رهبر انقلاب در دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای استان البرز، شوق به لقاء الله و احساس تکلیف دینی در میان رزمندگان دفاع مقدس را از جمله دهها ارزش و انگیزههای آن دوران برشمردند و با تاکید بر اینکه نباید گذاشت این انگیزهها خاموش شوند، افزودند: رفتاری که انسان از برخی دستگاههای فرهنگی و برخی دستگاههای مسئول مشاهده میکند، همت و تلاش برای انتقال ارزشهای دفاع مقدس را نشان نمیدهد.
انتقادی که مورد تأکید قرار گرفت، ناظر به یک حقیقت بنیادین و یک گلایه جدی از برخی مجموعههای فرهنگی کشور است. حقیقت نخست آن است که مجاهدت شهیدان ما برخاسته از احساسات زودگذر نبود؛ آنان میدان نبرد را همانند نمازِ واجب تلقی میکردند و مقابله با دشمن را تکلیف الهی میدانستند. این معنا، هم تربیت انسان مؤمن را شکل میدهد و هم راهبرد حرکت یک جامعه انقلابی را. امام بزرگوار ما فرمودند پنجاه سال عبادت کردید، خدا قبول کند؛ یک وصیتنامه شهید را هم بخوانید. این سخن یعنی شهیدان در چند شب، راهی را پیمودند که بزرگان دین در سالها مجاهدت طی میکردند. پرسش اصلی اینجاست که آیا ما حقیقت دین را چنین جامع دیدهایم؟ آیا دشمنشناسی را تکلیف شرعی دانستهایم؟ آیا جهاد در برابر دشمن را بر عبادتهای فردی مقدم شمردهایم و بر اساس همین منطق عمل کردهایم؟
گلایهای که مطرح شد نیز از همینجا ناشی میشود که برخی دستگاههای فرهنگی نتوانستهاند این حقیقت روشن و اصیل را به نسل امروز منتقل کنند. اما نکته مهمتر آن است که برخلاف تصور سطحی برخی، نسل جوان امروز نسلی مؤمن است؛ زیرا در برابر سنگینترین هجمههای فرهنگی و رسانهای ایستاده است؛ هجمههایی که در گذشته سابقه نداشت. معیار دینداری، ظاهر نیست؛ مقاومت در برابر موانع است. جوانی که در این میدان سخت ایستادگی میکند -حتی اگر ظاهرش با نسلهای پیشین تفاوت داشته باشد- در حقیقت از آنان جلوتر است و در لحظه نیاز، در دفاع از کشور کوتاهی نخواهد کرد.
مشکل آنجاست که برخی مجموعههای فرهنگی این دو مبنا را درست نفهمیدهاند: یا از جوان امروز مأیوس شده و در گذشته متوقف ماندهاند، یا برای جذب او هویت اصیلش را نادیده گرفته و در ظاهر او متوقف شدهاند و ناخواسته بر آتش هجمههای فرهنگی دمیدهاند. هر دو مسیر خطاست.
جمعبندی روشن است: نخست آنکه باید دشمنشناسی و مقابله با دشمن را در شمار تکالیف شرعی و بلکه فراتر از آن دانست. دوم آنکه باید جوان امروز را با معیار مقاومت و تقوا سنجید، نه با برداشتهای سطحی و ظاهربینانه. اگر این دو مبنا درست فهم شود، مسیر و عملکرد دستگاههای فرهنگی نیز بهطور طبیعی اصلاح خواهد شد.
