اگر دشمن زبان توافق را نمی‌فهمد، چرا همچنان نسخه مذاکره تجویز می‌شود؟
اگر دشمن زبان توافق را نمی‌فهمد، چرا همچنان نسخه مذاکره تجویز می‌شود؟
تحولات اخیر یک سؤال جدی را پیش روی نخبگان سیاسی کشور قرار داده است؛ وقتی آمریکا هم در توافقات گذشته و هم در تعهدات اخیر، پایبندی لازم را نشان نداده، آیا تکرار همان مسیر می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت به همراه داشته باشد؟ پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» را می‌توان از همین زاویه بازخوانی کرد؛ پیامی که نه یک توصیه اخلاقی، که یک تغییر در معادله امنیت ملی است؛ معادله‌ای که می‌گوید: ضامن امنیت ایران، تعهد دشمن نیست؛ قدرت ایران است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، سال‌هاست که بخشی از فضای سیاسی کشور، هر بار با آغاز مذاکرات، این گزاره را تکرار می‌کند که «راه‌حل مشکلات از میز مذاکره می‌گذرد». نتیجه این نگاه، شکل‌گیری نوعی «انتظار سیاسی» در کشور بود؛ انتظاری که اقتصاد، بازار، سرمایه‌گذاری و حتی امید مردم را به نتیجه گفت‌وگوها گره زد. اما تجربه چه می‌گوید؟ تجربه می‌گوید هر زمان که ایران امتیازات خود را پیشاپیش روی میز گذاشت، طرف مقابل مطالبات تازه‌ای مطرح کرد. هر زمان که توافقی امضا شد، تضمینی برای اجرای آن وجود نداشت و هر زمان که ایران به وعده‌های آمریکا اعتماد کرد، با بدعهدی و فشارهای جدید مواجه شد.

از اعتماد به دشمن تا اعتماد به قدرت ملی

از همین رو، پیام رهبر انقلاب را باید پایان یک خطای محاسباتی دانست؛ خطای محاسباتیِ جایگزین کردن «اعتماد به دشمن» با «اعتماد به قدرت ملی». این پیام، ملت ایران را از نگاه منفعلانه به تحولات بین‌المللی خارج می‌کند و به جای انتظار برای تصمیم واشنگتن، نگاه‌ها را متوجه ظرفیت‌های داخلی، انسجام ملی و قدرت بازدارندگی می‌سازد. نکته مهم آن است که این پیام، مخالفت با دیپلماسی نیست؛ بلکه مخالفت با دیپلماسیِ «بدون پشتوانه قدرت» است. مذاکره زمانی ارزش دارد که نتیجه اقتدار باشد، نه جایگزین اقتدار. مذاکره‌ای که دشمن آن را فرصتی برای افزایش فشار بداند، نه تنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه هزینه‌های جدیدی نیز بر کشور تحمیل می‌کند.

تشییع؛ رفراندومی علیه دیپلماسی ضعف

در چنین شرایطی، تشییع میلیونی «شهید ایران» نیز معنایی فراتر از یک مراسم سوگواری پیدا می‌کند. این حضور گسترده، اعلام این واقعیت بود که ملت ایران، سرمایه امنیت و استقلال خود را در «ایستادگی» جست‌وجو می‌کند، نه در «وعده‌های قدرت‌هایی که سابقه نقض عهد دارند». مردم با حضور خود، به روشنی نشان دادند که راه آینده را در «بازدارندگی» می‌جویند، نه در «اعتمادسازی یک‌طرفه». این، پیامی قاطع به کسانی بود که هنوز نسخه‌های فرسوده را برای درمان بیماری‌های جدید تجویز می‌کنند.

مذاکره، ابزار است نه هدف

امروز، مسئله اصلی این نیست که «مذاکره انجام شود یا نشود»؛ مسئله اصلی آن است که راهبرد کشور نباید به مذاکره تقلیل پیدا کند. کشوری که امنیت، اقتصاد، پیشرفت علمی و آینده خود را به اراده طرف مقابل گره بزند، همواره در انتظار تصمیم دیگران خواهد ماند. اما کشوری که قدرت ملی را محور سیاست خود قرار دهد، حتی اگر روزی مذاکره کند، از موضع اقتدار مذاکره خواهد کرد. پیام رهبر انقلاب دقیقاً همین نقطه را برجسته می‌کند؛ جمهوری اسلامی برای حفظ عزت، امنیت و منافع ملی، بیش از هر چیز به «قدرت مردم»، «توان داخلی»، «بازدارندگی» و «استمرار راه شهیدان» نیاز دارد.


جمع‌بندی؛ تجربه، پاسخ سؤال را داده است

در این منطق، توافق ارزشمند است، اما تنها زمانی که طرف مقابل بداند هزینه نقض آن، بیش از هزینه پایبندی به آن خواهد بود. این همان درسی است که تجربه سال‌های گذشته و حوادث اخیر، بار دیگر پیش روی سیاست‌گذاران و افکار عمومی قرار داده است. سؤال «اگر دشمن زبان توافق را نمی‌فهمد، چرا همچنان نسخه مذاکره تجویز می‌شود؟» پاسخی روشن دارد: زیرا برخی هنوز از تجربه درس نگرفته‌اند و گمان می‌کنند که با تکرار یک نسخه‌ی شکست‌خورده، می‌توان به نتیجه‌ای جدید دست یافت. پیام رهبر انقلاب، پایان این توهم و بازگشت به منطقِ «قدرت» و «بازدارندگی» است؛ منطقی که ضامن عزت و امنیت ایران، در هر شرایطی، بوده و خواهد بود.