همسر شهید: ۲۳ سال عاشقانه
خانم نفیسه کرمانی، همسر شهید، در سال ۱۳۷۹ با علی آقا ازدواج کرد و ۲۳ سال عاشقانه همدیگر را دوست داشتند. او دانشجوی مامایی بود و بعد از ازدواج به خواسته خودش در خانه ماند و چهار دختر تربیت کرد.
همسر شهید میگوید: با اینکه غم دلتنگی نبود همسرم بسیار سخت است، ولی خوشحال هستم که شوهرم به آرزوی دیرینهاش که همان شهادت بود رسید.
چهار دختر در چهار مناسبت
ثمره این ازدواج چهار دختر است که هر کدام در یک مناسبت زیبا به دنیا آمدهاند:
- فاطمه: ۲۸ مرداد ۱۳۸۴، روز ولادت امیرالمؤمنین علی(ع)
- زهرا: ۱۵ آذر ۱۳۸۸، همزمان با عید غدیر
- صالحه: ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، روز میلاد حضرت ابوالفضل(ع)
- زینب: ۷ اسفند ۱۴۰۲، ۴۰ روز بعد از شهادت پدر، همزمان با ولادت امام زمان(عج)
خصوصیات اخلاقی
همسر شهید درباره او میگوید: علی آقا خیلی مهربان، اخلاقمدار، متواضع و خوشبرخورد بود. یادم نمیآید که از ایشان تندخویی دیده باشم. خیلی تعهد کاری داشت، بسیاری از مواقع اضافهکاری میایستاد و بعضی وقتها دو سه ساعت بیشتر از وقت معمول هم کار میکرد.
اهل مطالعه بود، مخصوصاً کتابهای دینی و تاریخی را زیاد مطالعه میکرد. در سوریه هم با اینکه بسیار سرشلوغ بودند، مطالعه کتاب را فراموش نمیکرد. این اواخر مشغول مطالعه کتاب نصایح اخلاقی عرفانی امام خمینی(ره) بود.
رفاقت با شهید سعید کریمی
شهید آقازاده با شهید سعید کریمی که در کنار هم شهید شدند، خیلی رفیق بود. همسر شهید میگوید: بارها از علی آقا شنیدم که میگفت: آقا ابراهیم (سعید کریمی) خیلی بوی شهادت میدهد و اگر شهید شود من خیلی شرمنده خانوادهاش میشوم و اصلاً نمیتوانم در چشم خانوادهاش نگاه کنم.
عکس با حاج قاسم
عکس معروف شهید با حاج قاسم سلیمانی را خود حاج قاسم پیشنهاد داد. همسر شهید تعریف میکند: در جلسهای همسرم مسئلهای را مطرح کرد که باعث ناراحتی حاج قاسم شد و در جلسه، حاج قاسم با علی آقا به نوعی دعوا کرد. جلسه که تمام شد حاج قاسم آمد پیش همسرم و به علی آقا گفت: حرفت نشانه دغدغهات است. بعد همدیگر را بغل کردند و بوسیدند و حاج قاسم گفت: پس بیا عکس هم بگیریم.
فعالیت در سوریه
شهید از سال ۱۳۹۲ به سوریه رفت و تقریباً از ابتدای جنگ سوریه حضور داشت. خانواده حدود دو سال و نیم همراه ایشان در سوریه زندگی کردند. همسر شهید میگوید: احساس کردم اگر ما سوریه باشیم هم برای آرامش خودم و علی آقا بهتر است و هم برای کارشان.
بنیانگذار تیپ زینبیون
دختر شهید، فاطمه آقازاده، میگوید: پدرم از کودکی عاشق شهدا بود چون برادر بزرگترش و عموی بزرگم شهید دفاع مقدس بودند. سالها در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد در تفحص شهدا بودند و شروعکننده تفحص شهدا در دانشگاه امام حسین(ع) بودند. بعد از شهادتش فهمیدیم جزء بنیانگذاران تیپ زینبیون هم بودند. اسم جهادی پدرم علی محمودوند بود که اسم رفیق شهیدش در تفحص شهدا را به عنوان اسم جهادی خودش انتخاب کرده بود.
شهادت
در روز شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۲، شهید در حمله تروریستی اسرائیل به دمشق به همراه سه مستشار دیگر (شهید حجتالله امیدوار، شهید حسین محمدی و شهید سعید کریمی) به شهادت رسید.
همسر شهید تعریف میکند: ما فردای روزی که علی آقا به شهادت رسید قرار بود به ایران برگردیم، به خاطر همین یک مهمانی کوچک خداحافظی با تعدادی از خانوادههای ایرانی که سوریه بودند گرفته بودم. خانمهایی که آمدند خانه ما اول به روی خودشان نیاورده بودند ولی کمکم به من گفتند… آن لحظاتی که مطلع شدم که علی آقا بالاخره به آرزوی دیرینهاش رسیده، با اینکه خیلی ناراحت بودم ولی خوشحال شدم که شوهرم به آن چیزی که میخواست رسید.
دختر شهید: پدرم بهترین پدر بود
فاطمه، دختر اول شهید، میگوید: پدرم برخلاف خیلی از مردان که شاید خشک هستند، کوه احساس و عاطفه بود و خیلی اهل ذوق بود. با اینکه موقع تصمیمگیری اهل منطق بود ولی در عین حال بسیار با عاطفه و با محبت بود. اگر در دو جمله کوتاه پدرم را توصیف کنم، پدرم بهترین پدر برای چهار دختر و بااخلاصترین و گمنامترین سردار بود.
مزار
پیکر مطهر شهید در گلزار شهدای علیبنجعفر(ع) در قم به خاک سپرده شد.















