برخی دستگاههای فرهنگی همت و تلاش برای انتقال ارزشهای دفاع مقدس را ندارند
برچسب ها
مسیح کردستان؛ فرماندهای که امنیت را با مردم ساخت از تشکدوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
فرمانده جوانی که با ایمان و تدبیر، تاریخساز شد از رتبه چهارم کنکور تا فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) توسط شهید زین الدین
فرماندهای که نامش با اخلاص و شجاعت جاودانه شد شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آبهای دجله
از تشکدوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
۱ خرداد ۱۳۶۲، جاده مهاباد به نقده. در میان خاک و خون و مینهای به جا مانده از ضدانقلاب، خودروی حامل فرماندهای که میتوانست امنیت غرب کشور را با دل مردم بسازد، منفجر شد و محمد بروجردی، ملقب به «مسیح کردستان»، در ۲۹ سالگی به دیدار معبود شتافت. او که از تشکدوزی در محلههای جنوب شهر تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، با تدبیر و اخلاص، نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه کرد. مردی که معتقد بود «موضوع کردستان با درگیری حل نمیشود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت». این، روایت زندگی فرماندهای است که امنیت را با مردم ساخت.
از رتبه چهارم کنکور تا فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) توسط شهید زین الدین
۲۷ آبان ۱۳۶۳، جادههای کردستان. در میان کمینِ ناجوانمردانهی ضدانقلاب، فرماندهای که میتوانست پزشک شود، اما راهِ جهاد را برگزید، به همراه تنها برادرش، به دیدار معبود شتافت. مهدی زینالدین، آن نابغهی جوانی که در ۲۳ سالگی فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) را بر عهده گرفت و از او به عنوان «فاتح خیبر» یاد میشود، در ۲۵ سالگی پرکشید تا نامش برای همیشه در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شود.
شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آبهای دجله
۲۵ اسفند ۱۳۶۳، شرق دجله. در میان رگبار آتش و گرد و غبار نبرد، فرماندهای که با چفیهاش سنگرها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. مهدی باکری، آن مهندسِ جهادگری که از شهرداری ارومیه به خاکریزهای دفاع مقدس آمد و لشکر ۳۱ عاشورا را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۳۱ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید. اما پیکر او در آبهای دجله ماند تا نشان دهد که فرماندهانِ مکتبِ عاشورا، حتی در شهادت نیز، مسیری متفاوت از دیگران میپیمایند.
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
از تشکدوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
۱ خرداد ۱۳۶۲، جاده مهاباد به نقده. در میان خاک و خون و مینهای به جا مانده از ضدانقلاب، خودروی حامل فرماندهای که میتوانست امنیت غرب کشور را با دل مردم بسازد، منفجر شد و محمد بروجردی، ملقب به «مسیح کردستان»، در ۲۹ سالگی به دیدار معبود شتافت. او که از تشکدوزی در محلههای جنوب شهر تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، با تدبیر و اخلاص، نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه کرد. مردی که معتقد بود «موضوع کردستان با درگیری حل نمیشود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت». این، روایت زندگی فرماندهای است که امنیت را با مردم ساخت.
شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آبهای دجله
۲۵ اسفند ۱۳۶۳، شرق دجله. در میان رگبار آتش و گرد و غبار نبرد، فرماندهای که با چفیهاش سنگرها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. مهدی باکری، آن مهندسِ جهادگری که از شهرداری ارومیه به خاکریزهای دفاع مقدس آمد و لشکر ۳۱ عاشورا را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۳۱ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید. اما پیکر او در آبهای دجله ماند تا نشان دهد که فرماندهانِ مکتبِ عاشورا، حتی در شهادت نیز، مسیری متفاوت از دیگران میپیمایند.
شهید همت؛ از تدریس در کلاس درس تا فرماندهی در جزیره مجنون
۱۷ اسفند ۱۳۶۲، جزیره مجنون. در میان دود و آتش و گلولههای توپ، فرماندهای که با چفیهاش خاکریزها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. محمدابراهیم همت، آن معلمی که از کلاس درس به سنگرهای دفاع مقدس آمد و با اخلاص و شجاعت، لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۲۸ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید و نام خود را در زمرهٔ فرماندهان ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی ثبت کرد.
