بازنمایی اعتراضات بازار توسط رسانههای معاند، مجموعهای از تکنیکهای حسابشده را به کار میگیرد که در سطح محتوایی و بصری طراحی شدهاند تا تجربه اقتصادی و اجتماعی مردم را به روایت بحران و بیاعتمادی بدل کنند. تحلیل این تکنیکها نشان میدهد که هدف اصلی نه انعکاس واقعیت، بلکه مهندسی احساسات، تسری اعتراض و برجستهسازی شکاف اجتماعی است.
۱. شعارسازی:
شعارها کوتاه، تکخطی و تکرارشونده، ابزار اصلی القای انگارهاند. با تکرار عبارتهای ساده اما بار معنایی بالا، رسانههای معاند تلاش میکنند تا حضور و مطالبه معترضان را به عنوان یک جریان گسترده و عمومی بازنمایی کنند. این تکنیک، علاوه بر برجستهسازی خواستهها، امکان تولید و انتشار سریع محتوا در شبکههای اجتماعی را نیز فراهم میکند.
۲. نمادسازی:
فیلمها و تصاویر از یک فرد یا گروه کوچک که مقابل نیروهای امنیتی ایستادهاند، به «نماد مقاومت» تبدیل میشوند. در قاب رسانهای، این تصاویر به گونهای طراحی میشوند که گویی حضور فردی کوچک، نماینده کل جامعه است و توان مقابله با حاکمیت را دارد، حتی اگر واقعیت چنین نباشد.
۳. دوگانهسازی:
مهندسی واژگان، اعتراض را در قالب دوگانههای ساده اما هیجانی بازنمایی میکند: «سرکوبگر – معترض»، «حق – زور». این تکنیک با کاهش پیچیدگی روایتها، امکان تحریک سریع احساسات و ایجاد قطببندی ذهنی را فراهم میآورد و مخاطب را به سمت قضاوت سریع و احساسی هدایت میکند.
۴. تنشسازی:
ایجاد القای مستقیم درگیری میان معترضان و نیروهای امنیتی، بخشی از مدل تقویت اعتراض است. رسانههای معاند با برجستهسازی لحظات درگیری، خشونت محدود و غیرساختاری را به عنوان نماد بحران نشان میدهند و این تصویر را به عموم جامعه منتقل میکنند تا حس اضطراب و تهدید را افزایش دهند.
۵. تعمیمسازی اعتراضات:
یک اعتراض کوچک در یک نقطه از بازار یا دانشگاه، با تکنیک تصویربرداری و انتخاب خبر، به شکل اعتراض سراسری در چند محله و حتی استانها بازنمایی میشود. این روش باعث میشود مخاطب تصور کند که یک حرکت محدود، نماینده کل جامعه است و عملاً دامنه اعتراض بزرگتر جلوه داده شود.
۶. اهریمنسازی:
با برجستهسازی شعارهای ضدنظام و حمله به نمادهای سیاسی و دینی، رسانههای معاند تلاش میکنند تابوهای اجتماعی را بشکنند و رفتارهای اعتراضی را به هنجار ذهنی مخاطب تبدیل کنند. این فرآیند باعث ایجاد تصویر دشمنی و قطببندی شدید در جامعه میشود.
۷. آرمانسازی:
شعارها و تصاویر سلطنتطلبانه و تاریخی، به عنوان یک آرمان مطلوب در رسانهها برجسته میشوند. رسانههای معاند با این تکنیک، به دنبال ایجاد امید و انگیزه خیالی برای جایگزینی نظام موجود هستند و از گذشته تاریخی و چهرههای نمادین بهره میبرند.
۸. کانونسازی اعتراضات:
تمرکز بر بازار و اصناف بهمثابه «هویت مرکزی» اعتراض، موجب میشود تصویر اعتراضات اقتصادی به عنوان هسته بحران اجتماعی نمایش داده شود. این تکنیک مخاطب را به این باور هدایت میکند که فشار اقتصادی و نارضایتی عمومی در کانون اصلی اقتصاد ملی تجلی یافته است.
۹. جمعیتسازی:
از طریق نمایش تجمعهای محدود با بزرگنمایی تعداد افراد، تهدید اصناف به اعتصاب و دمیدن در هیجان خیابانی، رسانههای معاند تلاش میکنند حس حضور گسترده و فراگیر مردم را القا کنند. این روش برای ایجاد فشار اجتماعی و تشویق سایر افراد به مشارکت در اعتراضها استفاده میشود.
۱۰. جریانسازی:
اعتراضات تنها زمانی تأثیرگذار دیده میشوند که به صورت جریان دائم و در گردش رسانهای باقی بمانند. رسانههای معاند با انتشار لحظهای اخبار، ویدیو و تصاویر از اعتراضات کوچک و تکرارشونده، تلاش میکنند حضور مردم را به یک روند مستمر بدل کنند که توجه عمومی و رسانهای را حفظ کند.
نتیجهگیری راهبردی:
تحلیل تکنیکهای رسانههای معاند نشان میدهد که تمرکز اصلی بر تحریک احساسات، برجستهسازی حضور زنان و اقشار خاص، ایجاد دوگانهسازی و القای بحران مستمر اقتصادی و اجتماعی است. این اقدامات، ضمن بزرگنمایی اعتراضات محدود، تلاش میکنند مطالبه اقتصادی و صنفی واقعی را با روایت خیالی و احساسی ترکیب کنند و به آشوب اجتماعی دامن بزنند.
بنابراین، افزایش آگاهی رسانهای، تحلیل دقیق تصاویر و اخبار و بازنمایی واقعیتهای میدانی بهصورت مستند و شفاف، تنها راه مقابله با مهندسی رسانهای معاندین است.












































