به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، مفهوم «شبهه» در اندیشه اسلامی، ریشهای عمیق در فلسفه آفرینش و فلسفه بعثت انبیاء دارد. مرحوم ملامحمدامین استرآبادی، محدث شیعی قرن یازدهم، با استناد به احادیث، به این نکته اشاره میکند که خداوند سبحان، حق و باطل را در هم آمیخت و در دست مردم نهاد. فلسفه بعثت انبیاء و اوصیاء نیز، جدا کردن این دو از یکدیگر بوده است. اگر امتزاج حق و باطل نبود، نیازی به پیامبران نمیبود. این، یک قانون تشریعی است که انسانها را در یک «امتحان دائمی» برای تشخیص حق از باطل قرار میدهد.
🔻 یک: شبههشناسی تاریخی؛ از «امام المشکین» تا «ویروس کرونا»
تاریخ اندیشه اسلامی، سرشار از نمونههای شبههافکنی و تردیدآفرینی است. فخر رازی، معروف به «امام المشکین»، با رویکرد نقادانه و بررسیهای موشکافانهاش، تشکیکات جدی در آرای فلاسفه پیشین مطرح کرد. علامه شهید مطهری در این باره میفرماید: «اگر چه فخر رازی شخصاً آرا و نظریات مثبت فیلسوفانه قابل توجهی نداشت، اما نظریات منفی و تشکیکات او در اصول مسلم فلاسفه تأثیر فراوانی در پیشرفت مسائل فلسفی داشته است.» از این منظر، شبهه اگر برای «کشف حقیقت» و «روشنی مطلب» باشد، بهمثابه پرسش و زمینهساز تعمیق معرفت است.
اما اگر شبهه برای «ایجاد تردید» باشد، چارهای جز مبارزه و پاسخ اقناعی بهموقع نیست، وگرنه از مرحله شبهه عبور کرده و «خلعت تردید» به خود میپوشد که از تن کندن آن پرزحمت خواهد بود. نمونه آن شبهه ابن کمونه در باب واجب الوجود است که مرحوم ملاصدرا پاسخ به آن را «رجم شیطان» نامیده است.
امروز اما با تفاوتی اساسی روبهرو هستیم. نسبت شبهات به یقینیات، نه تنها بیشتر شده، بلکه به دلیل پیشرفت فناوریهای اطلاعرسانی، سرعت و دامنه انتشار آن بهمراتب گستردهتر از گذشته است. رهبر شهید انقلاب اسلامی در هشداری عمیق، شبهه را به «موریانه» و «ویروس» تشبیه کردند و فرمودند که دشمن به این موریانهها دل بسته است؛ شبهات همچون ویروس کرونا، مسری هستند و پس از ورود، خارج شدنشان دشوار است.
🔻 دو: جنگ شناختی در میدان نبرد رمضان؛ عملیات شبههافکنی و تردیدآفرینی
اکنون که کشور در «جنگ رمضان» و شرایط حساس پساتفاهم به سر میبرد، این موضوع با دستورکار ویژه در برنامههای جنگ روانی دشمن قرار گرفته است تا زمینه هجوم دیگر را فراهم نماید. در چنین شرایطی، هرگونه اظهارنظر، گمانهزنی، رقابتهای حزبی و بیحاصل، میتواند به ابهامآفرینی و تشویش افکار عمومی منجر شود.
نمونههای عینی این شبههافکنی را در روزهای اخیر بهوضوح میتوان مشاهده کرد:
-
کسانی که تفاهمنامه اخیر ترک جنگ را با ایجاد شبهه و تردید تا سطح انکار رساندند و وقت تجمعات را صرف این امور کردند، درواقع و دانسته یا نادانسته، دست به تخریب زدند و به کشور خدمت نکردند.
-
کسانی که در عملکرد قوا و خاصه قوه مجریه، با وجود حمایت و تأکید رهبری، شبههافکنی میکنند، در حال تضعیف سرمایه اجتماعی و تقویت جبهه دشمن هستند.
-
کسانی که بدون رعایت ملاحظات، خواهان نشر وصیتنامه رهبری هستند، در واقع بدون توجه به مصالح ملی، شبههپراکنی میکنند.
دشمن، با بهرهگیری از بسترهای مجازی، با هجوم بیرحمانه خود، قصد شکار حقایق دینی، تاریخی و ملی ملت ایران را دارد و جامعه هدف آنان، نسل جوان فاصلهگرفته از مبادی انقلاب است. «بیجهت نبود که رهبر شهید همواره دغدغه شبهات را داشت.»
🔻 سه: راهکار راهبردی؛ جهاد تبیین و صیانت از یقینات
پاسخ به این هجمهی همهجانبه، در «جهاد تبیین» خلاصه میشود. رهبر شهید انقلاب اسلامی با صراحت، وظیفه خواص را در این میدان ترسیم کردند: «وظیفه خواص این است که در مواقع لازم، باید تردیدافکنی و شکآفرینی دشمن را خنثی کنند و تبیین کنند. جهاد تبیین را جدی بگیرید، شبههزدایی از ذهن مخاطبین را جدی بگیرید.»
این تبیین، باید بر پایه اصول زیر استوار باشد:
۱. بصیرتافزایی: تقویت قدرت تشخیص حق از باطل در میان مردم، بهویژه نسل جوان.
۲. پاسخگویی بهموقع و اقناعکننده: با تکیه بر منطق، استدلال و مستندات، و با زبانی ساده و قابلفهم برای عموم.
۳. شفافیتسازی: با بهروزرسانی اطلاعات رسمی و جلوگیری از خلا اطلاعاتی که بهانهای برای شایعهپراکنی میشود.
۴. افشای شگردهای دشمن: نشان دادن اینکه دشمن دقیقاً چگونه از شبهات برای تفرقهافکنی و تضعیف روحیه ملی استفاده میکند.
💎 جمعبندی؛ جامعه امروز بیش از هر زمان به وحدت، آرامش و تمرکز بر جنگ نیاز دارد
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد، آرامش، همدلی و تمرکز بر مسئله اصلی کشور که جنگ و دفاع است، نیاز دارد. هر اقدامی که بدون استناد به اطلاعات رسمی و رعایت جهات امنیت ملی و وحدت ملی، افکار عمومی را به سمت گمانهزنی سوق دهد و خوراک جنگ روانی دشمن را تأمین کند، کاری بس عبث و مضر است. در مقطع حساس کنونی، روایت واحد از صحنه، حفظ سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام ملی، ضرورتی است که نباید قربانی شبههافکنیهای بیفایده و مضر شود.
«اگر در امتزاج حق و باطل با دستسازهای بشر چیزی اضافه نشود، حال آنکه تجربه تاریخی نشان میدهد در هر عصر و زمانی، شبهات نسبت به یقینیات و حقایق و واقعیات وجود داشته و افزایش هم داشته است.» پس وظیفه امروز ما، ایستادگی در برابر این سیل شبهات با سلاح «جهاد تبیین»، «بصیرت» و «وحدت» است. همانگونه که مولوی در مثنوی فرموده است:
«تا نباشد راست کی باشد دروغ / آن دروغ از راست میگیرد فروغ»
ما باید «راست» را چنان روشن و ماندگار تبیین کنیم که «دروغ» و «شبهه»، دیگر نتوانند از آن فروغ بگیرند و ذهنها را تیره سازند.















