با شناخت، اخلاق و امید، منتظر واقعی شویم
در فرهنگ شیعه، انتظار فرج، تنها به دعا و آرزو محدود نمیشود؛ بلکه با شناخت، مسئولیتپذیری و تلاش برای گسترش حقیقت معنا پیدا میکند. از همین رو، بسیاری از اندیشمندان معاصر، مفهوم «جهاد تبیین» را به معنای کوشش برای روشنگری، پاسخگویی به شبهات، ترویج آگاهی و دفاع عقلانی از باورهای دینی مطرح کردهاند. اگر این مفهوم در چارچوب اخلاق، صداقت و احترام به کرامت انسان دنبال شود، میتواند یکی از جلوههای آمادگی فکری و فرهنگی برای جامعه منتظر باشد.
جبههی حق، با انسانهای صالح ساخته میشود، نه با تشریفات و شعارهای توخالی
عصر غیبت، عصر بیتکلیفی و خوابِ خوش نیست؛ عصر بیداری و مسئولیت است. برخی گمان میکنند که غیبتِ امامِ معصوم(ع)، به معنای تعطیلیِ تکلیف و رها شدنِ کاروانِ هدایت است. اما این، یک اشتباهِ راهبردی و چه بسا دامِ دشمن است. جبههی حق در این دوران، نه با یک فرمانِ ناگهانی، که با ارادهی انسانهای صالح، با ایمانِ آگاهانه و با عملِ صالح شکل میگیرد. این جبهه، امروز بیش از هر زمانِ دیگری، نیازمندِ «انسانهایی» است که در برابرِ طوفانِ شبهات، استوار بایستند و پرچمِ عدالت و کرامت را بر زمین نگذارند.
بازتاب و روندهای برجسته اقتصادی، انرژی، بانکی، بیمه و حملونقل کشور در ۲۴ تیر ۱۴۰۵
در رصد اقتصادی امروز، «افزایش قیمت نفت به ۸۳ دلار و کابوس ۸۰ دلاری ترامپ، توقف تقریبا کامل تردد در تنگه هرمز، عوارض ۲۰ درصدی ترامپ بر کشتیهای عبوری، کاهش قیمت ارز اربعین به ۱۱۹ هزار تومان، افزایش مجدد قیمت خودروهای سایپا، تسهیلات جدید گمرک برای ترخیص کالا، بدهی ۲ میلیارد دلاری عراق به ایران بابت گاز، و نیمی از ظرفیت خالی دامداریها با وجود واردات گوشت» به محور اصلی روایتهای اقتصادی و انرژی تبدیل شده است.
بازتاب و روندهای برجسته اقتصادی، انرژی، حملونقل، بانکی و امنیتی کشور در ۱۹ تیر ۱۴۰۵
در رصد اقتصادی امروز، «حملات گسترده آمریکا به زیرساختهای ریلی، بندری و نظامی ایران، اختلالات بانکی و بلوکه شدن سپردههای مردم، تداوم بحران بنزین در روسیه، پیشبینی کاهش قیمت نفت تا ۶۰ دلار، و تمهیدات صنعت بیمه و مناطق آزاد برای مراسم تشییع رهبر شهید» به محور اصلی روایتهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی تبدیل شده است.
آقا جان؛ اینجا میدانِ جهادِ اقتصادی برای ساختن ایران آینده است
در آستانه وداع با پیکر مطهر «قائد شهید امت»، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای، قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج) با انتشار نامهای سرگشاده، بر دو راهبردِ اساسیِ خونخواهی تأکید کرده است: خونخواهیِ بیرونی در میدانِ مقاومت، و خونخواهیِ داخلی در جبههٔ اقتصاد و جهادِ سازندگی. این نامه، میثاقی است با آرمانهایِ آن شهیدِ والامقام برای ساختنِ ایرانِ قدرتمند.
بازتاب و روندهای برجسته اقتصادی، انرژی، بیمه، اشتغال و منطقهای کشور در ۹ تیر ۱۴۰۵
در رصد اقتصادی امروز، «طرح ایران و عمان برای دریافت عوارض داوطلبانه از کشتیها در تنگه هرمز، تکذیب مذاکرات دوحه توسط ایران و جهش ۱۴.۶۵ دلاری قیمت نفت، صادرات ۵۰ میلیون بشکهای نفت ایران در دو هفته، هشدار نسبت به سونامی بیکاری ۷۰۰ هزار نفری در پی ناترازی برق، و جزئیات پوشش بیمه و سهمیه آرد ویژه مراسم تشییع رهبر شهید» به محور اصلی روایتهای اقتصادی تبدیل شده است.
