به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزهای پس از شهادت قائد شهید امت و تشییع باشکوهِ پیکرِ مطهرِ ایشان در ایران و عراق، تحلیلی راهبردی شکل گرفته است که در آن، تشییع میلیونی رهبر شهید، نقطهی عطفی در تاریخِ انقلاب اسلامی دانسته شده است؛ نقطهای که در آن، «گفتمانِ انقلاب اسلامی» نه فقط تثبیت، که با شهادتِ معمارِ خود، به یک «مکتب فکریِ چهارچوبدار و منسجم» تبدیل شده است.
برای بررسی ابعاد این تحول و آیندهی پیشِ رویِ ایرانِ جدید، با محسن امرایی، فرمانده قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح(عج) به گفتوگو نشستهایم.
سؤال: آقای امرایی! پس از شهادت رهبر انقلاب، ایران وارد چه مرحله جدیدی شده و چه تحولاتی در فضای اجتماعی کشور رخ داده است؟
امرایی: شهادت قائد شهید امت، ایران را وارد مرحلهای جدید کرد. آنچه در ماههای اخیر در خیابانهای ایران و سپس در تشییع میلیونیِ تهران، قم، مشهد و عراق رخ داد، یک رویدادِ صرفاً عاطفی نبود. این، تولد یک «ما»ی جدید بود. «ما»یی که پیشتر وجود داشت، اما نه بهاندازهی امروز یکپارچه و منسجم. مردم ما با حضورِ شبانهروزیِ خود در میادین و خیابانها، یک رفراندومِ عملی برای وفاداری به نظامِ ولایی برگزار کردند. این «ما»ی جدید، سرمایهای اجتماعی برای نظام سیاسی خلق کرده است که در آن، حتی کسانی که با برخی ایدهها زاویه داشتند، اینک به بازبینیِ نگاهِ خود وادار شدهاند.
سؤال: این «ما»ی جدید چه ویژگیهایی دارد و چه تفاوتی با گذشته دارد؟
امرایی: «ما»ی جدید، خطوط قرمزش را در چهارچوبِ حفاظت از منافعِ ملیِ ایران تعریف میکند. از اصول انقلاب عدول نمیکند، بلکه مدام آن را یادآوری میکند. تسلیم و مدارا مقابل دشمن را نمیپذیرد. در رأسِ آن، پیروی از امامتِ امت را مورد تأکید قرار میدهد. این «ما»ی جدید، به رهبر معظم فعلی و نظام حکمرانی اسلامی، توان و قدرتی مضاعف برای پاسداری از اصول انقلاب میدهد. ویژگیِ مهمِ این «ما»، عاملیتیابیِ آن است. مردمِ ما پس از شهادت، نه تنها در سوگِ پدر، که در مسیرِ تحققِ اهدافِ او، به عاملیتِ تاریخیِ خود دست یافتند.
سؤال: برخی تحلیلگران معتقدند که گفتمان رهبر شهید، به یک مکتب فکریِ مستقل تبدیل شده است. این موضوع را چگونه میبینید؟
امرایی: بهدرستی. آنچه در دوران ۳۷ ساله رهبریِ خامنهای شهید شکل گرفت، یک «ایسم» است؛ «خامنهایسم». یک مکتب فکریِ چهارچوبدار و منسجم که برای هر ساحت، رویداد و حوزهای برنامه دارد و راهحل دارد. تداومِ اتفاقات پس از شهادت ایشان و تأییدِ صدقِ گفتههایِ رهبرِ شهید، این ایدهی فکری را کاملتر و برجستهتر کرد. مواجهه با آمریکا و پیروزی در این نبرد، موجب شد که گفتمانِ انقلابِ ایران، مجدداً در سطحِ جهانی طرح شود و افکار عمومی را متوجهِ خود کند. امروز میتوانیم از «خامنهایسم» بهمثابه یک مکتبِ فکری و برگِ برندهی انقلابِ اسلامیِ ایران سخن بگوییم.
سؤال: یکی از مهمترین دستاوردهایِ پساشهادت، پیروزی بر نزاعِ سهجانبهای خوانده شده است که در درونِ حکمرانیِ ایران وجود داشت. توضیح میدهید؟
امرایی: در درونِ حکمرانیِ ایران، همواره نزاعی پنهان میان سه جریانِ فکری برقرار بود. لیبرالهایی که حیاتِ ایران را در اتصال به دهکدهی جهانی میدیدند و حاضر به عدول از برخی خطوطِ قرمز بودند؛ طیفی که بهدنبالِ تثبیتِ انقلاب با رفتارهایِ تند و بنیادگرایانه بود؛ و در سمتِ سوم، گفتمانِ رهبرِ شهید که نه به شیوهی اول و نه به سبکِ دوم، بلکه مسیری میانه و مبتنی بر اصولِ انقلاب را پیش گرفته بود. شهادتِ رهبرِ انقلاب، این خطکشی را شفافتر کرد. ثابت شد که حرکت در مسیرِ غرب، محکوم به شکست است و تندروی نیز راهِ درستِ مقاومت نیست. گفتمانِ خامنهایِ شهید، تنها راهی است که میتواند موجودیت و قویماندنِ ایران را تضمین کند.
سؤال: آیندهی این «ما»ی جدید و مکتبِ «خامنهایسم» را چگونه میبینید؟
امرایی: آینده از آنِ این گفتمان است. «ما»ی جدید، با تکیه بر مکتبِ فکریِ «خامنهایسم»، نه تنها از انقلابِ اسلامی پاسداری میکند، بلکه آن را در ترازِ یک مکتبِ فکریِ جهانی قرار میدهد. راهِ پیشِ رو، اگرچه سخت و پرپیچوخم است، اما راهِ موفق دیگری وجود ندارد. ایرانِ جدید، در سایهی این انسجام و این مکتبِ فکری، قدرتی مضاعف خواهد یافت و در مقابلِ تمامِ چالشها، ایستادگی خواهد کرد. مردمِ ما امروز، بیش از هر زمانِ دیگری، به آیندهای روشن امید دارند؛ چراکه میدانند «خامنهایسم» و «ما»ی جدید، تضمینکنندهی این آینده هستند.















































