اپوزیسیون و مسئله‌ای لاینحل به نام اتحاد
اپوزیسیون و مسئله‌ای لاینحل به نام اتحاد
شکاف دیرینه میان سلطنت‌طلبان و منافقین در نیمه دی‌ماه امسال به اوج رسید؛ جایی که درگیری‌های لفظی و فیزیکی در تجمعات خارج از کشور، جنگ رسانه‌ای بر سر شعارها و ویدیوهای جعلی و اتهام‌زنی‌های متقابل، چهره‌ای متفرق و ناکارآمد از اپوزیسیون خارج‌نشین را آشکار ساخت؛ رخدادی که بار دیگر نشان داد این جریان‌ها نه توان اتحاد دارند و نه برنامه‌ای واقعی برای اداره ایران.

عیان‌شدن شکاف در اپوزیسیون خارج‌نشین

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه سادات جهان، در نیمه اول دی‌ماه امسال، فضای مجازی شاهد موجی از هیاهو و ادعاهای پراکنده از سوی جریان‌های معاند نظام جمهوری اسلامی پیرامون اعتراضات معیشتی و اغتشاشات برآمده از آن بود. این جریان‌ها که سال‌هاست در خارج از کشور به دنبال ایجاد ناآرامی و بی‌ثباتی در ایران هستند، این بار با بهره‌گیری از برخی مشکلات اقتصادی و معیشتی، سعی کردند تصویری اغراق‌آمیز از اعتراضات سراسری ترسیم کنند، اما آنچه بیش از هر چیز دیگری در این میان برجسته شد، نه قدرت‌نمایی این گروه‌ها، بلکه شکاف عمیق و غیرقابل ترمیم میان دو جریان اصلی اپوزیسیون یعنی سلطنت‌طلبان حامی رضا پهلوی و هواداران گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) بود؛ اختلافی که به سرعت به درگیری‌های لفظی، اتهام‌زنی‌های متقابل و حتی برخوردهای فیزیکی در خارج از کشور انجامید و بار دیگر ناتوانی این جریان‌ها در ایجاد اتحاد علیه نظام اسلامی را آشکار ساخت.

این اختلافات، که ریشه در رقابت‌های دیرینه بر سر رهبری اپوزیسیون و مصادره اعتراضات مردمی دارد، در پلتفرم‌های اجتماعی مانند ایکس (توییتر سابق) به اوج رسید و هزاران پست پربازدید را به خود اختصاص داد. سلطنت‌طلبان، با ترویج شعارهایی مانند «جاویدشاه»، تلاش کردند اعتراضات ادعایی را به سمت بازگشت به دوران پهلوی سوق دهند، در حالی که هواداران گروهک منافقین با شعارهایی نظیر «نه شاه نه شیخ» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»، هرگونه بازگشت به سلطنت را رد کرده و آن را هم‌تراز با استبداد دانستند. این کشمکش نه تنها اتحاد مورد نیاز برای هرگونه حرکت هماهنگ را از بین برد، بلکه فرصت را برای رژیم‌های غربی و صهیونیستی فراهم کرد تا از این تفرقه به نفع سیاست‌های خود بهره‌برداری کنند، اما در نهایت، هوشیاری ملت ایران و نیروهای امنیتی مانع از تحقق اهداف شوم این جریان‌ها شد.

درگیری‌های فیزیکی اپوزیسیون ورشکسته در خارج

 

یکی از بارزترین جلوه‌های این شکاف، درگیری‌های فیزیکی میان هواداران دو جریان در تجمعات خارج از کشور بود که ویدیوهای آن به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد و هزاران بازدید و واکنش به همراه داشت. در شهرهایی مانند هامبورگ، برلین و پاریس، جایی که هر دو گروه تجمعات جداگانه‌ای برای حمایت از اعتراضات ادعایی داخل ایران برگزار می‌کردند، برخوردهای مستقیم رخ داد. سلطنت‌طلبان با شعارهایی مانند «ننگ بر سه فاسد ملا، چپی، مجاهد»، به تجمعات هواداران منافقین حمله‌ور شدند و در مقابل، طرفداران گروهک رجوی این اقدامات سلطنت‌خواهان را به نفوذی‌های رژیم نسبت دادند. این صحنه‌ها، که اغلب با دخالت پلیس محلی همراه بود، نه تنها تصویر خشن و غیرمتمدنانه‌ای از اپوزیسیون خارج‌نشین را بیش از پیش عیان کرد، بلکه نشان‌دهنده عمق کینه ودشمنی داخلی میان این جریان‌ها بود.

