از فرسایش پاتریوت‌های عربستان تا شکل‌گیری ترتیبات جدید منطقه‌ای
از فرسایش پاتریوت‌های عربستان تا شکل‌گیری ترتیبات جدید منطقه‌ای
۳۸ روز؛ این مدت زمان کافی بود تا عربستان سعودی ۸۶ درصد از ذخایر راهبردی موشک‌های پاتریوت PAC-3 خود را در آتش جنگ با ایران بسوزاند. از ۲۸۰۰ موشک رهگیر، تنها حدود ۴۰۰ عدد باقی مانده است. این رقمِ خیره‌کننده، یک زنگ خطرِ راهبردی برای تمام کشورهایی است که امنیت خود را به خرید تسلیحات و چتر امنیتی واشنگتن گره زده‌اند. در همین حال، خدمه ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در آب‌های خلیج‌فارس، با جیره‌های غذایی نصف‌استکان برنج و کمبود امکانات اولیه، به مرز فروپاشی روحیه نزدیک می‌شوند. افولِ «چتر امنیتی» آمریکا در غرب آسیا، دیگر یک فرضیه نیست؛ واقعیتی است که با اعداد و ارقام، خود را بر صفحه معادلات منطقه حک می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، گزارش‌های اخیر رسانه‌های بین‌المللی و تحلیلگران منطقه‌ای، تصویری قابل‌تأمل از تغییر معادلات امنیتی غرب آسیا ارائه می‌دهند؛ تغییراتی که یک سوی آن به کاهش ذخایر دفاع موشکی کشورهای عربی و سوی دیگر آن به افزایش تردیدها درباره توانایی آمریکا برای تأمین امنیت متحدانش بازمی‌گردد.

🔻 نخست: ۳۸ روز تا ته کشیدن پاتریوت‌های عربستان

بر اساس گزارشی که رویترز به نقل از اندیشکده آمریکایی CSIS منتشر کرده، عربستان سعودی در جریان درگیری‌های اخیر با ایران، بخش قابل‌توجهی از رهگیرهای PAC-3 خود را مصرف کرده است. طبق این گزارش، عربستان در ۳۸ روز نخست جنگ، حدود ۲۴۰۰ فروند از ۲۸۰۰ موشک رهگیر موجود خود را شلیک کرده است. ذخایر این کشور از حدود ۲۳۳۰ موشک در ابتدای جنگ، به چیزی بین ۷۵۹ تا ۸۲۷ موشک در پایان ژوئیه کاهش یافته است.

اهمیت این موضوع فراتر از یک آمار نظامی است. سامانه‌های پدافندی برای ایجاد بازدارندگی طراحی شده‌اند، اما زمانی که سرعت مصرف رهگیرها از ظرفیت تولید و جایگزینی آنها پیشی بگیرد، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: در صورت تکرار حملات، آیا این کشورها همچنان از ظرفیت دفاعی کافی برخوردار خواهند بود؟ رویترز همچنین به کاهش ذخایر دفاع موشکی سایر کشورهای حوزه خلیج‌فارس اشاره کرده است.

🔻 دوم: ناو لینکلن؛ وقتی قدرت، در ساندویچ‌های نیم‌برنجی گم می‌شود

گزارش ایندیپندنت درباره مشکلات رفاهی خدمه ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» نیز از زاویه دیگری قابل‌توجه است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، روحیه و وضعیت جسمانی خدمه این ناو که در آب‌های خاورمیانه مستقر است، به‌شدت کاهش یافته است.

خدمه این ناو با مشکلات متعددی دست‌به‌گریبان هستند: جیره‌های غذایی محدود که گاهی تنها به نصف یک فنجان برنج و دو عدد تورتیلا خلاصه می‌شود,دوش‌های کپک‌زده، کمبود آب گرم، سرویس‌های بهداشتی از کار افتاده و عدم دسترسی به خدمات خشک‌شویی. یکی از بستگان خدمه هشدار داده است که پزشک کشتی تأکید کرده به‌زودی باید به بندر برسند، در غیر این صورت «افراد شروع به از دست دادن عقل خود خواهند کرد».

