مهمترین خبرها
پس از نشست چهارجانبه تهران با حضور ریاض، آنکارا و اسلامآباد؛ پایان قرنِ غریبهها
فهرست مطالب
در هوای پاییزی تهران، قاب عکسی ثبت شد که شاید تا چند سال پیش تحقق آن حتی در مخیله خوشبینترین تحلیلگران روابط بینالملل هم نمیگنجید: نمایندگان عالیرتبه ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی دور یک میز، رو به دوربینها لبخند زدند و بر سر یک گزاره کلیدی همپیمان شدند: «تداوم بیوقفه گفتگوها تا تحقق صلح و امنیت پایدار در منطقه».
برای خوانندهای که اخبار را شتابزده و در هیاهوی شبکههای اجتماعی دنبال میکند، انتشار یک «بیانیه پایانی» شاید رخدادی تشریفاتی به نظر برسد؛ اما در شطرنج پیچیده خاورمیانه و جنوب آسیا، کلمات وزن ژئوپلیتیک دارند. این بیانیه نه یک تعارف دیپلماتیک، بلکه سندی بر شکلگیری نظمی نوین با محوریت تهران است؛ نظمی که ستونهای آن بر اراده پایتختهای منطقه استوار شده، نه دستفرمان قدرتهای فرامنطقهای.
پیوند دوباره غرب و جنوب آسیا؛ تهران در کانون اتصالات
سالها تصویر مسلط رسانههای بینالمللی از غرب آسیا، روایتی تکبعدی از گسست، رقابتهای فرسایشی و قطببندیهای آشتیناپذیر بود. پروژه امنیتیسازی محیط پیرامونی ایران و القای انزوای دیپلماتیک، خط خبری ثابتی بود که از اتاقهای فکر غربی تغذیه میشد.
نشست چهارجانبه اخیر خط بطلانی عینی بر این پروپاگاندا کشید. حضور همزمان ریاض (بهعنوان ثقل جهان عرب)، آنکارا (پل اتصال آسیا به اروپا و عضو ناتو)، اسلامآباد (تنها قدرت هستهای جهان اسلام) در کنار تهران، نشان داد که جمهوری اسلامی ایران نهتنها منزوی نیست، بلکه امروز به «گرانیگاه پیونددهنده» منافع قدرتهای نوظهور جهان اسلام بدل شده است. میزبانی تهران از این نشست پیام شفافی به همراه داشت: هرگونه معماری امنیتی در جغرافیای پیرامونی بدون مشارکت فعال و هدایتگر ایران، ناممکن است.
پوستاندازی راهبردی؛ از «امنیتیسازی غرب» تا «ابتکارات بومی»
هسته مرکزی بیانیه صادرشده—تأکید بر تداوم مذاکرات منطقهای—یک گزاره راهبردی را اثبات میکند که ایران سالها بر آن اصرار ورزیده است: امنیت خاورمیانه خریدنی یا وارداتی نیست؛ بلکه ساختنی و درونزاست.
تجربه دهههای اخیر، از مداخلههای نظامی مستقیم تا طرحهای ابتر پیمانهای امنیتی تحمیلی از سوی واشنگتن، حاصلی جز فرسایش منابع و بیثباتی پایدار برای کشورهای منطقه نداشته است. همنشینی چهار قدرت صاحب نفوذ نشان میدهد که محاسبات ژئوپلیتیک در ریاض، اسلامآباد و آنکارا دچار تحولی واقعبینانه شده است. درک مشترک از تهدیداتی چون تروریسم، بیثباتی مرزها، و اخلال در کریدورهای ترانزیتی و انرژی، کشورهای منطقه را به این جمعبندی رسانده که منافع بلندمدت ملتهایشان در همافزایی با همسایگان مقتدری چون ایران تعریف میشود، نه اتکا به چترهای امنیتی شکننده خارجی.
این چرخش دیپلماتیک تجلی عملی سیاست همسایگی و دکترین تعامل سازنده جمهوری اسلامی است؛ رویکردی که پیش از این در احیای روابط با ریاض و پیمانهای منطقهای نظیر شانگهای و بریکس پایهریزی شده بود و حالا در قالب فرمتهای چهارجانبه و چندجانبه به بار نشسته است.
اقتصاد؛ ضامن نفوذناپذیر صلح سیاسی
در ادبیات روابط بینالملل، توافقهای سیاسی بدون زیرساخت اقتصادی تابآوری پایینی دارند؛ اما نشست تهران یک مزیت استثنایی دارد: جغرافیای هر چهار کشور، حلقههای طلایی مسیرهای تجاری بینالمللی هستند.
ایران و ترکیه دروازههای کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب محسوب میشوند؛ پاکستان شریان اصلی کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) است و عربستان موتور مالی بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری منطقه. پیوند زدن گفتوگوهای امنیتی به منافع اقتصادی مشترک—از تسهیل مبادلات مرزی تا اتصال شبکههای انرژی—همان برگ برندهای است که تهران روی میز گذاشته است. به بیان دیگر، وقتی سرنوشت اقتصادی کشورها به یکدیگر گره بخورد، هزینه تنش و درگیری برای هر بازیگری به شکل تصاعدی بالا میرود. بیانیه مشترک تهران، گام نخست برای تبدیل «رقابتهای فرسایشی گذشته» به «همگرایی ژئواکونومیک آینده» است.
فراتر از بیانیه؛ افقهای پیشرو
پایان نشست تهران، در واقع آغاز یک آزمون عملی است. توافق بر سر «ادامهدار بودن گفتگوها» مهمترین دستاورد فنی این نشست است، چرا که نشان میدهد هیچیک از طرفین به این رویداد بهعنوان یک ژست رسانهای مقطعی نگاه نمیکنند. تبدیل این کانال چهارجانبه به یک «سازوکار منظم دیپلماتیک-امنیتی» میتواند در گامهای بعدی، زمینه همکاریهای ملموس در حوزههایی چون مهار تروریسم مرزی، ساماندهی مهاجرت، توسعه کریدورهای مشترک و خلع سلاح روانی رسانههای تفرقهافکن را فراهم سازد.
ایران با این میزبانی نشان داد که نهتنها از ابزارهای بازدارندگی دفاعی مستحکمی برخوردار است، بلکه ابتکار عمل دیپلماتیک برای ایجاد اجماع میان پیچیدهترین بازیگران منطقه را نیز در اختیار دارد. «مربع ثبات تهران» آغازگر فصلی است که در آن، سرنوشت غرب و جنوب آسیا، دیگر پشت درهای بسته واشنگتن یا پایتختهای اروپایی رقم نمیخورد؛ این بار متن اصلی را پایتختهای تاریخی منطقه و با جوهر منافع مشترک خود مینویسند.