واشنگتن اگزمینر، رسانهای در قلب پایتخت آمریکا، جملهای نوشته که باید آن را قاب گرفت: «شروط آمریکا آشکارا به معنای تسلیم شدن برای تهران است.» این تحلیل یک رسانه منتقد دولت نیست؛ صدایی از درون ماشین سیاستسازی واشنگتن است که اعتراف میکند آنچه پشت میز مذاکره گذاشته میشود، نه توافق، که اعلامیه تسلیم است.
بیبیسی انگلیسی، که کمتر میتوان آن را به جانبداری از ایران متهم کرد، تیتر تاریخیاش را با حسرت نوشت: «مذاکرات دو بار امیدها را برای تنشزدایی ایجاد کرد که هر دو بار با حملات آمریکا کمرنگ شد.» این روایت، تصویر روشنی از یک الگوی تکراری است: وقتی دیپلماسی به نقطه شکوفایی میرسد، ناگهان بمبها نازل میشوند. انگار کسی در واشنگتن از صلح میترسد.
نیویورک تایمز اما ریشهای تر میبینید؛ به سال ۲۰۱۸ و لحظهای که ترامپ از برجام خارج شد: «خروج از برجام بنیان اعتماد را نابود کرده است.» این فقط تحلیل سیاسی نیست، کالبدشکافی یک قتل است. قتل «اعتماد» به عنوان پایه هر مذاکرهای. وقتی کشوری توافقی را که امضایش پای آن است پاره میکند، چه تضمینی برای توافق بعدی باقی میماند؟ این پرسشی است که نیویورک تایمز بیپاسخ میگذارد، چون پاسخش تلختر از آن است که نوشته شود.
اما شاید صریحترین روایت از آناتولی ترکیه باشد؛ رسانهای که شرق و غرب را همزمان میبیند: «مذاکره صرفاً یک پوشش تاکتیکی برای خرید زمان جهت تقویت نظامی است، نه جستجوی صادقانه صلح.» این جمله، تیغی است که نقاب را میدرد. مذاکره به مثابه تاکتیک؛ نه برای توافق، که برای خریدن وقت. برای آماده شدن. برای حمله بعدی.
چهار رسانه، از چهار نقطه جهان، با چهار زاویه دید متفاوت، اما یک روایت واحد: مقصر بنبست، تهران نیست. این اجماع نادر در رسانههای بینالمللی، خود یک خبر است. خبری که شاید در هیاهوی جنگ گم شود، اما در تاریخ دیپلماسی جهان ثبت خواهد شد.















