بازتاب و روندهای برجسته اقتصادی، کشاورزی، انرژی، حملونقل و منطقهای کشور در ۹ تیر ۱۴۰۵
در رصد اقتصادی امروز، «ورود محمولههای جدید کالاهای اساسی و رفع نگرانی تأمین نهاده، افشای تخلف ۱۵۷ میلیون یورویی گروه صنایع شیر ایران، بازار ۲۰ میلیارد دلاری سوخت کشتیها در انتظار یک امضا، آغاز پروازهای تهران-دبی از فردا، ممنوعیت صادرات سویا و گرانی ۲.۵ برابری گوشت، توقف فعالیت دریایی قطر و ثبت دمای ۴۸.۶ درجه در زابل به عنوان گرمترین شهر جهان» به محور اصلی روایتهای اقتصادی تبدیل شده است.
از تشکدوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
۱ خرداد ۱۳۶۲، جاده مهاباد به نقده. در میان خاک و خون و مینهای به جا مانده از ضدانقلاب، خودروی حامل فرماندهای که میتوانست امنیت غرب کشور را با دل مردم بسازد، منفجر شد و محمد بروجردی، ملقب به «مسیح کردستان»، در ۲۹ سالگی به دیدار معبود شتافت. او که از تشکدوزی در محلههای جنوب شهر تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، با تدبیر و اخلاص، نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه کرد. مردی که معتقد بود «موضوع کردستان با درگیری حل نمیشود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت». این، روایت زندگی فرماندهای است که امنیت را با مردم ساخت.
از رتبه چهارم کنکور تا فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) توسط شهید زین الدین
۲۷ آبان ۱۳۶۳، جادههای کردستان. در میان کمینِ ناجوانمردانهی ضدانقلاب، فرماندهای که میتوانست پزشک شود، اما راهِ جهاد را برگزید، به همراه تنها برادرش، به دیدار معبود شتافت. مهدی زینالدین، آن نابغهی جوانی که در ۲۳ سالگی فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) را بر عهده گرفت و از او به عنوان «فاتح خیبر» یاد میشود، در ۲۵ سالگی پرکشید تا نامش برای همیشه در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شود.
شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آبهای دجله
۲۵ اسفند ۱۳۶۳، شرق دجله. در میان رگبار آتش و گرد و غبار نبرد، فرماندهای که با چفیهاش سنگرها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. مهدی باکری، آن مهندسِ جهادگری که از شهرداری ارومیه به خاکریزهای دفاع مقدس آمد و لشکر ۳۱ عاشورا را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۳۱ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید. اما پیکر او در آبهای دجله ماند تا نشان دهد که فرماندهانِ مکتبِ عاشورا، حتی در شهادت نیز، مسیری متفاوت از دیگران میپیمایند.
شهید همت؛ از تدریس در کلاس درس تا فرماندهی در جزیره مجنون
۱۷ اسفند ۱۳۶۲، جزیره مجنون. در میان دود و آتش و گلولههای توپ، فرماندهای که با چفیهاش خاکریزها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. محمدابراهیم همت، آن معلمی که از کلاس درس به سنگرهای دفاع مقدس آمد و با اخلاص و شجاعت، لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۲۸ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید و نام خود را در زمرهٔ فرماندهان ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی ثبت کرد.
