هرمز در مرکز سه‌گانه فرسایش برای آمریکا
هرمز در مرکز سه‌گانه فرسایش برای آمریکا
دونالد ترامپ می‌گوید «کنترل کامل» تنگه هرمز در دست آمریکاست. اما داده‌های ردیابی کشتی‌ها روایت دیگری دارند: روز سه‌شنبه، تنها ۱۴ فروند کشتی از این آبراه عبور کردند؛ رقمی که کمتر از یک‌دهم سطح پیش از جنگ است. در سوی دیگر اقیانوس، بازرس کل پنتاگون از فرسودگی شدید پایگاه‌های نظامی آمریکا در اقیانوس آرام هشدار داده است؛ پایگاه‌هایی که برای بازدارندگی در برابر چین حیاتی‌اند، اما با زنگ‌زدگی، کپک و سقف‌های فروریخته دست‌به‌گریبان‌اند. از خلیج‌فارس تا اقیانوس آرام، یک حقیقت آشکار می‌شود: واشنگتن در دامِ سه‌گانه‌ای گرفتار آمده که در آن، جنگ در غرب آسیا، امنیت انرژی جهان و بازدارندگی در شرق دور، هم‌زمان در حال فرسایش است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های آمریکایی و غربی در روزهای اخیر، تصویری قابل‌تأمل از پیامدهای تحولات منطقه ارائه می‌دهند؛ تصویری که در آن، آثار یک بحران منطقه‌ای به مرزهای غرب آسیا محدود نمانده و به زیرساخت‌های نظامی آمریکا در اقیانوس آرام، امنیت انرژی خلیج‌فارس و جایگاه تنگه هرمز در معادلات جهانی کشیده شده است.

🔻 یک: آمارها علیه ادعاها؛ شکاف میان روایت و واقعیت در هرمز

تناقض میان ادعاهای واشنگتن و واقعیت میدان، در تنگه هرمز به اوج خود رسیده است. وال‌استریت‌ژورنال با استناد به داده‌های ردیابی کشتی‌ها گزارش داده که روز سه‌شنبه، تنها ۱۴ فروند کشتی از این آبراه عبور کردند؛ در حالی که پیش از جنگ، روزانه به‌طور میانگین ۱۳۰ کشتی از تنگه هرمز تردد می‌کردند. تردد در ژوئیه به طور متوسط روزانه ۲۶ کشتی و در ژوئن ۳۳ کشتی بود.‌

نکته قابل‌تأمل، افزایش چشمگیر هزینه‌های بیمه است. به‌گفته وال‌استریت‌ژورنال، هر سفر دریایی در این منطقه، بین ۳ تا ۱۰ میلیون دلار هزینه بیمه اضافی دارد. این هزینه‌ها، بسیاری از نفتکش‌ها را مجبور کرده یا خاموشی سیستم‌های ردیابی را انتخاب کنند یا برای دریافت مجوز عبور به نیروی دریایی سپاه پاسداران مراجعه نمایند.

با این حال، بلومبرگ در تحلیلی به این نکته اشاره کرده که ممکن است تحلیلگران حجم واقعی نفت عبوری از هرمز را کمتر از مقدار واقعی برآورد کرده باشند. لکه‌های نفتی مشاهده‌شده در منطقه، نشان از نبردی پنهان دارد: از یک سو ایران تلاش می‌کند تنگه را بسته نگه دارد و از سوی دیگر، برخی بازیگران در تلاش برای حفظ جریان عبور نفت هستند.

🔻 دو: فرسایش در دو جبهه؛ از خلیج‌فارس تا اقیانوس آرام

در حالی که تنگه هرمز به نقطه‌ی کانونی تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده، جبهه‌ی دیگری در شرق دور در حال فرسایش است. بازرس کل پنتاگون در گزارشی هشدار داده که تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر اقیانوس آرام در وضعیت نگران‌کننده‌ای از زوال و فرسودگی قرار دارند.

