به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین المللی سازندگی اباصالح (عج)، یک تحلیل جامع از محتوای منتشرشده درباره حضور تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، که روی ۶ سکوی داخلی (ایتا، روبیکا، بله) و خارجی (تلگرام، ایکس، اینستاگرام) انجام شده، ابعاد یک جنگ تمامعیار روایتها را آشکار ساخته است.
بر اساس این گزارش، در مجموع ۲۸ هزار و ۴۷۲ مطلب با بیش از ۷۱ میلیون بازدید در این شش سکو منتشر شده است. سکوهای داخلی با ۱۹ هزار و ۱۰۰ مطلب و ۳۳ میلیون بازدید، سهم بیشتری در تولید محتوا داشتند، اما سکوهای خارجی با ۹ هزار و ۳۷۲ مطلب، ۳۸ میلیون بازدید را به خود اختصاص دادند که نشان از دامنه گستردهتر تأثیرگذاری شبکههای خارجی دارد.
🔹 روایت سکوهای داخلی؛ غرور، مقاومت و وحدت ملی
در فضای مجازی داخلی، ۸۲ درصد مطالب رویکردی مثبت به گفتمان جمهوری اسلامی داشتهاند و تنها ۶ درصد محتوا منفی ارزیابی شده است. پنج محور اصلی این روایت عبارت بودهاند از: حمایت همهجانبه از تیم ملی با شعار «تا پای جان برای ایران» و پویش «میناب ۱۶۸» برای یادبود شهدای کودک مدرسه شجره طیبه؛ افشای ناراحتی رسانههای معاند مانند ایراناینترنشنال از حضور ایران در جام جهانی؛ استقبال از شعار برادرانه مکزیکیها که گفتند «برادر ایرانی، تو مکزیکی هستی»؛ تحلیل افول هژمونی آمریکا با استناد به اظهارات اندیشمندان آلمانی؛ و انتقاد از کارشکنیهای آمریکا در صدور ویزا و عدم پرداخت درآمد بلیطها.
تحلیل احساسات (پلاچیک) روی محتوای داخلی نشان میدهد که ۳۴ درصد از احساسات، غرور ملی و شادی از حضور مقتدرانه ایران بوده است. ۲۶ درصد خشم از تحریمهای آمریکا و توهینهای رسانههای معاند و جنایات رژیم صهیونیستی در میناب و لبنان ثبت شده. ۱۸ درصد همبستگی با ملتهای مکزیک، فلسطین و کشورهای مسلمان، ۱۲ درصد انتظار برای پیروزی تیم ملی و صعود تاریخی، و ۱۰ درصد اندوه شهدای میناب با شعار «میناب ۱۶۸» سایر مؤلفههای احساسی را تشکیل دادهاند.
🔹 روایت سکوهای خارجی؛ تحریم روانی و مشروعیتزدایی
در سوی مقابل، فضای مجازی خارجی به شدت معاند عمل کرده است. ۷۹ درصد مطالب رویکردی منفی به جمهوری اسلامی داشتهاند و تنها ۱۰ درصد محتوا مثبت ارزیابی شده است. محورهای اصلی این جبهه عبارت بوده از: ترویج گسترده پرچم شیر و خورشید به عنوان نماد هویت ملی علیرغم ممنوعیت فیفا؛ فراخوان تحریم تیم ملی و تجمعات اعتراضی در شهرهای آمریکا و اروپا با شعار «تیم واقعی ایران مردم هستند نه جمهوری اسلامی»؛ بزرگنمایی پروندههای امنیتی مانند بازداشت رشید مظاهری برای القای سرکوب در ورزش؛ نسبت دادن جنایات جنگی آمریکا به ایران (مانند ماجرای میناب) با هدف تغییر افکار عمومی؛ و تحلیل توافق آتشبس با آمریکا به عنوان «توافق جام جهانی» برای خرید زمان.
تحلیل احساسات روی محتوای خارجی نشان میدهد که ۴۲ درصد احساسات، خشم از جمهوری اسلامی و تلاش برای ابزار قرار دادن جام جهانی علیه نظام بوده است. ۲۲ درصد القای غم و اندوه از وضعیت زندانیان سیاسی و کشتههای اغتشاشات دیماه، ۱۴ درصد ترس از موفقیت تیم ملی و مشروعیتبخشی به جمهوری اسلامی، ۱۲ درصد انزجار از سیاستهای جمهوری اسلامی و ۱۰ درصد تعجب از حضور موفق ایران در آمریکا با وجود جنگ و تحریمها، سایر مؤلفهها را تشکیل دادهاند.
❓ شبههای که باطل شد؛ تیم ملی نماینده کیست؟
در سکوهای خارجی، به ویژه ایکس و تلگرام، شبههای به طور گسترده تکرار شد: «تیم ملی ایران نماینده ملت نیست، بلکه نماینده رژیم است». این شبهه که توسط کانالهای وابسته به سلطنتطلبان و ایراناینترنشنال طرح شد، هدفی جز القای ناکارآمدی و مشروعیتزدایی از نظام با تفکیک مردم از حاکمیت نداشت. اما اظهارات مکرر مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی، و دیگر بازیکنان مبنی بر «بازی برای همه مردم ایران» و همچنین استقبال گسترده داخلی از تیم، این روایت را کاملاً باطل کرد.
🧠 برداشت راهبردی؛ افول هژمونی آمریکا در افکار عمومی جهانی
این گزارش در پایان سه برداشت راهبردی را استخراج کرده است:
نخست، تفاوت دوگانه روایت داخلی و خارجی: فضای داخلی بر مقاومت، وحدت ملی و نمایش قدرت نرم جمهوری اسلامی متمرکز است، در حالی که فضای خارجی با استفاده از نمادهای تاریخی و پروندهسازی امنیتی، در پی مشروعیتزدایی و تحریم روانی تیم ملی است.
دوم، نقطه اشتراک راهبردی: هر دو طرف به اهمیت راهبردی جام جهانی به عنوان ویترین بینالمللی برای ایران اذعان دارند؛ اما داخل آن را فرصتی برای اقتدار و خارج آن را عرصهای برای فشار سیاسی میداند.
سوم، دستاورد کلان: علیرغم تمام هجمهها و کارشکنیهای میزبان (آمریکا) در صدور ویزا و بلوکه کردن درآمد بلیطها، تیم ملی ایران با شعار «میناب ۱۶۸» و حمایت مردمی، تصویری از ایران مقتدر و صلحجو به نمایش گذاشت. انعکاس شعار «برادر ایرانی تو مکزیکی هستی» و حمایت اندیشمندان آلمانی از ایران، نشانههای آشکار افول هژمونی آمریکا در افکار عمومی جهان است.














































