعه به میدان مین القائات دشمن تبدیل شود. رهبر انقلاب در ترسیم عمق تاریخی این جهاد، از الگوی قرآنی یاد میکنند: «وظیفهی خواص این است: در مواقع لازم، باید تردیدافکنی و شکآفرینی دشمن را خنثی کنند و [مسائل را] تبیین کنند… خواص باید صریح باشند، باید با صراحت حرف بزنند، باید شبههها را از ذهنها زایل کنند، دوپهلو و دوگونه و تردیدآمیز حرف نزنند».
۲. میدان نبرد پساجنگ؛ از تحریم تا تحریف
وارد شدن به دوران «پساجنگ» به معنای پایان تهدیدها نیست، بلکه صرفاً تغییر شکل آن است. رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که طرح دشمن، به زانو درآوردن ملت ایران از طریق تلفیق «محاصره اقتصادی» و «جنگ شناختی» است. ایشان با اشاره به فشارهای اقتصادی بیسابقه که از سوی خود آمریکاییها نیز به عنوان سنگینترین تحریمهای تاریخ اعتراف شده، خاطرنشان میکنند چگونه ملت ایران این محاصره را به فرصتی برای جهش تبدیل کرد: «ما پیشرفتهایی پیدا کردهایم… و همهی این پیشرفتها در دوران تحریم بود، در دوران محاصرهی اقتصادی بود، در دوران شدیدترین فشارهای اقتصادی… آمریکاییها گفتند که فشار اقتصادیای که روی ایران گذاشتیم، در طول تاریخ بیسابقه است… در چنین شرایطی ملّت ایران پیشرفت پیدا کرد. در حوزهی علم پیشرفت پیدا کرد، در حوزهی فنّاوری پیشرفت پیدا کرد، در بعضی از حوزههای علمی در ردیفهای اوّل دنیا قرار گرفت».
اما دشمن، ناکامی خود در میدان اقتصاد و نظامی را با عملیات روانی عظیم ترمیم میکند. در چنین بزنگاهی، جهاد تبیین نه فقط یک انتخاب، که تنها راه خنثیسازی «تحریف» است. رهبر انقلاب اسلامی، میدان نبرد را اینچنین ترسیم کردهاند: «در این جهادی که وجود دارد، در این جنگ بیامانی که وجود دارد بین اسلام و کفر، بین حق و باطل، بین روایت دروغ و حقیقت -این جنگی است بین اینها- ما در کجای این جبهه قرار داریم و حضور داریم؟». این جمله بهویژه برای دوران کنونی حیاتی است؛ جایی که دشمن با آتشبسِ نظامی، آتش جنگِ رسانهای را شعلهورتر کرده است.
۳. شکست روایت دروغ؛ اعترافاتی از آن سوی میدان
جذابترین فراز تحلیل کارآمدی جهاد تبیین، نتیجهی عینی آن است: شکست عملیات روانی دشمن و عقبنشینی روایتسازان غربی. طوفان بیصدای دشمن که بیش از دو سال است با هدف فروپاشی روحیه و القای شکست در بستر شبکههای اجتماعی میوزد، اکنون با چنان افشاگریهایی در سطح بینالمللی روبرو شده که تحلیلگران رسانهای آن را «بنبست استراتژی وارونهنمایی» مینامند. گزارشها در خبرگزاری صداوسیما حاکی از آن است که «روایتهای خلاف واقع رئیس جمهور آمریکا در جریان جنگ تحمیلی سوم، سوژه کاربرانی از کشورهای مختلف شده که کاربران آن را عملیات روانی شکست خورده میدانند».
اما شاید تکاندهندهترین سند، اعتراف صریح استیو ویتکاف، نمایندهی ویژهی دونالد ترامپ باشد. ویتکاف در مصاحبه با فاکس نیوز، پرده از استیصال روانی کاخ سفید برداشت و اعتراف کرد که ترامپ نه تنها نتوانسته ایرانیان را تسلیم کند، بلکه از اینکه ملت ایران تحت آن حجم از قدرت نظامی و فشار اقتصادی حاضر به عقبنشینی نشده، «متحیر» است. این اعتراف بزرگ، اثبات عملی صحت فرمان رهبری در خصوص فوریت جهاد تبیین است؛ چرا که همین صراحت و روایت صادقانه از توانمندیها و پیشرفتهای کشور توسط مردم و نخبگان بوده که توانسته «محتوای صحیح» را جایگزین دروغپراکنی دشمن کند و امروز جهان شاهد اعتراف و عقبنشینی جبههی مقابل باشد.
۴. امیدآفرینی؛ موتور محرکه جهاد تبیین در پساجنگ
گام نهایی و تکمیلکنندهی جهاد تبیین، تزریق امید واقعبینانه به جامعهای است که آماج بمباران یأس است. رهبر انقلاب در تبیین راهبردی خود، بُعد «امیدآفرینی» را به موازات روشنگری قرار دادهاند. ایشان در دیدار با مداحان با اشاره به جنگ رسانهای دشمن فرمودند: «در جنگ رسانهای میان ما و دشمن، در این پیکار و کارزار فرهنگی و رسانهای که وجود دارد بین جمهوری اسلامی و بین دشمنان، صدای رسای مدّاحان انقلابی کارساز بود… امروز هم ما با جبههی وسیع دشمن مواجه هستیم؛ آن روز صدای رسای شما خیلی کار کرد، امروز هم باید کار کند». این بیانات نشان میدهد که دایرهی مأموریت جهاد تبیین، محدود به پاسخگویی منفعلانه به شبهات نیست، بلکه باید با طراحی یک جریان امیدبخش و پیشرونده، سرمایهی اجتماعی و اعتماد به آینده را بازسازی کند.
«جهاد تبیین»، خنثیکنندهی توطئهی چندوجهی دشمن است. این جهاد، آنچنان که از دلِ نقلقولهای مستقیم رهبر انقلاب اسلامی برمیآید، یعنی پیشدستی در روایتسازی، تکیه بر حقیقت به عنوان سلاحی کاریتر از موشکهای نقطهزن، و ایمان به این گزاره که تقابل امروز، پیش از آنکه بر سرِ خاک و اقتصاد باشد، بر سرِ ذهنها و قلبهاست. ما اکنون در سرزمینِ پساجنگ ایستادهایم و ملت ایران، همانطور که صراحتاً مشاهده میشود، در این نبرد روایتها نهتنها تسلیم نشده، بلکه طرف مقابل را به اعتراف به شکست واداشته است. این دقیقاً همان ثمرهی جهاد فریضهای است که رهبری بر آن تأکید کردند.















