با شناخت، اخلاق و امید، منتظر واقعی شویم
در فرهنگ شیعه، انتظار فرج، تنها به دعا و آرزو محدود نمیشود؛ بلکه با شناخت، مسئولیتپذیری و تلاش برای گسترش حقیقت معنا پیدا میکند. از همین رو، بسیاری از اندیشمندان معاصر، مفهوم «جهاد تبیین» را به معنای کوشش برای روشنگری، پاسخگویی به شبهات، ترویج آگاهی و دفاع عقلانی از باورهای دینی مطرح کردهاند. اگر این مفهوم در چارچوب اخلاق، صداقت و احترام به کرامت انسان دنبال شود، میتواند یکی از جلوههای آمادگی فکری و فرهنگی برای جامعه منتظر باشد.
نمایش غیرت و غیرتپذیری یوزهای ایرانی
در نخستین گام از رقابتهای جامجهانی ۲۰۲۶، تیم ملی فوتبال ایران در لسآنجلس آمریکا به مصاف نیوزیلند رفت و در دیداری حماسی، دو بار از پسِ گل زد و به تساوی ۲-۲ دست یافت. نمایشی از غیرت، وحدت و روحیه جهادی که بار دیگر ثابت کرد ملت ایران در سختترین شرایط هم هرگز تسلیم نمیشود.
روایت مقتدرانه ایران از میناب تا مکزیک
در حالی که آمریکا میزبان جام جهانی با کارشکنی در صدور ویزا و بلوکه کردن درآمد بلیطها، تلاش کرد حضور ایران را کمرنگ نشان دهد، یک گزارش راهبردی از ۶ سکوی داخلی و خارجی نشان میدهد: روایت «ایران مقتدر و صلحجو» با شعار «میناب ۱۶۸» و حمایت مردم مکزیک، بر پروژه تحریم روانی و مشروعیتزدایی دشمن غلبه کرد.
تحلیل راهبردی محتوای «جام جهانی ۲۰۲۶» در شش سکو در تاریخ ۲۳ خردادماه ۱۴۰۵
در رصد روزانه فضای مجازی، «شکاف عمیق روایتها میان سکوهای داخلی و خارجی پیرامون حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶» به محور اصلی تبدیل شده است. در سمت داخلی، محوریت با کارشکنیهای سیاسی آمریکا در صدور ویزا، نمایش اقتدار ملی با نمادهای فرهنگی (تخت جمشید، دماوند، یادمان شهدای میناب)، تدابیر امنیتی بیسابقه مکزیک و حمایت رئیس فیفا است. در سمت خارجی، رد مشروعیت تیم ملی به عنوان «تیم رژیم»، بهرهبرداری از جام جهانی برای یادآوری کشتههای اغتشاشات، تحلیلهای ژئوپلیتیک درباره آتشبس موقت و انتشار شایعات تحقیرآمیز (ویزای ساعتی، بازداشت ایمن حسین عراقی) قرار دارد.
افتخار ملی در آزتکا؛ از امنیت کمپ ایران تا شکست پروژه انزوای آمریکا
در رصد راهبردی محتوای جام جهانی 2026 در شش سکو در تاریخ 22 خردادماه، شکاف عمیقی میان روایت داخلی و خارجی دیده میشود؛ از یک سو پوشش گسترده پیروزی مقتدرانه مکزیک، امنیت بیسابقه کمپ ایران با ۳۰۰ نیروی گارد ملی، و پخش زنده از شبکه سه، و از سوی دیگر تلاش جریان معاند برای القای دوگانگی ملی با شایعات ممنوعیت پرچم شیر و خورشید و حذف سردار آزمون.
ماراتن کیش در سایه تحولات اجتماعی؛ ارزیابی پیامها، واکنشها و بازتابها
مسابقه ماراتن کیش تنها یک رخداد ورزشی نبود؛ این رویداد در سایه تحولات سالهای اخیر و افزایش حساسیتها نسبت به موضوعات فرهنگی و اجتماعی، به بستری برای شکلگیری روایتهای متفاوت، قرائتهای گاه متعارض و تحلیلهای چندلایه تبدیل شد و صفحات رسانهها را به میدان بازنمایی این اختلاف نگرشها بدل کرد.










