این درگیری‌ها، بار دیگر ثابت کرد که سلطنت‌طلبان و منافقین، علی‌رغم ادعای مشترک ضدیت با جمهوری اسلامی، در عمل به دنبال حذف یکدیگر از صحنه هستند. سلطنت‌طلبان، هواداران رجوی را «فرقه تروریستی» و «از آخوند آخوندتر» می‌خواندند، در حالی که منافقین، پهلوی‌چی‌ها را «فاشیست» و همکار پنهان جمهروی اسلامی توصیف می‌کردند. چنین رفتارهایی، که یادآور درگیری‌های داخلی اپوزیسیون در دهه‌های گذشته است، نه تنها هیچ دستاوردی برای مردم ایران به همراه نخواهد داشت، بلکه نشان از آینده بی‌ثبات و سیاه ایران در صورت به قدرت رسیدن این جریانات است.

جنگ رسانه‌ای و اتهامات جعل؛ تلاش ناکام برای مصادره صدای مردم

در قلب این اختلافات، جنگ رسانه‌ای شدیدی بر سر تفسیر شعارهای خیابانی و ویدیوهای منتشرشده از داخل ایران شکل گرفت که به یکی از پربسامدترین موضوعات فضای مجازی تبدیل شد. سلطنت‌طلبان با انتشار ویدیوهایی از شهرهایی مانند تهران، شیراز و تبریز، ادعا کردند که مردم شعار «جاویدشاه» سر می‌دهند و اعتراضات را مردمی و پهلوی‌خواه می‌دانند. در مقابل، حساب‌های نزدیک به گروهک منافقین این کلیپ‌ها را «جعلی» و «صداگذاری‌شده» خواندند و ویدیوهای دیگری با شعارهای ضدپهلوی مانند «آذربایجان شرفدی، پهلوی بیشرفدی» منتشر کردند، که به ادعای آنها صدای واقعی مردم آذربایجان و دیگر مناطق بود.

این اتهامات متقابل، که با هشتگ‌هایی مانند #جاویدشاه از سوی سلطنت‌طلبان و #نه_شاه_نه_شیخ از سوی منافقین همراه بود، به سرعت به ترندهای پرتکرار تبدیل شد و کاربران مستقل را نیز به تردید واداشت. بسیاری از ناظران، هر دو طرف را به مصادره اعتراضات مردمی و جعل واقعیت متهم کردند، در حالی که واقعیت این بود که هیچ اعتراض سراسری سازمان‌یافته‌ای در داخل کشور شکل نگرفته بود. این جنگ رسانه‌ای نه تنها اپوزیسیون را تضعیف کرد، بلکه نشان داد که این جریان‌ها بیش از توجه به مشکلات واقعی مردم، درگیر رقابت‌های کور بر سر قدرت آینده هستند؛ رقابتی که در نهایت به نفع ثبات و امنیت جمهوری اسلامی تمام خواهد شد.

تفرقه، پاشنه آشیل ابدی معاندین نظام

بررسی این رویدادها نشان می‌دهد که اختلاف میان سلطنت‌طلبان و گروهک منافقین، فراتر از یک نزاع مقطعی، ریشه در تفاوت‌های ایدئولوژیک و تاریخی دارد؛ یکی به دنبال بازگشت به دوران دیکتاتوری پهلوی و دیگری به قدرت‌طلبی فرقه‌ای مریم رجوی. این تفرقه، که با اتهامات خیانت، تروریسم و نفوذی بودن همراه بود، بار دیگر ثابت کرد که اپوزیسیون خارج‌نشین فاقد هرگونه وحدت و برنامه واقعی برای ملت ایران است. همان گونه که شهید آوینی سالها پیش درباره ناتوانی این جریانات در ایفای نقش متحد و مؤثر در تحولات اجتماعی بیان می‌کند: «اگر در تاریخ جدید غرب روشنفکران منشأ اثرات سیاسی بوده‌اند، در اینجا این وظیفه همواره بر گرده روحانیون و رهبران مذهبی مردم بوده است، مردم مقلد مراجع مذهبی خویش هستند و روشنفکران محکوم به نفی در نفی هستند،کارشان به اثبات نمی‌کشد!»

در حالی که مردم ایران با هوشیاری، این توطئه‌ها را خنثی کرده و خواهند کرد، این جریان‌ها در باتلاق اختلافات خود غرق شدند و فرصت‌های ادعایی را از دست دادند. تحلیل پایگاه خبری قرارگاه سادات جهان مبتنی بر تجربه تاریخی نشان می‌دهد که چنین شکاف‌هایی، همیشه به نفع نظام‌های مردمی و مقاوم مانند جمهوری اسلامی تمام شده و این بار نیز، تفرقه معاندین، ضامن پایداری انقلاب اسلامی گردید.