مسیری که در آن، عشق از خیابان به افلاک رفت
مسیری که در آن، عشق از خیابان به افلاک رفت
تهران، دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵. خورشید، گویی با شرم از تاباندن در این روز دشوار، پشت پرده‌ای از مه و غم پنهان شده بود. از ساعات ابتدایی صبح، خیابان‌های پایتخت، از میدان امام حسین تا میدان آزادی، به کریدوری از اشک و عشق تبدیل شد؛ کریدوری که در آن، میلیون‌ها انسان، با قلبی آکنده از اندوه و دلی لبریز از ارادت، برای آخرین بار، پیکر پدر را بدرقه کردند. این، روایتِ وداعی است که در آن، یک ملت، با تمامِ وجود، «بله»یِ خود را به راهی که او رفت، فریاد زد.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، مراسم تشییع پیکر مطهر «قائد شهید امت»، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه)، و شهدای خانوادهٔ ایشان، شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، شهید سیده بشریٰ خامنه‌ای، شهید زهرا حداد عادل و شهید زهرا محمدی گلپایگانی، از صبح امروز در تهران آغاز شد. این وداع، پس از دو روز مراسمِ بی‌وقفه در مصلای امام خمینی(ره)، به اوجِ خود رسید و حماسه‌ای آفرید که رسانه‌های جهان را به تحسین واداشت.

 از سحرگاه مصلی تا میدان آزادی؛ روایتی از یک حماسه

آیین وداع با پیکر مطهر، از ساعت ۶ بامداد روز شنبه، ۱۳ تیر، در مصلای امام خمینی(ره) آغاز شده بود. درهای مصلی، پیش از زمان اعلام‌شده، به روی عزادارانی گشوده شد که از شامگاه جمعه در اطراف آن چشم به راه بودند. فضای مصلی، با نوای دلنشین قرآن، مرثیه‌سرایی و حضور گسترده اقشار مختلف مردم از سراسر کشور، حال و هوایی معنوی به خود گرفته بود.

صبح یکشنبه، ۱۴ تیر، نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید و خانوادهٔ ایشان، به امامت آیت‌الله جعفر سبحانی، در مصلای تهران اقامه شد. در آن لحظه، صدای تکبیر یک ملت که در یک لحظه نفس‌هایشان را در سینه حبس کرده بودند، در فضای میان بهشتی و مطهری طنین‌انداز شد. میلیون‌ها انسان، در یک صف و با یک نیت، سر بر آستانِ پروردگار نهادند و آخرین نماز را بر پیکرِ کسی خواندند که تمام عمر، در راهِ عزتِ آنان، نمازِ عشق به جای آورده بود.

 تشییعی که تهران را لرزاند

روز دوشنبه، ۱۵ تیر، مراسم تشییع از میدان امام حسین(ع) آغاز شد و خودروی حامل پیکر مطهر، مسیری ۱۲ کیلومتری را از شرق تا غرب تهران، از میدان انقلاب تا میدان آزادی، پیمود. میلیون‌ها نفر، با وجود گرمای طاقت‌فرسای تابستان، در کنار خیابان‌ها صف کشیدند و با چشمانی اشک‌آلود، پیکرِ پدر را بدرقه کردند. تصاویر هوایی از میدان آزادی، سیل جمعیتی را به نمایش گذاشت که پیش‌بینی می‌شد به ۲۰ میلیون نفر در سراسر کشور برسد. تردد بیش از ۳ میلیون نفر در متروی تهران تا ساعت ۲۱، گواهی بر این حضورِ بی‌سابقه بود.

در مسیر تشییع، شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «لبیک یا حسین» در هم آمیخته بود. برخی بنرها، به فارسی و انگلیسی، شعارِ «خون می‌ریزد» را بر سینه داشتند و تصاویر ترامپ و نتانیاهو، در میان جمعیت، هدفِ خشم و انزجارِ میلیونی بود. سردار حسن حسن‌زاده، رئیس ستاد برگزاری مراسم، تأکید کرد که این رویداد تا ساعت ۱۷ ادامه خواهد یافت و هیچ عجله‌ای برای پایان آن وجود ندارد تا همه زائران بتوانند در این فضای معنوی شرکت کنند.

 نگاهِ جهان؛ از تحیر تا تأیید

رسانه‌های بین‌المللی، این رویداد را با نگاه‌های متفاوتی پوشش دادند، اما همگی بر عظمتِ آن تأکید کردند. سی‌ان‌ان، مصلای تهران را «غرق در اشک و فریاد «انتقام»» توصیف کرد و این مراسم را «پیامی سرکش به ترامپ» خواند که ثابت کرد نظامِ سیاسیِ ایران، با وجودِ جنگ و شهادتِ رهبر، پایدار است. رویترز از «انبوه عزاداران» و پیکر مطهر با پرچم ایران و عمامهٔ سیاهِ رهبر شهید گزارش داد. گاردین، حضور میلیون‌ها نفر را «نمایشی از قدرتِ ملی و پیامِ “هرگز تسلیم” به جهان» توصیف کرد. خبرگزاری فرانسه نیز با اشاره به برآورد حضور ۱۵ تا ۲۰ میلیون عزادار، این رویداد را «بزرگ‌ترین مراسم تشییع در تاریخ ایران» خواند.

 حرف آخر؛ وداعی که آغازِ یک مسیر بود

ساعت ۱۷، مراسم تشییع در تهران به پایان رسید و پیکر مطهر، پیش از اذان مغرب، تهران را به مقصد قم ترک کرد. چراغ‌های مصلی، در پایان مراسم وداع، خاموش شد و حاضران، با نوحه «خداحافظ آبروی دو عالم»، آخرین وداع را با پدر رقم زدند.

اما این وداع، پایان نبود. پیکر مطهر، در روزهای پس از آن، در قم، نجف، کربلا و مشهد تشییع شد و در مشهد، در جوارِ حرمِ مطهرِ امام رضا(ع)، آرام گرفت. آنچه در این روزها رخ داد، نه یک تشییعِ معمولی، که پایانِ روایتِ انزوای ایران بود. دشمنانِ این ملت، با تمامِ توانِ رسانه‌ای و نظامیِ خود، به میدان آمده بودند؛ اما با «تمدنِ عزت» مواجه شدند؛ تمدنی که در برابرِ قدرتِ مادی، با قدرتِ معناییِ خود قد علم کرد.

رهبری رفت به سلامت، اما راهی که او ترسیم کرد، با میلیون‌ها قدمی که در این روزها در خیابان‌های تهران، قم، مشهد و نجف برداشته شد، تداوم یافت. این، بزرگ‌ترین پیروزیِ او بود؛ پیروزیِ یک مکتب که با رفتنِ معمارش، نه تنها فرو نریخت، که با عزمی راسخ‌تر، به مسیرِ خود ادامه داد.