بر اساس بازرسی از ۱۱ تأسیسات آمریکایی در منطقه، مشکلاتی همچون زنگ‌زدگی، سوراخ‌های دیوارها، ریزش سقف‌ها و وجود کپک و آزبست شناسایی شده است. پایگاه هوایی کادنا در ژاپن که یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های هوایی آمریکا در منطقه به شمار می‌رود، در وضعیت نامساعدی قرار دارد. این گزارش هشداردهنده در حالی منتشر می‌شود که واشنگتن به‌دنبال «تمرکز راهبردی بر چین» و تقویت بازدارندگی در برابر پکن است؛ اما فرسودگی زیرساخت‌ها، این راهبرد را با چالش جدی مواجه کرده است.

🔻 سه: سه‌گانه فرسایش؛ هرمز، قلبِ مثلث بحران

تنگه هرمز به نقطه‌ی تلاقی سه معادله‌ی راهبردی تبدیل شده است:

۱. قدرت ایران و بازدارندگی: ایران با مدیریت هوشمندانه بر این آبراه، توانسته است هزینه‌های تقابل را برای آمریکا و متحدانش به شدت افزایش دهد. کاهش تردد کشتی‌ها از ۱۳۰ به ۱۴ فروند در روز، نشان‌دهنده‌ی کارآمدی این راهبرد است.

۲. امنیت انرژی جهان: تنگه هرمز پیش از جنگ، روزانه حدود یک‌پنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان را منتقل می‌کرد. کاهش ۹۰ درصدی تردد,افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۱۱۱ دلار در هر بشکه و اعمال سهمیه‌بندی سوخت در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، همگی نشان از عمق تأثیر این بحران بر اقتصاد جهانی دارد.

۳. محدودیت‌های راهبردی آمریکا: واشنگتن هم‌زمان با درگیری در غرب آسیا، با فرسودگی زیرساخت‌های نظامی خود در اقیانوس آرام و افزایش هزینه‌های بازدارندگی در برابر چین مواجه است. بلومبرگ گزارش داده که ترامپ به مشاوران خود گفته است برای یک محاصره دریایی طولانی‌مدت در هرمز آماده شوند، اما این راهبرد، منابع نظامی آمریکا را در دو جبهه به طور هم‌زمان تحت فشار قرار می‌دهد.


جمع‌بندی: هرمز، آزمونی برای معمای راهبردی آمریکا

تنگه هرمز در این میان به نقطه‌ی تلاقی سه معادله تبدیل شده است: قدرت ایران، امنیت انرژی و محدودیت‌های راهبردی آمریکا. اینجاست که مشخص می‌شود در سیاست بین‌الملل، گاهی یک آبراه باریک می‌تواند وزن بسیار بزرگی در معادلات قدرت جهانی پیدا کند.

واقعیت این است که تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ این تنگه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و هرگونه نااطمینانی درباره وضعیت آن می‌تواند محاسبات بازارهای جهانی را تغییر دهد. از همین رو، کشورهای منطقه و مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی در جهان، بیش از هر چیز به دنبال ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و کاهش ریسک درگیری هستند.

در این میان، برای آمریکا یک تناقض راهبردی شکل گرفته است. واشنگتن از یک سو باید منابع و توجه خود را برای رقابت بلندمدت با چین حفظ کند و از سوی دیگر، در غرب آسیا با بحرانی مواجه است که می‌تواند هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را افزایش دهد. اگر هم‌زمان زیرساخت‌های نظامی آمریکا در اقیانوس آرام نیازمند بازسازی باشند و تحولات غرب آسیا نیز منابع و توان واشنگتن را درگیر کند، مفهوم «تمرکز راهبردی بر چین» با یک چالش جدی مواجه خواهد شد.

مجموعه گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که هرگونه تصمیم درباره ایران و خلیج‌فارس، برای واشنگتن دیگر یک محاسبه ساده نظامی نیست؛ بلکه تصمیمی با پیامدهای هم‌زمان در شرق آسیا، بازار انرژی و امنیت متحدان منطقه‌ای آمریکا است. آنچه امروز در هرمز رقم می‌خورد، نه یک بحران موقت، که زلزله‌ای در بنیان‌های راهبرد جهانی آمریکا است که پیامدهای آن برای سال‌ها در معادلات قدرت جهان باقی خواهد ماند.