این مشکلات، اگرچه به‌تنهایی نمی‌تواند نشانه ضعف نظامی آمریکا تلقی شود، اما یادآور این واقعیت است که جنگ طولانی‌مدت فقط تجهیزات را فرسوده نمی‌کند؛ بلکه بر نیروی انسانی، روحیه و توان استمرار عملیات نیز اثر می‌گذارد. خانواده‌های نظامیان آمریکایی نیز در اعتراض به ادامه استقرار این ناو در منطقه، خواستار پایان هرچه‌سریعتر مأموریت آن شده‌اند.

🔻 سوم: از وابستگی به آمریکا تا «پیمان مکه»

در همین چارچوب، حرکت عربستان به سمت توافق‌های امنیتی جدید با پاکستان و ترکیه نیز معنای خاصی پیدا می‌کند. «پیمان دفاعی مشترک مکه» که روز جمعه ۱۶ مرداد میان سه کشور امضا شد، بر اساس آن «هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه همه تلقی خواهد شد».

تریثا پارسی، تحلیلگر ارشد مسائل غرب آسیا، در واکنش به این توافق نوشته است که بسیاری از روسای‌جمهور آمریکا وعده خروج نیروهای خود از خاورمیانه را داده‌اند، اما به دلیل اینکه متحدان منطقه‌ای خواهان رها کردن چتر امنیتی آمریکا نبودند، موفق نشده‌اند. او می‌گوید: «پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان، به نوعی نشانه رها کردن چتر امنیتی آمریکا توسط آنان است. و این، اتفاق خوبی است».

تحلیلگران پاکستانی نیز معتقدند که این پیمان سه‌جانبه می‌تواند نقش راهبردی آمریکا در غرب آسیا را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد. البته نباید در تحلیل این تحولات شتاب کرد. توافق امنیتی میان سه کشور الزاماً به معنای شکل‌گیری یک ائتلاف ضدایرانی نیست و هرگونه قضاوت درباره اهداف نهایی آن نیازمند بررسی دقیق مفاد توافق و رفتار آینده طرفین است. با این حال، نفس تلاش کشورهای منطقه برای متنوع کردن شرکای امنیتی خود، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در نگاه آنها به معماری امنیتی گذشته باشد.

🔻 چهارم: ایران و معمای تغییر ترتیبات منطقه‌ای

در این میان، برای جمهوری اسلامی ایران یک نکته بسیار مهم وجود دارد: تغییر ترتیبات امنیتی منطقه باید با هوشیاری کامل رصد شود. ایران نباید اجازه دهد هرگونه سازوکار جدید امنیتی به ابزاری برای محاصره سیاسی یا ایجاد ائتلافی علیه منافع ملی تبدیل شود؛ اما در عین حال، نباید هر تحول منطقه‌ای را نیز الزاماً یک تهدید مستقیم تلقی کرد.

همان‌گونه که رویترز در گزارشی جداگانه اعلام کرده، ذخایر موشکی کشورهای حوزه خلیج‌فارس به‌شدت کاهش یافته است. این واقعیت می‌تواند فرصتی برای بازتعریف معادلات قدرت در منطقه باشد؛ منطقه‌ای که در آن، امنیت پایدار با تکیه صرف بر قدرت خارجی ساخته نمی‌شود.


💎 جمع‌بندی؛ امنیت پایدار، با تکیه بر توان داخلی

آنچه امروز بیش از هر چیز آشکار شده، این است که نسخه قدیمی «امنیت در برابر وابستگی به آمریکا» با پرسش‌های جدی مواجه شده است. کشوری که سال‌ها میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات هزینه کرده، ممکن است در یک بحران واقعی با مسئله کمبود رهگیر روبه‌رو شود؛ کشوری که به چتر امنیتی آمریکا تکیه دارد، ممکن است در بزنگاه‌های حساس به دنبال شرکای جدید برود.

جنگ اخیر، اگر این گزارش‌ها درست باشد، یک پیام راهبردی مهم برای منطقه دارد: امنیت پایدار با تکیه صرف بر قدرت خارجی ساخته نمی‌شود. امنیت زمانی ماندگار خواهد بود که کشورهای منطقه، ضمن حفظ توان دفاعی مستقل، به سمت ترتیباتی حرکت کنند که در آن هیچ قدرت فرامنطقه‌ای نتواند امنیت یک کشور را به ابزار فشار بر کشور دیگر تبدیل کند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان بازدارندگی و دیپلماسی عزتمندانه، همواره بر این اصل تأکید داشته است که امنیت منطقه، تنها با همکاری کشورهای منطقه و بدون دخالت بیگانگان محقق خواهد شد.